دشمن اشتباهی – 75

اطلاعات روز

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جود زاولستانی

بخش هفتاد و پنجم

9

انفجار نظامی‌گری در پاکستان

در یک مورد در سال 2009، جنرال اشفاق پرویز کیانی، شخصا برخورد با ضربه‌ی عقبی شبه‌نظامیان را در دست گرفت. در آن زمان، او مقام نظامی بالایی داشت و در ماه اکتوبر 2007 به جای مشرف، رییس ستاد ارتش شده بود (مشرف تا ماه آگست سال 2008 رییس جمهور پاکستان باقی ماند). یک گروه ده نفری شبه‌نظامیان، مرکز فرماندهی عمومی ارتش را در راولپندی مورد حمله قرار داد. این مرکز پایگاه قدرت نظامی پاکستان بود. آنان از حمله‌ی پیچیده استفاده کرد که پیش از آن در افغانستان کار گرفته شده بود: با انجام حمله‌ی انتحاری در بیرون، راه شان را به طرف داخل باز کردند و با انفجار و شلیک گلوله پیش رفتند و ساختمان یک دفتر را زیر آتش گرفتند. آنان با کشتار و گروگان‌گیری به طرف داخل ساختمان پیش رفتند. در ظرف چند دقیقه، آنان بیش‌تر از چهل تن را گروگان گرفته بودند، به شمول افسران بالارتبه‌ی ارتش و استخبارات. این حمله‌کنندگان یک برید جنرال و چندین افسر دیگر را کشتند. آن‌ها که توسط یک جنگ‌جو به نام داکتر عثمان رهبری می‌شدند، مسلح بودند و جلیقه‌های انتحاری پر از مواد منفجره پوشیده بودند، گروگان‌گیری و محاصره‌ی 36 ساعته‌ی شان را آغاز کردند. آنان خواستار رهایی یک فهرست طولانی از اعضای طالبان و دیگر شبه‌نظامیان شده بودند که در بازداشت مقام‌های پاکستانی به سر می‌بردند.

ارتش، میانجی‌ دلخواهش را وارد صحنه کرد. این میانجی حافظ طاهر اشرفی، یک واعظ و مبلغ مشهور و جهادی پیشین بود. طاهر اشرفی، با برنامه‌ی گفت‌گویش،‌ به چهره‌ی تلویزیونی تبدیل شده بود. اشتها و شکم بزرگش با ریش دراز و لباس‌های دراز و سفیدش، شخصیت رنگینی به او داده بود. او برای مصاحبه با من در یک باشگاه در لاهور،‌ ملاقات کرد و بالای یک نیم‌کت نرم و صورتی رنگ کافه، خودش را لم داد و سه تلفن هوشمندش را بالای میز شیشه‌ی قهوه گذاشت.

اشرفی از خود، یک چهره‌ی مهربان به نمایش می‌گذاشت. او در مقابل حمله‌های فرقه‌ای سخنرانی می‌کرد و تلاش می‌کرد در قضایای کسانی که به صورت اشتباهی متهم به ارتداد می‌شد، دخالت کند. برای رهایی شبه‌نظامیان از زندان به گونه‌ی خستگی‌ناپذیر تلاش می‌کرد و حمایت‌کننده‌ی پرشور جهاد و گروه‌های جهادی بود. او به من گفت که در تضمین رهایی هفت‌صد پاکستانی که پس از سقوط طالبان در افغانستان زندانی شده بودند، کمک کرد. این آزاد شدگان شامل، فرماندهان برجسته‌ی شبه‌نظامیان نیز می‌شدند که موفقانه هویت واقعی شان را از اسیرکنندگان شان پنهان کرده بودند. در سال 2007، او برای کمک در مذاکره با آخوندها در مسجد سرخ نیز، خواسته شده بود.

اکنون، اشرفی با افسران بالا‌رتبه‌ی ارتش، تمام شب با داکتر عثمان که رهبری شبه‌نظامیان حمله‌کننده را به عهده داشت، مذاکره می‌کرد. آنان سران تقریبا تمام گروه‌های شبه‌نظامی غیرقانونی را برای پا در میانی برای رهایی گروگان گرفته شدگان، فراخوانده بودند.[1] ارتش فکر می‌کرد این شبه‌نظامیان با گروه تبه‌کار سپاه صحابه ارتباط دارد. به این خاطر، ارتش یک هواپیمای نظامی را برای آوردن مولانا محمداحمد لودیانوی، فرستاد تا در آزادی گروگان‌ها پا در میانی کند. این مولوی که رهبر گروه صحابه بود، به تندروی و شرارت، شهره بود.  وقتی که دکتر عثمان خواستار رهایی اعضای خطرناک‌ترین گروه شبه‌نظامی پاکستان، لشکر جنگوی، شد کیانی رهبر این گروه را از زندان لاهور به آن‌جا آورد. ملک اسحاق 50 ساله، رهبری لشکر جنگوی را به عهده داشت. این گروه به نام سربازان پیاده القاعده می‌شد. ملک اسحاق یک سنی تندرو و خطرناک‌ترین آدم‌کش بود. او از سال 1997 به جرم 44 قضیه‌ی قتل،‌ غالبا کشتار شیعه‌ها، زندانی بود. کیانی با او مانند یک میان‌جی ارزشمند و محترم برخورد کرد و هواپیمای شخصی‌اش را برای آوردن ملک اسحاق به راولپندی فرستاد و به او وعده داد که در مقابل کمکش در رهایی گروگان‌ها، او را از زندان آزاد خواهد کرد. در عین زمان، مذاکره‌ی طولانی مدت به ارتش فرصت داد تا آماده‌ی یک عملیات نجات گروگان‌ها شود. پیش از روشن شدن افق، مأموران اس اس جی، بر ساختمانی که گروگان‌گیران در آن جابجا شده بودند، حمله کردند و  چهار تن از جمله‌ی پنج تن آنان را کشتند.

اشرف به من گفت: «ما خواستار زمان برای مذاکره شدیم. ما جان چهل دو نفر را نجات دادیم.» نزدیک بود که عثمان با پنهان شدن در یک سقف دروغین، موفق به فرار شود و زمانی دستگیر شد که سربازان متوجه شدند که پنج جلیقه‌ی انتحاری پیدا کرده‌اند، در حالی‌که چهار جسد وجود دارد. با آن‌هم، شبه نظامیان توانایی شان را نشان دادند. آنان می‌توانستند دست به کشتار بزنند و گروگان بگیرند و در میز مذاکره نیز برنده باشند.[2] در جریان مذاکره، رییس ارتش از ملک اسحاق خواست که «لطفا کشتارهای فرقه‌ای را متوقف کند،» اما این سنی تندرو و دست پرورده­­ی درازمدت در جواب گفت، «ما زاده ی شماییم، اما از این حرف شما پیروی نخواهیم کرد.» کیانی پاسخی نداشت. او خاموش ماند.[3]

افشاکننده‌ترین نمونه‌ی بیرون شدن کنترل شبه نظامیان از دست پاکستان زمانی آشکار شد که یک گروه پاکستانی انشعابی کلونل امام را در سال 2010 دستگیر کردند. کلونل امام، کسی بود که قبلا مهار طالبان را در دست داشت. اکنون که ریش کلونل امام، جو گندمی و رسما از وظیفه‌اش بازنشسته شده بود، در سال‌های پس از یازده سپتامبر فعال بود و از شورش مجدد طالبان حمایت و به داخل افغانستان سفر می‌کرد. او سفرهایش به افغانستان را انکار می‌کرد، اما من چندین بار او را دیدم، یک بار در میدان هوایی کابل و یک بار در ارزگان که ظاهرا  برای وارد میدان کردن حمایت کنندگان پیشین طالبان آمده بود.

ادامه دارد…

[1] از میان رهبران شبه نظامیان که برای میانجی گری آورده شده بود، یکی فضل الرحمان خلیل، رهبر گروه غیرقانونی حرکت المجاهدین بود. او در مذاکرات مسجد سرخ نیز شرکت کرده بود. چهره ی دیگر عبد الرئوف اظهر، برادر رهبر جیش محمد بود که از طریق تلفن با شبه نظامیان صحبت کرد. معاون جیش محمد که از شریرترین رهبران شبه نظامیان و متهم به حمله بر کلیساها و مکتب های مسیحیان پس از یازده سپتمبر بود، نیز برای پا در میانی خواسته شده بود.

[2]ملک اسحاق در  ماه جولای سال 2011 پس از آنکه از بعضی قضایا برائت حاصل کرد و برای بعضی قضایای دیگر که متهم به آن بود به عنوان بخشی از معامله که در سال 2009 انجام شده بود، وثیقه گذاشت و از زندان آزاد شد. او بار دیگر پس از یک حمله ی مرگبار علیه شیعه ها در کویته که در لشکر جنگوی در آن مقصر دانسته شد، زندانی گردید.

[3]از گزارشگر پاکستانی به خاطر دادن جزئیات از این رویداد، سپاسگزارم. به خاطر امنیتش، من نام او را ذکر نمی کنم. یکی از سخنگویان آی اس آی تأیید کرد که در بعضی موارد، آنان با شبه نظامیان به خاطر رها کردن گروگان ها، مذاکره کرده است. اما او داشتن هر گونه نیت بد و شرورانه را در این قضایا، رد کرد. او به من گفت: «جنگ چیزی ست که شما مجبورید از هر وسیله ای در آن کار بگیرید.» مصاحبه، اسلام آباد، جنوری 2013.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه