از شروع سال جاری تا کنون خبرهایی از اقدام به خودکشی مردان و زنان در رسانههای کشور به نشر رسیدهاند. این پدیده در سالهای اخیر در افغانستان بیشتر شده و تنها در یک هفتهی گذشته سومین بار است که خبری از خودکشی به نشر رسیده است. یک مرد سی ساله در ولایت غور بهخاطر تحمل چندین سال بیکاری، خود را دار زد و جوانی فارغالتحصیل از دانشگاه تعلیم و تریبه نیز بهخاطر بیکار ماندن بعد از فراغت از تحصیل، خودش را حلقآویز نمود و یک زن در ولایت قندوز بهخاطر فقر و معتاد بودن شوهرش که زن و فرزندانش را رها کرده بود، خود و 9 پسر و 2 دخترش را به آتش کشید و خوشبختانه توسط پولیس نجات داده شدند.
این پدیده در سالهای اخیر در جامعهی افغانستان شایع گردیده است. خودکشی میتواند عوامل مختلف اجتماعی و روانی داشته باشد. بر اساس تحقیق تاموس جوینر ((Thomas Joiner استاد دانشگاه ایالتی فلوریدا در امریکا که در مورد علت و زمینههای خودکشی تحقیق کرده است، سه عامل از دست دادن دلبستگیهای اجتماعی و عاطفی که منجر به تنهایی میشود؛ احساس غیرمفید بودن که منجر به پوچی میشود؛ بالا رفتن میزان تحمل درد و رنج را از عوامل اصلی روانی و اجتماعی خودکشی در سطح جهان معرفی میکند. آقای جوینر بهخاطری تحقیق در مورد خودکشی را انجام داده است پدرش نیز خودکشی کرده است و این مسئله برایش تحقیقبرانگیز بوده است. بر اساس یافتههای او، خودکشی در میان ورزشکاران حرفهای، روسپیها و فقرا بیشتر میباشد.
اگر بر اساس یافتههای این، محقق افزایش خودکشی را در سالهای اخیر در افغانستان، موازی با تغییرات اجتماعی و الگوهای زندگی از سیزده سال به اینسو بررسی کنیم، سه عاملی را که جوینر سبب خودکشی معرفی کرده است، در جامعهی افغانستان به علت تغییرات یکباره و سریع اجتماعی که در طول سیزده سال به وجود آمد و باعث شد که الگوی زندگی، کسب معیشت و ارتباطات را در این جامعه متحول سازد و بر اثر آن الگوهای ارتباطی و عاطفی گذشته کمرنگ شدند و جوانان تلاش میکنند که از الگوی زندگی شهرنشینی و مدرن پیروی کنند؛ بر اساس همین تغییرات، نیازهای جدیدی هم بهوجود آمدهاند و دسترسی به آن بهخاطر مشکلات اجتماعی، فساد اداری و نبود زمینههای کار سبب گردیده است که فاکتورهای زمینهساز خودکشی که عبارت از ناهنجاریهای عاطفی و بیکاری میباشد، افزایش پیدا کنند. بسیاری از افرادی که نمیتوانند نیازمندیهای زندگی خود و اقاربشان را تأمین کنند، این باعث سرخوردگی و کمبینی در آنها میشود. افزایش فقر، محرومیت و نابهسامانیهای اجتماعی عواملی میباشند که تحمل درد و رنج را برای انسان دشوار میسازد. در ذیل به شرح هریک از عوامل خودکشی میپردازم.
از دست دادن وابستگیهای عاطفی و اجتماعی
یکی از ویژگیهای برجستهی شیوهی زندگی سنتی، وابستگیهای عاطفی و اجتماعی میباشد و همهی اعضای خانواده، وابستگان نزدیک و حتا همقبیله نسبت به همدیگر احساس خودمانی و نزدیکی دارند و یک احساس و وابستگی عاطفی روحیهی همکاری در میانشان وجود دارد. این خصوصیت باعث حفظ روحیهی ایثار و فداکاری میان افراد شده و احساس تعلق و وابستگی را در میان افراد زنده نگه میدارد و احساس عاطفی که از این ارتباط میان انسان بهوجود میآید، بر کاهش رنج و تأثیرگذاریهای آن مؤثر میباشد. تغییرات یکباره و گستردهی اجتماعی در سیزده سال گذشته باعث شده است که در شهرها و در بعضی روستاها که در زمینهی دسترسی به امکانات و وسایل ارتباطی بهتر شدهاند و سطح سواد در آن بالا رفته است، هنجارها و الگوهای شیوهی زندگی سنتی در آن متحول شدهاند و این تغییرات باعث شدهاند که در نخست ساختار خانواده از حالت گسترده شکسته شود و زوجهای جوان بخواهند از پدر، مادر و سایر اعضای خانواده جدا زندگی کنند و یکی از پیامدهای آن این میباشد که افرادی که حمایت و وابستگیهای عاطفی خویش را از دست دادهاند، به نوعی سرخوردگی مواجه میشوند و این افراد اگر نتوانند با شرایط جدید خود را سازگار سازند، با انحرافات اجتماعی و از جمله خودکشی روبهرو میشوند.
