آصف آشنا
سال 2014 برای نیروهای اردو و پولیس کشور، سال خونبار و پرتلفات بوده است. این اطلاع تکاندهنده را روز گذشته وزیر دفاع که همراه با وزیر داخلهی کشور به مجلس سنا فراخوانده شده بود، با سناتوران در میان گذاشت. با آنکه در تکاندهنده بودن این اطلاع هیچ تردیدی نیست، برای من اما تکاندهندهتر از این، استدلال وزیر دفاع از علتهای خونبار شدن امسال برای نیروهای اردو و پولیس است.
وزیر دفاع بهدنبال این اطلاع میگوید، «چون در سالهای پیش، بخش عظیمی از بار جنگ را ناتو برمیداشت و نیروهای ما فقط بخش کوچکی از جنگ را به پیش میبرد». این استدلال برای من دو معنا دارد و در هردو صورتش برایم تکاندهنده است.
یک: با آغاز سال 2014، «پروسهی انتقال مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان» پروندهاش تکمیل شد. پروسهای که از نظر من، بسیار شتابزده و بهدور از «محاسبات دقیق معطوف به امنیت به اجرا گذاشته شد. بیآنکه مجریان این روند اشتباه و شتابزده، اندک توجهی به میزان آمادگیهای کمی و کیفی نیروهای دفاعی کشور کرده باشند. در این مبحث برای من هم نفس این بیتوجهی از سوی مجریان «پروسهی انتقال مسئولیت» تکاندهنده است و هم نوع قضاوت، ارزیابی و تعریفشان از اجرای چنین روند اشتباه، تکاندهنده است.
شاید همهیمان بهخاطر داریم که هر بار و در هر ولایت که دور نهایی روند انتقال اجرا میشد، رییس این «پروژه–پروسه» از اجرای برنامهاش با افتخار و با شور و شعف یاد میکرد و هی به مردم اطمینان هوایی و وعدههای واهی میداد که ما با تکمیل شدن این روند، به امنیت بهتر دست مییابیم.
بعدها که مبارزات انتخاباتی شروع شد، بار دیگر همهیمان شاهد بودیم که از اجرا شدن این برنامه در بسیاری از همایشهای انتخاباتی، رییس این پروسه با افتخار به عنوان دستآورد یاد کرد. حالا، پس از تحقق و پس از افتخارهای شعفزده به یک چنین برنامهای، وقتی میبینم پیامد انتقال مسئولیت امنیتی برای نیروهای دفاعی کشور، تجربهی خونبار و پرتلفات را رقم زده است، تکان میخورم. هم به دلیل اجرا شدن این اشتباه و هم برای اینکه میبینم، هنوز هم فرد مسئول، به محقق شدن انتقال مسئولیتهای امنیتی به نیروهای افغان افتخار میکند و از آن به عنوان یک دستآورد یاد میکند.
دو: اگر قرار باشد که جناب وزیر دفاع، با این استدلال که «چون در سالهای گذشته بیشترینه بار جنگ را ناتو برمیداشت…» همهچیز را به همین مسئله خلاصه کند، این نوع استدلال برای من تکاندهنده است؛ چون میبینم که امسال اتفاقهای بهمراتب جدیتر و اشتباههای آسیبزنندهتر از انتقال مسئولیت امنیتی از سوی رییس جمهور کرزی و حلقات سیاسی همنوا با کرزی به اجرا گذاشته شده است. بیتوجهی به این اتفاقهای اشتباه در هنگام قضاوت و ارائهی استدلال از عوامل تجربهی خونبار سال 2014 برای نیروهای دفاعی و مردم ملکی کشور نیز به خودی خود تکاندهنده است.
چون آنچه را من شاهد بودهام، در دوازده سال گذشته، شماری از خطرناکترین تروریستان و خطرناکترین همدستانشان از سوی نیروهای ناتو و ایالات متحدهی امریکا ردیابی و بازداشت شدند که شمار بسیار قابل ملاحظهیشان در بگرام زندانی شدند. اما در یک سال گذشته رییس جمهور کرزی و شمار حلقات سیاسی مدافع تفکر طالبانی در دورن نظام، از یکسو خطرناکترین زندانیان تروریست را با تمام بیتوجهی به نقد و اعتراضهای مدنی-سیاسی از زندانها آزاد کردند و از سوی دیگر، از چنین عملکردشان به عنوان یک حربهی سیاسی–انتخاباتی در شماری از همایشهای انتخاباتیشان استفادهی تبلیغاتی کردند.
حالا، وقتی میبینم که باری در ماههای گذشته، به پیامد منفی رهایی زندانیان از زندان بگرام از سوی وزیر دفاع، اعتراف صورت میگیرد و اطلاع داده میشود که کسانی که جنگ طالبان را در هلمند و دیگر ولایات رهبری میکنند، زندانیان آزاد شده از بگرام هستند، اما امروز که در حساسترین شرایط سیاسی–امنیتی قرار داریم، به نقش و تأثیرگذاری بازیهای طالبانی رییس جمهور کرزی و حلقات سیاسی همنوا با او هیچ اشاره صورت نمیگیرد و همهچیز به این خلاصه میشود که چون ناتو سنگینی جنگ را در سالهای گذشته میکشیده است، امسال برای نیروهای دفاعی کشور خونبار بوده است و پرتلفات. بلی که نقش محوری ناتو و نیروهای امریکایی در مبارزه با طالبان تأثیرگذار بوده است؛ اما به باور من، جدیترین دلیل تجربهی امسال به عنوان سال خونبار برای نیروهای دفاعی، ناشی از حمایتهای سیاسی از تفکر طالبانی در دورن نظام بوده است، تا عوامل دیگر.
نباید فراموش شود که یک سال گذشته، خطرناکترین زندانیان طالبان از زندان آزاد شدهاند. به دستور رییس جمهور عملیات روزانه و شبانهی نیروهای ناتو و امریکایی متوقف شده است. کمک خواستن از قوتهای هوایی ناتو تحت هر شرایطی به دستور رییس جمهور، منع شده است. استفاده از اسلحهی سنگین در مبارزه با طالبان باز هم به دستور رییس جمهور منع شده است.
اگر تأکید وزیر دفاع کشور به نقش محوری ناتو در کشیدن سنگینی بار جنگ، از باب بیتوجهی به حمایت از طالبان و تفکر طالبانی در دورن نظام بوده باشد، برای من واقعا تکاندهنده است. آخر، همین هفتهی گذشته، آقای سیاف، یکی از رهبران سیاسی مطرح در کشور، در مراسم تجلیل از هفتهی شهید و سیزدهمین سالگرد ترور احمدشاه مسعود، از حمل و انتقالهای حملهکنندگان انتحاری در موترهای شیشهسیاه مربوط به مقامهای بلندپایهی دولتی حرف زد. حرفی که هرچند تازگی نداشت، اما برای بار اول بود که یکی از رهبران سیاسی کشور از چنین اتفاقها و رویدادهایی خبر داد و بر این وضعیت تکاندهنده اعتراف کرد.
امیدوارم مقامهای بلندپایهی دولتی که با تفکر طالبانی میانهای ندارند و نداشتهاند، در هنگام موضعگیری و داوری در قبال گسترش ناامنی و رشد تلفات نیروهای دفاعی کشور، به مسئلهی حمایت از طالبان و تفکر طالبانی در دورن نظام، توجه جدی و موردی به خرج بدهند. تا باشد که حامیانِ دورنِ نظامِ طالبان هرچه بیشتر از پیش برای مردم معرفی شوند.
