منبع: گاردین
نویسنده: اماگراهام هاریسن
برگردان: حمید مهدوی
رهبر جدید افغانستان برای رسیدن به قدرت، خودش را تغییر داد و اکنون وعده داده است که با «ریشه، سهام و شاخه»ی فساد مبارزه میکند.
اشرف غنی احمدزی، برای رسیدن به ریاست جمهوری افغانستان کمد لباسش را تبدیل کرد، نامش را اصلاح کرد، قهوه نوشیدن را ترک کرد، مردی را در آغوش گرفت که زمانی او را با «قاتل شناختهشده» خواندن محکوم کرده بود و حتا برای رام کردن خلق و خوی معروفش، در کلاسهای مدیریت خشم شرکت کرد.
او به عنوان یک روشنفکر برانگیزنده که در دیدار در یک روستا به اندازهی دیدارهای بینالمللی راحت است، استاد دانشگاه، تکنوکرات بانک جهانی، وزیر مالیه و مقام ارشد امنیتی بوده و زمانی برای ریاست سازمان ملل متحد نامزد شده بود. او الفبای وظیفهی جدیدش را سالها قبل نوشته بود، کتابی با حجم اندک که عنوان آن «اصلاح دول ناکام» است، اما شهرت او به عنوان یک تکنوکرات روشن و طرفدار مدرنیزه شدن، در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 که برای اولین باری نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود چیزی برای او به ارمغان نه آورد.
اشرف غنی که شکستش موجب تغییر دراماتیک در او شده بود، در سال جاری به عنوان یک سیاستمدار بیرحم و بسیار مؤثر ظهور کرد. وی که در یک انتخابات توام با تقلب بیشترین رای را بدست آورد، ماهها گفتوگو را پشت سر گذاشت تا این که به عنوان رییس جمهور یک حکومت وحدت ملی، که با رقیب اصلیاش تشکیل داد، ظهور کرد.
منتقدان او میگویند که این نخبه با معامله پشت دروازههای بسته به رایدهندگانی که زندگیشان را به خطر انداخته و رای دادند، خیانت کرده است. حامیان او استدلال میکنند که تمام این قربانیها و امتیازات زمینه را برای تغییرات حیاتی فراهم خواهند کرد. سر از روز دوشنبه که اشرف غنی قدرت را در اختیار میگیرد این ادعاها آزمایش خواهند شد. اشرف غنی از محدود دانشمندانی است که حالا میتواند تیوریهای حکومت داری اش را در بزرگترین مقیاس آزمایش کند.
وقتی در جریان مبارزات انتخاباتی از او در مورد اتحادهای بحث برانگیز پرسیده شد، به گاردین گفت: «این تیم انتخاباتی ای است که به منظور روی کار آوردن یک برنامه تحول، انتخابات را خواهد برد».
با این حال، آنچه که موضوع این شرط بندیها است، آیندهی افغانستان است. او باید به منظور تقویت اقتصاد خورد و ضعیف، درست زمانی که کمکهای خارجی و علایق فروکش میکنند، شوشیان طالب را به حاشیه براند. با این حال، رییس جمهور جدید به عنوان یک منتقد شدید جامعهی جهانی با یک زبان تیز، به شکل آزمایشی توسط بسیاری از دیپلماتها، که بودجهی او را در جریان چندین سال آینده تمویل خواهند کرد، استقبال شده است. دلیل آن این است که آنها امید اندکی در او میبییند تا فساد و بیوروکراسی موجود در حکومت را دگرگون ساخته و واقعا تغییر ایجاد کند. او وعده داده است تا به منظور آوردن اصلاحات عمده، برنامهای را عملی سازد و در مورد پیشرفتهای حکومت بهطور منظم از مردم بپرسد، زمینهی اشتغال یک میلیون نفر را فراهم کند و موافقتنامهی درازمدت امنیتی با ایالات متحده را امضا کند که کمکهای مالی و دیگر حمایتها را برای پولیس و ارتش کشور به دنبال خواهد داشت.
فعالان نیز امیدوارند که نقشی که زن لبنانی او، رولا غنی، در جریان مبارزات انختاباتی او بازی کرد، نشانهی تعهد بیشتر به حقوق زنان است. زن رییس جمهور کرزی یک داکتر با تجربه بود اما بیشتر از یک دهه را در حجاب مجازی بهسر برد، در داخل یا خارج دیده نشده و از او یادآوری هم نشد.
منیژه نادری، فعال زن و مدیر موسسهی زنان برای زنان افغانستان گفت: «اشرف غنی در جریان مبارزات انتخاباتی اش و حتا پس از انتخاب شدنش، حرفهای درست گفت و کارهای درست انجام داد. او رای زنان را جدی گرفته است». «رولا باید به ملت نشان دهد که زنان میتوانند نقش عمومی داشته باشند و باید داشته باشند. من بسیار خوش بین هستم که او یک زن فعال خواهد بود».
شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 از اعتماد به نفس غنی نکاست که او پس از سالها سر و کله زدن با تیوریهای اقتصادی و سیاسی، مطالعهی فساد، حکومت داری، اصلاحات و ناکامی در افغانستان و دیگر جاها، چیزی بی نظیری برای پیشکش کردن به کشورش دارد.
او که جدیدا فهمیده است در کشوری که یکسوم جمعیت آن هنوز در مناطق روستایی زندگی میکنند، بیش از نیم آن قادر به خواندن نیستند و یک پسزمینهی برانگیزندهی تحصیلی و سیاستگذاری برای کسب رای کافی نیست، به تغییر تدریجی آغاز کرده است.
رقیبان و تحلیلگران، عزم و اخلاق کاری شگرف او را دستکم گرفتند و مبارزات انتخاباتی غیر رسمی اورا، که سالها پیش از ثبت نام او در انتخابات ریاست جمهوری برای دومین بار آغاز شد، نادیده گرفتند. او به عنوان هماهنگکنندهی انتقال تدریجی مسئولیتهای امنیتی از ناتو به نیروهای افغانستان، دورادور کشور را گشت و شبکههای ارتباطی و پیشتیبانی خودش را ایجاد کرد. او به استفاده از نام قبیلهای خود، احمدزی، روی آورد و لباسهای واشنگتن را به لباسهای سنتی افغانی تبدیل کرد.
استراتژیستها انتخاباتی به او گفتند که در روزهای کمپاین قهوه نوشیدن را ترک کند تا صدایش قویتر شود و به این ترتیب، او یکی از عادتهای افراطیاش را فورا ترک کرد. او حتا به دوستانش گفته بود که برای تحت کنترول درآوردن خلق و خوی آتشینش، کلاس مدیریت خشم دارد.
هیچ یکی از اینها سازشهای کلان و قابل ملاحظه ای نیستند. او با اعلان جنرال عبدالرشید دوستم، مرد قدرتمند دوران جنگ داخلی به عنوان معاون اصلیاش، سیاستی را انتخاب کرد که از لحاظ اخلاقی بیشتر مبهم است.
وقتی دوستم، فرمانده تنومند ترک، در سال 2009 با تیم انتخاباتی کرزی پیوست، غنی خودش او را «قاتل شناخته شده» خواند و محکوم کرد. پنج سال بعد اما غنی عذرخواهیای را بر زبان معاونش جاری کرد، هرچند او علاقهای به این کار نداشت و استدلال کرد که اتحاد قیمت تحول برای کشوری است که معمولا حاکمان آن به آن خیانت کرده است.
اشرف غنی پیش از این که نتایج انتخابات رسما اعلان شود اما در حالی که او در مورد پیروزی اش درانتخابات مطمئین بود، گفت: «استادان ما مردم افغانستان خواهند بود». «ما یک کارت امتیازی از وعدههای ما ایجاد خواهیم کرد و به طور سیستماتیک در مورد عملی شدن تعهدات خود گزارش خواهیم داد».
غنی به رسانهها گفت که طرح برگشتاندن دوبارهی افغانهایی را که چندین سال یا حتا چندین دهه پیش از افغانستان فراری شده اند و سرکوب کردن فساد را در سر دارد که با تحت پیگرد قراردادن مردانی که پشت رسوایی 925 میلیونی دالری کابل بانک قرار داشتند، آغاز خواهد شد. وی گفت: «من دو این مجرم را تحت پیگرد قرار خواهم داد. این اولین نشانهای خواهد بود که من معافیت را تحمل نمی کنم». «مردم افغانستان بیمار و خستهی فساد اند، ما بدون پرداختن به ریشه، سهام و شاخهی فساد اقتصاد را احیا کرده نمیتوانیم».
