رهبران جدید افغانستان متعهدند؛ امریکا نیز باید متعهد باشد

اطلاعات روز

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: ایوانیس کوسکیناس

برگردان: حمید مهدوی

پس از این‌که رییس جمهور اشرف غنی در 29 سپتامبر سوگند یاد کرد، اولین فرمان او به عنوان رییس جمهور، ایجاد پست ریاست اجرایی بود. پس از ادای سوگند عبدالرشید دوستم، معاون اول و سرور دانش، معاون دوم اشرف غنی؛ عبدالله عبدالله و معاونانش نیز ادای سوگند کردند. جان کری، وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده، حکومت وحدت ملی جدید را «پیروزی زمام‌داری و سازش در افغانستان» خواند. با توجه به این‌که آن‌ها روند شش‌ماهه‌ی انتخابات، به‌شمول روند تفتیش آرا که تقریبا سه ماه به درازا کشید‌ را پشت سر گذاشته‌اند و چالش‌های بی‌شماری را پیش‌‌رو دارند، با این حال، غنی و عبدالله آزمایش‌های واقعی را در پیش‌رو دارند، نه این‌که آن‌ها را سپری کرده باشند.

ایالات متحده به نوبت خود در ایجاد توافق میان دو تیم انتخاباتی نقش قابل توجهی را ایفا کرد و اکنون مسئولیت سنگین حمایت از حکومت جدید در روزهای سخت آینده را برعهده دارد. از زمانی که این موافقت‌نامه امضا شده است، غنی و عبدالله تلاش کرده‌اند شعارهای انتخاباتی گذشته و تفاوت‌های ایدیولوژیک را کنار بگذارند و در عوض روی توافق‌نامه و چالش‌های فراوان فراروی‌شان متمرکز شوند. مراسم تحلیف روز دوشنبه که در آن برای اولین بار در طول تاریخ معاصر افغانستان قدرت به شکل دموکراتیک انتقال یافت، باید نقطه‌ی عطفی برای جامعه‌ی جهانی باشد تا حمایت‌شان به تشکیلات اقتصادی افغانستان را از سر گرفته و طلیعه‌ی دور جدیدی از اصلاحات توسط حکومت غنی–عبدالله باشد؛ حکومتی که ثابت کند ارزش کمک کشورهای کمک‌کننده را دارد.

توافق میان غنی و عبدالله و به‌دنبال‌ آن، تشکیل حکومت وحدت ملی نشانه‌های واضحی ا‌ند که نشان می‌دهند این دو مرد به منافع کشور‌شان اولویت دادند. آن‌گونه که غنی در سخنرانی‌اش در مراسم تحلیف اشاره کرد، حکومت وحدت ملی به معنای تقسیم قدرت نیست، بل‌که بیش‌تر به معنای تقسیم مسئولیت‌ها‌ست. بدون شک، این دو مرد درک می‌کنند که چالش‌های فراروی حکومت جدید افغانستان توانایی آن‌ها در احترام به تعهدات‌شان در چهارچوب این موافقت‌نامه را آزمایش خواهد کرد.

با این حال، اگر سخنرانی اشرف غنی و عبدالله در مراسم تحلیف‌ نشانه‌های اولیه باشند، به نظر می‌رسد هردو مرد به‌خوبی از تعهد بسیار بزرگی که آن‌ها را در برابر هم قرار می‌دهد و برآمدن از عهده‌ی آن به همکاری آن‌ها نیاز دارد، آگاهند. هم‌چنین، آن‌ها درک می‌کنند که مؤثریت آن‌ها به توانایی‌شان در مدیریت محتاطانه‌ی حوزه‌های انتخاباتی و کنترول مزاج‌شان وابسته است. ایالات متحده و جامعه‌ی جهانی به منظور حمایت از تلاش‌های آن‌ها، باید حامی درازمدت این کشور باشند تا دگرگونی لازم در حکومت افغانستان اتفاق بیافتد.

هرچند توجه جهانی تا حد زیادی از افغانستان تغییر کرده و در عوض روی داعش متمرکز شده است؛ اما افغانستان هنوز میدان بزرگ نبرد علیه افراط‌گرایی خشونت‌آمیز باقی مانده است. در واقع، حتا در چهارچوب خطری که از طرف داعش موجود است، افغانستان در حقیقت خانه‌ی گروه‌های شورشی است که هم‌چنان به دولت اسلامی تمایل دارند و حمایت از حکومت افغانستان باید در خط مقدم سیاست خارجی ایالات متحده و اولویت‌های استراتژیک این کشور قرار داشته باشد.