یکی از عوامل زمینهساز از بین رفتن وابستگیهای عاطفی و اجتماعی، طلاق و جدایی میباشد. طلاق میتواند عوامل مختلف داشته باشد. اما یکی از عوامل آن در جامعهی افغانستان، تغییر موقفهای اجتماعی و گسترش روابط عاطفی و جنسی زن و مرد خارج از رابطهی زن و شوهری میباشد که در این زمینه نقش امکانات و وسایل ارتباطی که یکباره در جامعهی افغانستان پدید آمد، هم مؤثر بوده است. هدف از اشاره به این مسئله این نیست که نسبت به تغییرات پیش آمده بدبینانه نگریسته شود، هدف این میباشد که این تغییرات که در جامعهی افغانستان سابقه نداشت و زمینههای شکلگیری آن از نظر سطح فرهنگی مساعد نبود و باعث ناهنجاریهای جدید اجتماعی گردید و کسانی که از این ناهنجاریها متأثر گردیدند، وابستگیهای عاطفی خویش را از دست دادند، این مسئله میتواند یکی از عوامل خودکشی محسوب شود.
احساس غیرمفید بودن
احساس غیرمفید بودن یکی از عوامل خودکشی در تحقیقات جوینر معرفی شده است. این پدیده در جامعهی افغانستان عوامل گوناگون دارد و در طول سیزه سال عواملی چون تغییر موقف، شغل و اعتبار اجتماعی افراد که جامعه یکباره از یک حالت جنگی که در آن فرماندهان، سربازان و بزرگان قومی از شأن بالایی برخورد بودند و در سطح رهبری جامعه قرار داشتند، موقفهای شغلی و اجتماعیشان در این مرحله تغییر یافت. همچنین بر اثر خشکسالی، بیجا شدن و مهاجرتها، بسیاری از افراد جامعه یکباره با شرایط جدید روبهرو شدند. تعدادی از آنها به موقفهای بالا رسیدند و تعدادی که از چرخهی روابط و زمینههای رشد اجتماعی بیرون ماندند، با تنگدستی و فقر مواجه شدهاند، این مسئله باعث ناهنجاریهای روانی برای این افراد گردیده و طاقتفرسا بودن رنج و محنت برایشان باعث میشود که احساس غیرمفید بودن و کمبینی کنند. این افراد در معرض روآوری به انحراف و بزهکاریهای اجتماعی و خودکشی میباشند.
طاقتفرسا شدن رنج و درد
این موضوع یکی از عوامل خودکشی محسوب میشود. جامعهی افغانستان با توجه به مشکلات و نارساهایی که دارد، زمینهی یک زندگی آرام در آن محدود میباشد. بسته بودن جامعه، فسادهای اجتماعی و سیاسی و نارساییهایی چون تجاوز جنسی، خشونت علیه زنان و عدم مجازات مجرمان و دسترسی به عدالت و بدبینیهای اجتماعی و فرهنگی نسبت به کسانی که قربانی خشونت جنسی گردیدهاند و سنتهای دست و پاگیر اجتماعی از جملهی زمینهها و عواملی میباشند که تحمل رنج و درد را طاقتفرسا میسازند. اقدام خودکشی یک زن و فرزندانش در ولایت قندوز و خودسوزی صدها زن در هرات و سایر ولایتها بهخاطر خشونتهای خانوادگی و خودکشی جوان تحصیلکرده در ولایت بغلان و خودکشی یک دختر بهخاطر نازیبا بودن در ماه جوزای امسال در ولایت جوزجان، از جملهی مواردی میباشند که بر اثر طاقتفرسا بودن رنج و درد به وقوع پیوستهاند.
