سعید مددی
شش ماه پس از دور نخست انتخابات، بالاخره حکومت تازه روز دوشنبه سوگند وفاداری یاد کرد. جنجالهای انتخاباتی که پس از ادعای تقلب گسترده توسط تیم داکتر عبدالله عبدالله شدت گرفت، آیندهی افغانستان را در هالهای از ابهام قرار داد و این احتمال را که افغانستان هنوز هم نتواند شاهد نخستین انتقال مسالمتآمیز قدرت باشد، شدت و قدرت بخشید.
اما پس از پادرمیانی نمایندگی ملل متحد، وزیر خارجهی امریکا و نقش غیرقابل انکار رییس جمهور کرزی که هردو نامزد روی ایجاد یک چارچوب تازهی حکومتداری که در آن هردو نامزد نقش مساوی داشته باشند، توافق کردند، وضعیت تغییر کرد. اشرف غنی رییس جمهور شد و عبدالله عبدالله به ریاست اجرایی حکومت– پست تازه تشکیل شده که مشابه صدارت است- قناعت کرد.
خیلیها اما به دوام و کارآیی این ساختار تازه شک دارند. ولی اشرف غنی از نخستین روزی که متن نهایی توافقنامهی حکومت وحدت ملی را امضا کرد، حتا منتظر مراسم تحلیف هم نماند و در ارگ مستقر شد. او در این مدت، یک هفته قبل از مراسم تحلیف، نخستین کاری را که انجام داد، دروازههای ارگ را به روی خیلیها گشود تا او را ببینند. اشرف غنی در این دیدارها سخن گفت، وعدههایش را تکرار کرد و خواست تا میتواند میزان بدبینی و انتقادها را کاهش دهد. دیدار او با جمع زیادی از هواداران حزب وحدت به رهبری کریم خلیلی و جنبش به رهبری دوستم، از مهمترین اینها بود. در هردوی این دیدارها، اشرف غنی حساب شده و مخاطبانش را شناخته حرف زد. در دیدار با هزارهها از حل معضل کوچیها گفت و وعده داد مناطق مرکزی را از زندان جغرافیایی- واژهای که خودش ابداع کرده- بیرون آورد. برای ازبکها هم از امیر علیشیر نوایی گفت و از افتخارات تاریخی.
اینکه چقدر این وعدهها جامهی عمل میپوشند، گذر زمان نشان خواهد داد؛ اما مهم این است که او در اولین روزها تلاش کرد با مردم ارتباط برقرار کند و به زبان خود آنها حرف جدی بگوید. خلاف کرزی که فقط با کلمات بازی میکرد.
دوشنبه اما او مراسم تحلیف را بهجا آورد و رسما ارگ را از حامد کرزی که در سیزده سال اخیر متصرف بود، تحویل گرفت. این مراسم نکات درخور توجه زیادی داشت؛ اما مهمترین بخش، برنامهی سخنرانی اشرف غنی احمدزی بود. برای اولین بار، کسی در سطح یک رییس جمهور حرف میزد؛ حساب شده، منطقی و فراگیر. اشرف غنی مهمترین اولویتهای کاریاش را برشمرد و بر وعدههایی که در دوران انتخابات داده بود، تأکید دوباره کرد. به چند نکته میشود اینجا به گونهی مثال پرداخت:
مبارزه با فساد: او بهصورت واضح قاطعیتش را برای مبارزه با فساد اعلام کرد. از وکلای پارلمان خواست در امر تقرر مقامهای بلندپایه مداخله نکنند و برای دیدارهای شخصی مزاحم وزیران نشوند. او به ناکارایی وسیع در دستگاه قضا و دادستانی پرداخت و تأکید کرد که گامهای عملی را در این راستا برخواهد داشت. بهطور مثال، اشرف غنی گفت، «رشوتدهنده و رشوتگیرنده هردو عامل شر و فساد اند و قانون با آنها برخورد جدی خواهد کرد.» این نوع دید که رشوت را بیشتر به عنوان یک جرم و بزهکاری اداری و بروکراتیک ببیند، تا یک امر نادرست اخلاقی و در گونهی جدیترش، یک گناه از دید اسلام، آنچنان که تا حال شاهد بودهایم، امر تازه است و ضمانت اجرایی این وعده را تقویت میکند. پیشتر او در مصاحبهاش با بیبیسی هم گفته بود که عاملان فساد را به زندان خواهد افگند، حتا اگر وزیران کابینهاش باشند. او همچنان در این گفتوگو وعده داده بود، تا پایان دورهی کاریاش، جایگاه افغانستان در فهرست دیدهبان بینالمللی شفافیت را تا 100 درجه بالا ببرد. در پیوند به این امر، او روز دوشنبه ضیا مسعود را که در صورت پیروزی قطعیاش، رییس اجرایی میشد، به عنوان نمایندهی ویژهاش در امور حکومتداری و اصلاحات گماشت.
صلح: در بحث صلح اما اشرف غنی آنچنان که توقع میرفت و آنچنان که در جریان تبلیغات انتخابات نشان داده بود، خیلی واضح حرف نزد. او کماکان حرفهایی را تکرار کرد که حداقل در هفت سال اخیر از زبان رییس جهمور کرزی پس از سردی رابطهاش با غرب شنیدهایم. مثلا، اشرف غنی گفت که او نمیتواند به روندی برای صلح تن در دهد که آتش جنگ دیگری را برمیافروزد. این سخن عین حرف کرزی است که از زبان اشرف غنی بیرون میشود. وی افزود، عدالت اجتماعی بنیاد صلح را تشکیل میدهد. نکتهی درخور تأمل اما این است که حتا این جنگ با دشمنی که در مقابله با تمام مردم افغانستان قرار دارد، نیز رنگ و بوی قومی گرفته است. اشرف غنی در جریان مبارزات انتخاباتی در قندهار گفت که او خرسند است از اینکه به وعدهاش مبنی بر رهایی زندانیان طالب از بگرام عمل کرده است. جدا از اینکه این حرف درست است یا نادرست، نفس اینکه غنی تنها در قندهار این حرف را گفت، خود میرساند که او این حساسیت هویتی طالبان را جدی گرفته است. در سالهای اخیر، یکی از انتقادها بر گفتوگوهای صلح همین عدم وضاحت موقف دولت افغانستان بوده است. خیلیها بدین باور اند که عدم تعهد و ارادهی سیاسی برای مقابلهی شدید نظامی با طالبان که آنان را وادار به پذیرفتن گزینهی مصالحه کند، نه تنها به طالبان انگیزهی قویتر برای جنگ داده است، بلکه دید افغانها نظر به طالبان را نیز تحت تأثیر قرار داده است، تا جایی که تا اکنون هیچ گفتمان فراگیر ضدطالبانی شکل نگرفته و حتا در نقاط دوردست مردم کماکان با طالبان کنار آمدهاند. ضعف حضور دولت مرکزی نیز زمینه را مساعد کرده تا مردم بالاجبار به دستگاه قضایی-شرعی طالبانی و محکمههای صحرایی آنان رجوع کنند. اشرف غنی حالا خواسته یا نخواسته نمیتواند به عنوان یک پشتون- در جامعهای که تنها یک دهه و اندی قبل همین هویتهای قومی معیار اصلی صفبندی سیاسی بود- از تقابل نظامی آنچنان که عبدالله و عطا میتوانند حرف بزنند، سخن بگوید.
حقوق زنان و آزادیهای مدنی: اشرف غنی اولین رییس جمهور افغانستان است که خانمش در اکثر محافل او را همراهی میکند و در مواردی حتا حرف میزند. روز دوشنبه هم رولا غنی- رولا اصلا لبنانی است که همدورهی آقای احمدزی در دانشگاه امریکایی بیروت بوده و بعدا یک ماستری ژورنالیزم از کلمبیا گرفته است- که خود رییس جمهور بیبی گل نامیدش، در مراسم تحلیف حاضر بود و اشرف غنی از او برای ایستادن در کنارش و حمایتش سپاسگزاری کرد. اشرف غنی بارها در مناسبتهای گوناگون گفته که او از مادربزرگش و بعدا از خانمش بیشترین چیزها را در بارهی زندگی آموخته است. حالا اینکه چقدر این ادعا درست است، بحث دیگری است. مهم این است که او در جامعهی سنتیای مانند افغانستان، به تکرار از دو زن به عنوان بزرگترین معلمان زندگیاش یاد میکند. اگرچه خیلیها با گفتن اسم «بیبی گل» به جای رولا، از وی انتقاد کردند؛ اما نفس اینکه او خانمش را مانند رییس جمهور کرزی که این ارزشها را به افغانستان آورد، در خانه پنهان نمیکند، قابل تقدیر است. پیشتر او گفته بود، اگر خانمش بانوی اول کشور شود، از خود دفتر مستقلی خواهد داشت و به کارهای رضاکارانه برای خانمها ادامه خواهد داد. او یکبار دیگر در مزاسم تحلیف به ادامهی فعالیت خانمش تأکید کرد. او همچنین چندین بار تکرار کرد که نه ولایتهای درجهبندی شده در حکومتش وجود خواهند داشت و نه شهروندان درجهبندی شده.
این چند نکته شاید الزاما مهمترین حرفهای او که روز دوشنبه گفت، نباشند؛ اما عملیترین و واضحترین حرفهای او بودند و شاید بتوان امیدوار بود که او در حیطهی تواناییها، امکانات و صلاحیتهایش در امر عملی ساختن این وعدهها بکوشد. مبارزه با فساد میتواند مهمترین آن باشد. در صورت موفقیت چشمگیر در امر کاهش فساد اداری، اشرف غنی شاید بتواند یک ادارهی موفق را برای افغانستان به میراث بگذارد و نگذارد در مقایسهی تاریخی نسلهای آینده در مقابل رییس جمهور کرزی، کم بیاورد.
بقیهی حرفهای او از آن جهت زیاد جدی نبودند که یا خیلی تکراری و معمولی بودند، یا اینکه خیلی آرمانگرایانه. مثلا، او از قطع مداخلهی خارجیها گفت، حرفی که دیگر اصلا تازگی ندارد. یا اینکه او وعده داد تا در جهت ایجاد یک اجماع قارهای برای کاهش فقر در سطح آسیا تلاش کند. این حرف نمیتواند حرکتی بیشتر از یک تلاش خام برای به رخ کشیدن تواناهایی علمی وی باشد، ورنه کسانی که اندک آَشنایی با مسایل مرتبط به توسعهی اقتصادی و کاهش فقر دارند، میدانند که افغانستان به هیچصورت در موقفی نیست که کمترین شانس برای ایجاد و رهبری چنین گفتمانی داشته باشد. حتا اگر بحث تواناییهای علمی مطرح باشد، کسانی مانند داکتر یونس در بنگلادیش و امارتیا سِن در هند برای این کار مناسبتر اند- شاید اگر ممکن بود، تا حال این کار را کرده بودند.
روزها و ماههای آینده آبستن رخدادهای مهمی خواهند بود. تشکیل کابینه تا حد زیادی نشان خواهد داد چقدر رییس جمهور غنی در امر مبارزه با فساد و تقویت حقوق زنان جدی است. مثلا، باید دید او با زاخیلوال، حمید لالی و ظاهر قدیر از اعضای کلیدی تیم انتخاباتیاش که متهم به فساد گستردهاند، چه خواهد کرد. از سوی دیگر، باید در این ماههای اول دید، این ساختار وحدت ملی چقدر دوام میآورد و تا چه اندازه غنی و عبدالله میتوانند زیر یک سقف، پشت یک میز با هم کار کنند.