رییس جمهور اوباما در سخنرانی‌اش در سازمان ملل متحد از جامعه‌ی جهانی خواست تا با معضل بنیادگرایان جدید جهادی که اوباما آن را «سرطان افراط‌گرایی خشونت‌آمیز» خواند، مبارزه کند. نظر به گفته‌ی چارلش کروتامر، به نظر می‌رسد که استراتژی اوباما روی خارج کردن دولت اسلامی از عراق و محدود کردن آن به سوریه متمرکز باشد. هرچند اوباما در سخنرانی‌اش از افغانستان یا از انتقال دموکراتیک قدرت دراین کشور نامی نبرد، گروه‌های ستیزه‌جویی که در افغانستان ایجاد شده‌اند، به اندازه‌ی داعش خطرناک و «سرطانی» اند. علاوه برآن، حملات اخیر در ولایت غزنی نشان می‌دهند که دولت اسلامی در شرق میانه محدود نمانده و سرطان آن هم‌اکنون در افغانستان و منطقه شیوع یافته است.

صرف در هفته‌ی جاری، صدها شورشی بر ولسوالی اجرستان ولایت غزنی حمله کردند و 100 تن از افغان‌ها را کشتند که از آن جمله 15 تن آنان سربریده شدند. حکومت افغانستان صرف پس از حمله‌ی جسورانه‌ی کماندوهای افغان توانست این ولسوالی را از سقوط به دستان دشمن نجات دهد. در عین ترتیب، در ولسوالی سنگین ولایت هلمند، پس از این‌که 230 تن از افسران پولیس و سربازان ارتش افغانستان از ماه جون سال جاری به این طرف در جریان جنگ کشته شده‌اند، شورشیان تقریبا تحت کنترول اند. در سال 2001، نیروهای ائتلاف و نیروهای امنیتی افغانستان پس از تحمل تلفات سنگین توانستند شورشیان را از این ولسوالی عقب بزنند. گردان سوم مربوط به هنگ پنجم نیروهای دریایی در یک مأموریت هفت‌ماهه 25 کشته و 184 زخمی داد که از آن جمله 34 تن از زخمی‌ها با قطع شدن یک، دو یا سه عضو بدن‌شان به کشور برگشتند. نظر به گفته‌ی ایماگراهام ‌هاریسن از روزنامه‌ی گاردین، از جمله‌ی 453 سرباز بریتانیایی که حیات‌شان را در افغانستان از دست دادند، تقریبا یک‌چهارم آن‌ها در جریان جنگ در ولسوالی سنگین یا در نتیجه‌ی جراحت‌هایی که در جریان جنگ در این ولسوالی برداشته‌اند، کشته شده‌اند.

متأسفانه‌ برخی از انزواگراها در حکومت ایالات متحده ممکن است بخواهند تا از انتقال قدرت از کرزی به اشرف غنی به عنوان نقطه‌ی عطف برای آغاز پایان دادن به مأموریت ایالات متحده استفاده کنند. امیدواریم مشاوران متفکر بیش‌تر به اوباما پیش‌نهاد کنند تا روی افغانستان و حضور در این کشور در آینده‌ی قابل پیش‌بینی متمرکز باقی بماند، چیزی که می‌تواند در زمینه‌ی مبارزه با افراط‌گرایی در آسیای مرکزی و جنوبی و جلوگیری از گسترش ایدیولوژی دولت اسلامی در آسیای مرکزی و جنوبی حیاتی باشد.

دوست داشته باشید یا نداشته باشید، افغانستان میدان کلیدی نبرد علیه افراط‌گراها، تروریست‌ها و اشخاص متعصبی است که پشت حجاب بنیادگرایی اسلامی پنهان شده‌اند. از بسیاری جهات، بلاتکلیفی‌ای که دور روند طولانی انتخابات را حلقه زده بود، شورشیان را جسورتر ساخته و استدلال‌های آن‌ها مستحکم‌تر ساخت.

حضور القاعده و معرفی گروه‌هایی که ادعا می‌کنند به دولت اسلامی وفادارند، مأموریت ضد‌تروریزم ایالات متحده پس از سال 2015 در افغانستان را ضروری می‌سازد، با وجودی که این مأموریت در حلقات سیاسی در واشنگتن چندان خوش‌آیند نیست.

از آن‌جایی که در چند ماه گذشته اوضاع با پیش‌رفت قابل توجه طالبان در بخش‌هایی از افغانستان پیچیده شده است، اوباما هوشیار خواهد بود و جدول زمانی خودسرانه‌ی قبلی‌اش در مورد خروج تمام نیروهای این کشور از افغانستان در 2015‌ را بازنگری خواهد کرد. ضرورت است تا غنی و عبدالله زمان کافی برای جنگ فیزیکی با شورشی‌ها و هم‌چنین مقابله با جنگ روانی آن از طریق طرح‌های اصلاحات‌ داشته باشند.

