دیروز از سومین سالروز قتل برهانالدین در کابل تجلیل به عمل آمد. برهانالدین ربانی یکی از رهبران تاثیر گذار جهادی بود که از دانشگاه الزهر مصر ماستری فلسفه اسلامی و الهیات داشت و شدیدا تحت تاثیر اندیشه جنبش اخوانالمسلمین مصر و سید قطب قرار داشت. او در سال 1352 با بنیانگذاری جمعیت اسلامی فعالیتهای سیاسی خویش را آغاز کرد و بعد از کودتای هفتم ثور و برعلیه کمونیستها رهبری بخشی از مجاهدین را به عهده داشت وقتی که مجاهدین در سال 1371 در کابل حکومت اسلامی را تشکیل داد بعد از ختم دوره شش ماههی ریاست جمهوری صبغتالله مجددی از طرف شورای قیادی مجاهدین برای چهار ماه به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و با ختم میعاد مذکور با تشکیل شورای به نام”اهل حد و عقد” که از ملاها تشکیل گردیده بود مدت ریاست جمهوری خویش را تا دو سال دیگر تمدید کرد به خاطر همین مساله و اختلاف رهبران مجاهدین بر سر تشکیل دولت و انحصار گرایی سیاسی حکومت ایشان، در کابل جنگهای خونین تنظیمی و قومی به وجود آمد و کابل بکلی به ویرانه تبدیل شد. وقتی که طالبان از سپین بولدک سربلندکرد برهان الدین ربانی از طالبان استقبال کرد، طالبان را “فرشتگان صلح خواند” و تا سرکوب گروه طالبان از سوی امریکا و تشکیل حکومت موقت رهبری دولت مجاهدین را به عهده داشت و وقتی حامد کرزی به عنوان رئیس اداره موقت به کابل آمد قدرت سیاسی را به او انتقال داد و بعد از آن حامد کرزی او را به عنوان رئیس شورای عالی صلح انتخاب کرد و درنهایت توسط یک طالب انتحاری که خود را نماینده صلح از طرف طالبان خوانده بود وقتی که ربانی در ایران در یک کنفرانس شرکت کرده بود، آن طالب انتخاری در مهمان خانهی ریاست جمهوری روز ها به انتظار او به سر برد، هنگامی که او به کشور برگشت درهنگام احوالپرسی توسط آن طالب انتحاری که مواد انفجاری را در دستار خویش جا سازی کرده بود، به قتل رسید.
حامد کرزی که در مراسم سومین سالروز یاد بود برهانالدین ربانی شرکت کرده بود و در ضمن تقدیر و توصیف از زحمات او در مقام رئیس شورای عالی صلح گفت : ما «فریب صلح را خوردیم و استاد شهید شد». او در حالی از این ندامت سخن گفت که به گفتهی او بیست روز پیشاز ترور برادرش احمد ولی کرزی، طالبان اعلام آمادگی صلح نموده بود و از حامد کرزی خواسته بود که کنفرانس صلح را با طالبان تشکیل دهد. برهانالدین ربانی به حامد کرزی اخطار میدهد که فریب نخورد که دسیهی در جریان است.بیست روز بعد از آن احمد ولی کرزی توسط طالبان ترور میگردد. این حرف حامد کرزی از این نظر قابل تامل است که چرا او با وجودی که برهانالدین ربانی برایش هشدار داده بودو نیز برادرش توسط طالبانبه قتل رسید، ترفند طالبان را متوجه نشد و طالبان را برادران ناراضی خویش خواند و دسیسههای این گروه را جدی نگرفت و از ترور برادرش درس نیاموخت و به ترفند گفتگوی صلح از سوی طالبان فریب خورد به طالب انتخاری که در چهرهی سفیر صلح از سوی طالبان آمده بود اعتماد کرد و در مهمانخانهی خویش از او پذیرایی کرد و در نهایت برهان الدین ربانی رئیس شورای عالی صلح توسط آن طالب انتحاری، به قتل رسید. حال باید پرسید که آیا با و جود آن که دسیسه طالبان برای رئیس جمهور ثابت شده بود چرا او را از یک روزنه که یک بار مار افسونگر و خیانت طالبان گزیده بود دوباره گزید و فریب طالبان را خورد و رئیس شورای عالی صلح را قربانی ساخت؟ آیا این به قول خودش یک فریب بوده است یا این که گرایشات قبیلوی و تساهل ورزی و سیاست های نادرست او با طالبان باعث شد که روز به روز طالبان قویتر شوند و آرزوی دیرنهی آرامش و زیستن در فضای صلح در این سرزمین به رویا مبدل گردد؟
برعلاوه ی این که حامد کرزی از ترور شورای عالی صلح و برادرش درس نگرفت با رویکرد خیانت آمیز، دسیسهی برهانالدین ربانی از آن یاد کرده بود درس نگرفت. تا هرچه توانست از طالبان حمایت کرد و تمامی زندانیان خطرناک و انتحار کنندگانی که از سوی این گروه و سازمان استخباراتی پاکستان فرستاده شده بود از زندان آزاد کرد و دو باره آنها را به صف جنگ برعلیه دولت و سربازان اردویملی فرستاد که تا طالبان بیشتر از گذشته قدرتمند شود و سربازان اردویملی به دستان کثیف آنان به قتل برسند.
حال که در آخرین لحظههای این مکارگی و خیانت خویش قرار دارد با مکارگی از فریب خویش به نام صلح با طالبان،اعتراف به ندامت خویش میکند. اگر قتل رئیس شورای عالی صلح و ترور برادرش بر اثر فریب از طالبان صورت گرفت. باید از او پرسید که در برابر سیاستهای جانب دارانهاش از طالبان و رهایی فرماندهان خطرناک آن گروه از زندان چه توجیه دارد؟
