فرهاد خراسانی
عصمت معاویه، رهبر طالبان ایالت پنجاب پاکستان گفته است که پس از این حملات نظامی خویش را در پاکستان متوقف میکند و در عوض، فعالیتهای گروهش راعلیه نیروهای خارجی در خاک افغانستان متمرکز میکند. در پیوند به این اظهارات وزارت خارجهی کشور، کاردار سفارت پاکستان، سید معضم شاه را احضار کرده و نگرانی دولت را از اخطار رهبر طالبان پنجابی برای دیپلمات پاکستانی مطرح ساخته است و به او تذکره داده که اظهارات رهبر طالبان پنجاب، اعلام و دوام مداخلهی آشکار سازمان استخباراتی دولت پاکستان در امور افغانستان میباشد. نگرانیها از مداخلهی نظامی پاکستان در حالی از سوی مقامات امنیتی کشور جدی مطرح میشوند که از شروع سال جاری تحرکات مداخلهگرایانهی پاکستان به گونهی آشکار در امور افغانستان بیشتر شده است. همچنین این وزارت از پاکستان خواستار دستگیری تروریستها و انتحارکنندگانی که از خاک پاکستان به مقصد انجام حملات تروریستی به افغانستان فرستاده میشوند، شده است. گزارشهای نهادهای امنیتی و نظامیانی که در صف اول جنگ با طالبان میجنگند، میرسانند که در صف طالبان نیروهای نظامی وابسته به سازمان استخبارات پاکستان و طالبان پاکستانی وجود دارند و نیز گزارشهایی نیز وجود دارند که سازمان استخبارات پاکستان به طالبان معاش بیشتر از معاش نیروهای امنیتی و دفاعی کشور میپردازد و با این عمل، صف جنگی طالبان را تقویت مینماید. هر باری که حملات هراسافگنانه از سوی طالبان صورت میگیرد، به نحوی رد پای شورشیان پاکستانی در میان میباشد.
آخرین موردی که نشان میدهد پاکستان در امور افغانستان مداخلهی آشکار مینماید و عملا حملات هراسافگنانهی طالبان را پشتیبانی و تجهیز مینماید، حملهی هراسافگنانهی 19 مهاجم انتحاری بر ادارهی امنیت ملی غزنی ملی میباشد که به گفتهی عبدالحسیب صدیقی، این حمله در خاک پاکستان، توسط شورای کویته طرحریزی شده و به حملهکنندگان به مدت 45 روز در آنجا آموزش داده شده و بعد به غزنی انتقال داده شدهاند که همهی آنها لباس نظامیان پاکستانی را به تن داشتهاند و از جملهی مهاجمان، 6 مهاجم انتحاری، پاکستانی بودهاند. هر باری که حملات هراسافگنانه صورت گرفته و اسناد و شواهدی از مداخلهی پاکستان از آن بهدست آمده است. رهبری دولت و مقامهای امنیتی کشور به دولت پاکستان اعتراض کرده و از سازماندهی حملات تروریستی در خاک آن کشور سخن گفته است. اما دولت پاکستان تمام این ادعاها را رد میکند و میگوید که پاکستان در امور افغانستان مداخله ندارد و به شورشیان طالب در خاک پاکستان اجازه نمیدهد که از خاک آن کشور برای حملات تروریستی استفاده کنند.
دولت پاکستان بهخاطر خط دیورند اختلاف تاریخی با افغانستان دارد و بهخاطر اینکه این خط از طرف دولت افغانستان به رسمیت شناخته شود، از هر ابزاری برای اینکه به بیثباتی افغانستان کمک کند، استفاده میکند. در زمان جهاد گروههای مجاهدین را در خاک خویش اجازهی فعالیت و سازماندهی داد و علیه دولت کمونیستی با شعار جهاد به آنها کمک نظامی و سیاسی مینمود. اما بعد از شکست اتحاد شوروی و از بین رفتن دولت کمونیستی، تلاش کرد که در افغانستان حاکمیت وابسته و تحت تأثیر پاکستان بهوجود آید و برای این مقصود، از اختلاف سیاسی مجاهدین بر سر تشکیل دولت بهره برد و زمانی که رهبران و گروههای مجاهدین در کابل مصروف جنگهای داخلی بودند، به کمک کشورهای عربی گروه طالبان را پروراند و این گروه را عملا تحت کنترول داشت و از آن به نحوی برای اشغال کشور استفاده کرد و رهبری سیاسی طالبان عملا بهدست سازمان استخباراتی پاکستان و جماعت اسلامی پاکستان بود. بعد از یازدهم سپتامبر که القاعده حملهی تروریستی در خاک امریکا انجام داد و برجهای جهانی را فروریخت، امریکا و کشورهای غربی عملا تهدید القاعده را احساس کردند و به رهبری ایالات متحده، ائتلاف مبازره با تروریزم را تشکیل داد و با حمایت سازمان ملل به افغانستان حملهی نظامی نمودند و امارات اسلامی طالبان را سرنگون ساخت. دولت پاکستان در حالی که همکار ائتلاف مبارزه با تروریزم بود و با ایالات متحده پیمان همکاری داشت، رهبران طالبان و القاعده را در خاک خویش پناه داد و برای اینکه این حمایت خویش را از طالبان و القاعده کتمان کند، در موضعگیریهایش مطرح میساخت که رهبری طالبان و القاعده در پاکستان نیستند. اما زمانی که اسامه بنلادن در اول ماه می سال 2011 بر اثر حملهی نظامیان امریکایی در ایبتآباد پاکستان به قتل رسید، دولت پاکستان از موجودیت اسامه بنلادن در خاک پاکستان انکار مینمود؛ در حالی که اسامه بنلادن و رهبری گروه طالبان در پاکستان حضور داشتند. اکنون هم رهبری طالبان در خاک پاکستان میباشد و سازمان استخباراتی پاکستان با آن همکاری دارد.
این مسئله که چرا پاکستان حملات موشکی و تروریستی را از خاک خویش حمایت و سازماندهی میکند، براین هدف استوار میباشد که از طرفی می خواهد افغانستان را تحت فشار قرار دهد و بحران و ناامنی را در این کشور تشدید کند؛ از جانب دیگر، از آن برای اهرم فشار و بازیهای سیاسی خویش در سطح بینالمللی استفاده کند و به نحوی میخواهد وضعیت را بحرانی سازد.
با حملات راکتی میخواهد نشان دهد که نظامیان پاکستانی با طالبان و شورشیان پاکستان مبارزه دارد و نیز به واسطهی آن اتوریتهی دولت افغانستان را زیر سوال میبرد و از جانب دیگر، آن را وسیلهای برای کتمان لانههای تروریستی در خاکش استفاده میکند.
نکتهی دیگری که باعث شده مداخلات پاکستان ادامه باید، نزدیکی افغانستان با هند میباشد. هر باری که روابط افغانستان باهند بهبود یافته است، پاکستان فعالیتهای مداخلهگرایانهی خویش را در امور افغانستان تشدید کرده است. اظهارات رهبر طالبان پنجاپ و افزایش مداخلهی نظامی پاکستان به نحوی میتواند واکنشی باشد بر سفر وزیر خارجهی هند و بهبود روابط سیاسی و امنیتی میان افغانستان و هندوستان که دولت پاکستان خواسته است که از آن طریق دولت افغانستان را تهدید کند.