در نهایت، در حالی که افغان‌ها از خروج ایالات متحده خسته و هنوز در حال بهبود از خستگی‌های انتخابات اند، بسیاری‌ها امیدوار‌ند که حکومت جدید قادر خواهد بود تا در مقایسه با کرزی راه بهتری در پیش گیر‌د. هرچند غنی و عبدالله با چالش‌هایی چون وضع امنیتی رو به وخامت، فساد شایع و اقتصادی با روند رو به پایین مواجه اند؛ اما آن‌ها بسیار متفاوت‌تر از کرزی اند و به‌صورت واضح واجد شرایط بهتر برای حکومت کردن اند.

با این حال، غنی و عبدالله هم‌زمان با تشکیل حکومت وحدت ملی‌شان، باید زخم‌های ناشی از روابط رو به وخامت ارگ با کاخ سفید را التیام بخشند. همین اکنون، یک تغییر قابل ملاحظه از تاکتیک‌های کرزی را نشان داده‌اند. به‌طور مثال، دوازده ماه قبل، کرزی از امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی با ایالات متحده خودداری کرد و حملات لفظی‌اش در برابر غرب را تشدید کرد. حکومت جدید در یک مخالفت زننده با موقف کرزی، در بیست و چهار ساعت پس از مراسم تحلیف این موافقت‌نامه را امضا کرد.

به عین ترتیب، در حالی که کرزی در آخرین سخنرانی‌اش بار دیگر بر موقفش علیه ایالات متحده و غرب تأکید کرده و به کارمندان ارشد و اعضای کابینه‌اش گفت: «امریکایی‌ها در افغانستان صلح نمی‌خواستند»، غنی و عبدالله هردو در سخنرانی‌شان در مراسم تحلیف، با لحن آشتی‌جویانه و تقدیرگرایانه در مورد کشورهایی که افغانستان را کمک می‌کنند، سخن گفتند.

ایالات متحده و جامعه‌ی جهانی نیز اشتباهات زیادی را مرتکب شده‌اند. اما بیایید امیدوار باشیم که دوران اصطکاک‌های غیر‌ضروری در روابط میان کابل و واشنگتن به پایان رسیده است. ایجاد یک روابط مثبت، مسیر طولانی برای جلب حمایت سیاسی کافی در ایالات متحده برای افغانستان است. هم‌چنین، روابط گرم‌تر و وفا به عهد در زمینه‌ی اصلاحات اوباما را متقاعد خواهد ساخت تا حضور ارتش ایالات متحده را برای سال‌های پس از 2015 در افغانستان تمدید کند. حضور اندک و درازمدت در افغانستان برای منافع اساسی ایالات متحده و جنگ علیه افراط‌گرایی حیاتی خواهد بود.

به‌صورت مشخص این‌که ایالات متحده باید نیروی ضد‌تروریزم را در افغانستان نگه‌دارد تا همکار شرکای افغان‌شان باشند و نیروهای ملی امنیتی افغانستان را در ساحاتی چون حمل‌و‌نقل هوایی و تدارکات کمک کند. اوباما پذیرفته است که ایالات متحده داعش را در عراق و سوریه دست‌کم گرفته و در مورد توانایی‌های ارتش عراق غلو کرده است. ایالات متحده نباید دشمن افغانستان را دست‌کم بگیرد و باید به حمایتش از نیروهای ملی امنیتی افغانستان ادامه دهد، هرچند این دو مشابهت مستقیم ندارند. صرف با حضور پایدار ارتش ایالات متحده، هرچند در مقیاس کوچک، سبک‌تر و طرح‌ریزی شده، حکومت جدید افغانستان قادر خواهد بود تا در برابر ستیزه‌جویی خطرناک که عناصر دولت اسلامی را نیز در ترکیب خود دارند، پیش‌روی کند.

در نهایت، غنی و عبدالله مجبور خواهند بود تا برای به‌دست آوردن جنبش آنی مثبت با سرعت کار کنند. امیدواری وجود دارد که حکومت وحدت ملی غنی و عبدالله، با امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی و انتخاب کابینه‌ی اصلاح‌طلب، به وعده‌های‌شان در زمینه‌های امنیت، اصلاحات، توسعه‌ی اقتصادی و مبارزه با فساد عمل کنند. اما برای این‌که این پیش‌رفت‌ها ادامه یابند، جامعه‌ی جهانی باید حمایتش از مأموریت افغانستان را از سر بگیرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه