کابل سراسر ترس و بیزاری نیست

اطلاعات روز

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: میکایل کوگلمن

برگردان: حمید مهدوی

این روزها به‌راحتی می‌توان بدترین حالت بحران پایان‌ناپذیر انتخابات افغانستان را تصور کرد.

هردو نامزد انتخابات ریاست جمهوری باور دارند که انتخابات را برده‌اند و هیچ‌کدام نمی‌خواهد عقب‌نشینی کند و تا حدی سرزنش آن‌ها دشوار است. نتایج اولیه‌ی دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، اشرف غنی را با تفاوت زیاد در صدر قرار داد و کارمندان انتخاباتی او، که قبل از دور دوم انتخابات، به‌ویژه در مناطق پشتون‌نشین، مبارزات انتخاباتی شدیدی را انجام دادند، مانند اکثریت ناظران انتظار دارند که سرانجام او به عنوان برنده اعلام شود.

در همین حال، عبدالله عبدالله اصرار دارد که روند انتخابات با تقلب‌های گسترده خدشه‌دار شده است. برای او، این حالتی است که قبلا نیز تجربه شده است: در سال 2009، او انتخاباتی را که باورها بر آن بود که در آن تقلب گسترده صورت گرفته است، به کرزی باخت. او نمی‌خواهد که در 2014 این اتفاق دوباره برای او تکرار شود.

در ماه جولای، پس از آن‌که عبدالله قول داد نتایج دور دوم انتخابات را نپذیرد (قولی که در 8 سپتامبر دوباره بر آن تأکید کرد)، گزارش‌های نگران کننده‌ای به نشر رسیدند که حامیان عبدالله برای تحت کنترول درآوردن امکانات دولتی، برنامه‌ریزی می‌کنند. جان کری، وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده سریع به کابل رسید تا در توافق‌سازی کمک کند، اقدامی که به تفتیش صد در‌صد آرای دور دوم انتخابات منجر شد.

با این حال، هم‌چنین در این توافق بر تقسیم قدرت تأکید شده بود و با این وجود، گفت‌وگوها بر سر تشکیل حکومت وحدت ملی در حال حاضر به بن‌بست رسیده‌اند.

این واقعیت نگران کننده و این گفته‌ها که گویا بحران اگر عمیق‌تر نشود، ادامه خواهد یافت و چشم‌انداز روی کار‌آمدن یک حکومت جدید تار و مبهم است، وضع امور را غم‌انگیز می‌کند. آن‌ها هم‌چنین چندین سناریوی کابوس‌گونه را تقویت می‌کنند: یک افغانستان بی‌رهبر، به‌شمول نیروهای مسلح با وضعیت شکننده، در امتداد خطوط قومی تجزیه خواهد شد. توسط خشونت‌های گسترده دچار تشنج خواهد شد و احتمالا حتا در جنگ داخلی فرو‌خواهد رفت یا نوعی از کودتا را تجربه خواهد کرد، کودتایی که توسط بازنده یا حتا حکومت آقای کرزی اعلان خواهد شد.

و اگر بحران چند ماه دیگر به درازا بکشد، افغانستان به شکل درمانده خروج تمام نیروهای بین‌المللی از این کشور را شاهد خواهد بود و به دلیل این‌که رییس جمهوری برای امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی وجود نخواهد داشت، تا حضور اندک نیروهای خارجی پس از 2014 در افغانستان را اجازه دهد، گزینه‌ی صفر دو سال قبل عملی خواهد شد.

چنین بحث، که بیش‌تر به بحث روز رستاخیز می‌ماند، زیب تیترها‌ست و بحث جذاب مهمانی‌های شام. در مقابل، هنوز امیدواری وجود دارد که بن‌بست کنونی یک نتیجه‌ی مثبت داشته باشد. نخست این‌که غنی و عبدالله از هزینه‌های فاجعه‌بار اقتصادی‌ای که بحران حل نشده می‌تواند در پی داشته باشد، کاملا آگاهند. واشنگتن و متحدانش کمک‌های‌شان به افغانستان را کاهش داده یا حتا به این کمک‌ها پایان خواهند داد و این برای کشوری‌ که اقتصاد در حال تقلای آن شدیدا به کمک‌های کشورهای کمک‌کننده وابسته است، یک چشم‌انداز عمیقا نگران‌کننده است (حدود نیم بودجه‌ی افغانستان توسط کمک‌های خارجی تمویل می‌شود). در واقع، ممکن است کری در ماه جولای از تهدید قطع کمک‌ها استفاده کرده و هردو نامزد انتخابات ریاست جمهوری را به توافق روی تفتیش آرا وادار کرده باشد. وهمِ قطع کمک‌ها باید برای آن‌ها انگیزه‌ی کافی باشد تا در مورد تقسیم قدرت به توافق برسند، حتا اگر این کار به درازا بکشد و با بی‌میلی انجام شود.

