گسترش دامنهی فقر، گرسنگی، بیکاری و بحران برخواسته از رویکارآمدن دوبارهی طالبان در کشور، آمار بیماریهای روانی و عصبی بیشتر از هر زمانی میان مردم بهویژه باشندگان بلخ فراگیر شده است.
شفاخانه حوزوی ابو علی سینای بلخی که یکی از بزرگترین شفاخانهها در شمال کشور است، این روزها پای افراد زیادی مبتلا به بیماریهای روانی را بهسوی خود کشانیده است.
در یکی از بسترهای بخش صحت روان این شفاخانه با جوانی با قد بلند و چهرهی زیبا روبهرو میشوم که خودش را با نام مستعار میلاد معرفی میکند و میگوید که تحت مراقبت پزشکان است.
میلاد سه سال قبل تحصیلاتاش را تا مقطع ماستری در رشته اقتصاد در یکی از دانشگاههای خصوصی هندوستان خوانده است و پس از برگشت در یکی از نهادهای خصوصی کار میکرده است.
میلادی عامل بحران بشری ناشی از تحولات اخیر را ناکارایی رهبران سیاسی بیان کرده و علت متبلا شدن به بیماری روانیاش را اینگونه حکایت میکند: «سابق در یک دفتر کار میکردم. زندگیام راحت بود. مشکلات نداشتم. اما وقتی بیکار شدم زندگی سرم تاریک شد. از هر طرف فشار آمد سرم. کم است دیوانه شوم.»
میلاد تنها جوانی نیست که گسترش میزان فقر، گرسنگی و آمار بیکاری وی را به بیماریهای روانی مبتلا کرده، بلکه دهها بیمار دیگر نیز با حالت جدیدتر از میلاد در این مرکز طی درمان قرار دارند.
خواستم با تعداد دیگر این بیماران نیز صحبت کنم و روایت داستان زندگیشان را بدانم اما بهدلایل حاضر به حکایت نشدند.

افزایش ۴۵ درصدی بیماران روانی در بلخ
در همین حال مسئولان صحی در شفاخانه حوزوی ابو علی سینای بلخی با ابراز نگرانی از بیشتر شدن بیماران روانی و عصبی در بلخ میگویند که در روزهای پسین آمار این بیماری بهگونهی بیپیشینه بلند رفته است.
به گفتهی مسئولان صحی در بلخ، پیش از این روزانه ۲۵ الی ۳۰ مریض روانی و عصبی در شفاخانه ابو علی سینای بلخی مراجعه میکردند، اما اکنون این آمار به ۵۰ الی ۶۰ مریض در روز رسیده است.
داکتر همایون مومند، متخصص بخش عقلی و عصبی که بیش از ۱۵ سال عمر خود را در راستایی ارائه خدمات درمانی برای بیماران روانی در بلخ سپری کرده است و اکنون نیز مشغول فعالیت در شفاخانه حوزوی این ولایت است از افزایش تعداد بیماران روانی در روزهای پسین خبر میدهد.
آقای مومند آمار افراد مبتلا به بیماریهای روانی را نگرانکننده بیان کرده میگوید: «در گذشته در این بخش از ۳۰ مریض زیاد مراجعه نمیکرد اما فعلا روزانه ما بیش از ۵۰ نفر مریض داریم که از بیماریهای روانی رنج میبرند.»
داکتر همایون مومند همچنان میافزاید: «بدبختانه تعداد مریضهای ما که وضعیت وخیم دارند و مشکلات عصبی و روانیشان بیشتر است نیز زیاد شده. سابق ما ۵۰ نفر بستری داشتیم اما فعلا نزدیک به ۸۰ نفر بیماران حاد بستری داریم.»

در همین حال برخی از پزشکان رواندرمانی در بلخ نیز با تأیید افزایش بیسابقهی این بیماری در میان مردم، علت آن را بحران عمیق گرسنگی و صحی و میزان بلند بیکاری بهویژه میان جوانان بیان میکنند.
در همین حال وضعیت بد اقتصادیِ برخواسته از جنگ در سالهای پسین، مهاجرتها و مشکلات خانوادگی را از دیگر عوامل بلند رفتن این بیماری در بلخ عنوان میکنند.
داکتر اشرف روان، متخصص عقلی و عصبی که یکی از مشهورترین رواندرمانهای ولایت بلخ است، میگوید تحولات اخیر در کشور تأثیرات عمیقی روحی و روانی را بالای مردم گذاشته است.
داکتر اشرف روان میگوید: «بیکاری، فقر، ناداری، مشکلات امنیتی و نبود یک دورنمای روشن برای آیندهی مردم و کشور سبب شده تا این نوع بیماریها زیاد شود.»
آقای روان میگوید که بیشتر بیماران روانی جوانان هستند و میافزاید: «بیسرنوشتی، بیکاری و وضعیتی بحرانی در کشور باعث شده که بیشتر جوانان بهدلیل فشارهای زیاد به بیماریهای روانی، عقلی و عصبی مبتلا شوند.»

از سوی هم، برخی از روانشناسان میگویند که در این روزها بیشتر از هر دورهی گواه فراگیری مشکلات روانی در طبقات اجتماعی هستند.
آنان میگویند که در روزهای پسین، تجربههای مانند انزوال اجتماعی، نابرابریهای فردی و احساس بیگانگی میان جوانان بیشتر شده است.
هرچند روانشناسان برای مبتلایان به بیماریهای روانی، تغییر محیط زندگی، تفریح و سفر را پیشنهاد میکنند، اما شرایط بد اقتصادی نمیگذارد که روشهای درمانی این چنینی در افغانستان نتیجه دهند.
با این همه، متخصصان روانی در بلخ به این باور اند که اگر به حل مشکلات اقتصادی مردم و تلاش برای روی دستگیری یک برنامهی منظم کاریابی میان جوانان اقدام نشود، میزان افراد مبتلا به امراض روحی و روانی با گذشت هر روز بیشتر خواهد شد.
به باور این روانشناسان، میزان بلند این بیماریها میتواند رقم خودکشیها میان شهروندان را نیز بیشتر سازد.
احمدفرید حسنیار، یکی از روانشناسان میگوید: «زمانی که تهدیدی مثل بیکاری به سراغ یک انسان میآید، باعث ایجاد استرس، اضطراب، افسردگی و چالشهای روانی میشود؛ مسایلی که با گذشت زمان میتواند به خودکشی برسد.»
خواستم در این مورد دیدگاه مقامهای محلی طالبان را با خود داشته باشم و بپرسم که حکومت سرپرست طالبان برای ایجاد فرصتهای کاری و کاهش میزان فقر و گرسنگی چه برنامهی روی دست دارند اما با تلاشهای مکرر موفق به این کار نشدم.