دوم این‌که غنی و عبدالله، مانند تمام جریان اصلی طبقه‌ی سیاسی افغانستان و به استثنای کرزی، شدیدا نسبت به امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی متعهد‌ند. دلایل قانع‌کننده‌ای که به‌خوبی مستند شده‌اند، از آموزش حیاتی نیروهای امنیتی افغانستان گرفته تا تقویت روحی و روانی‌ای که امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی می‌تواند برای کل کشور در پی داشته باشد‌ را شامل می‌شود. هنوز زمان کافی برای امضای موافقت‌نامه وجود دارد. رییس جمهور اوباما قبل از تصمیم‌گیری برای خارج کردن تمام نیروهای ایالات متحده از عراق در سال 2011، تا نیمه‌ی دوم ماه اکتوبر منتظر ماند و با این حال، تا زمانی که در افغانستان رییس جمهور جدیدی روی کار آید، می‌توان به امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی امیدوار بود. علاوه بر‌این، اگر هفته‌ها هم‌چنان بدون روی کار‌ آمدن حکومت جدید سپری شوند، این احتمال افزایش می‌یابد که پنتاگون زمان کافی نخواهد داشت تا برای به‌کارگیری دوام‌دار از نیروهای 9800 نفری در سال آینده، که در اصل پیش‌بینی شده بود، برنامه‌ریزی کند و در نتیجه، هر موافقت‌نامه‌ی امنیتی نهایی باعث خواهد شد تا تعداد کمتری از پرسونل ایالات متحده در افغانستان بمانند.

سوم این‌که به هر اندازه که بحران به درازا بکشد، به همان اندازه بحران‌های دیگر عمیق‌تر خواهند شد، روندی که نه غنی و نه عبدالله خواهان ادامه‌ی آن است. اقتصاد افغانستان چند مدتی در حالت سقوط آزاد قرار داشته است. در همین حال، شورشیان طالب از فرصت دوم بهره گرفته و حملات جدید‌شان را راه‌اندازی می‌کنند. واضح است که طالبان نیروهای افغانستان را آزمایش می‌کنند که در نبود کمک جنگی نیروهای بین‌المللی، آن‌ها چگونه می‌جنگند.  نیروهای افغانستان در هفته‌‌ها و ماه‌های آینده حتا با آزمایش‌های بزرگ‌تری نیز مواجه خواهند شد: تظاهرات ضدحکومتی در کشور همسایه (پاکستان)، ارتش این کشور را نیرومندتر ساخته است و این احتمال افزایش یافته است که نهادهای امنیتی پاکستان حمایت‌شان از نماینده‌های سنتی‌شان، از قبیل طالبان، شبکه‌ی حقانی و دیگر گروه‌هایی که در افغانستان به ارعاب می‌پردازند‌ را بیش‌تر ساخته و در نتیجه آن‌ها را بیش‌تر توان‌مند سازند. نیروهای افغانستان به کمک بیش‌تری از سوی کابل نیاز دارند؛ اما در آن‌جا هنوز حکومتی وجود ندارد تا تصمیم بگیرد که چگونه و به چه صورت به آن‌ها کمک برساند.

مطمئنا‌ هر‌سه عامل بالا، شاید ساده‌لوحانه، اما نشان می‌دهند که در واقع غنی و عبدالله به‌خاطر منافع ملی جاه‌طلبی‌های سیاسی‌شان را کنار خواهند گذاشت. با این حال، دلیلی برای خوش‌بین بودن وجود دارد. در میان همه سخن‌پراکنی‌ها، عبدالله از حامیانش خواسته است تا از خشونت اجتناب کنند. و به تاریخ 8 سپتامبر، زمانی که او از «مشاوره با مردم افغانستان» به‌صورت مبهم سخن گفت، احتمالا این گفته‌ی او بر باز بودن درها برای توافق دلالت داشت. گفته‌های غنی نیز به‌طور مشابهی لحن آشتی‌جویانه دارند و در 10 سپتامبر تأکید کرد که «ما به یک حکومت فراگیر ضرورت داریم».

با این حال، چالش آوردن دو‌طرف در کنار هم، کلان است. این چالش در 9 سپتامبر و زمانی واضح شد که کرزی در مراسم یادبود از احمدشاه مسعود، جنگ‌جوی آزادی‌خواه ضد‌طالبان که دو روز قبل از حملات یازدهم سپتامبر توسط القاعده کشته شد، خواهان تشکیل حکومت وحدت ملی شد. اندکی پس از سخنرانی کرزی، سخنرانی‌ که حامی غنی بود، استیج را گرفت. حامیان عبدالله بی‌رحمانه سروصدا کردند و این امر چنان اختلالی را باعث شد که مراسم قبل از وقت به پایان رسید. در اصل، غوغای جمعیتی که به‌شدت پراگنده بودند، باعث شد ندای دعوت به اتحاد ناشنیده بماند.

هیچ‌کسی نگفته است که پایان دادن خوش به این داستان، کار آسانی است؛ اما این کار هنوز امکان‌پذیر است. حکومت ایالات متحده با حفظ ارتباط نزدیک با غنی و عبدالله می‌تواند شانس پیروزی را بالا ببرد و با توجه به فوریت وضعیت، ایالات متحده دیگر از عیش دور ماندن از مسایل سیاسی داخلی لذت نمی‌برد. مسلما، با توجه به این‌که ایالات متحده مصروف درگیری‌ها در اوکراین، بیماری همه‌گیر و جهانی ابولا و مهم‌تر از همه، تهدید داعش است، سطح بالاتری از درگیری این کشور در افغانستان ممکن امکان‌پذیر نباشد.

با این حال، هنوز نشانه‌های تشویق‌کننده‌ای وجود دارند: اوباما و کری در روزهای اخیر با هردو نامزد تماس داشته‌اند. پس از این‌که سفر دیپلمات ارشد ایالات متحده در شرق میانه به پایان برسد، اوباما با فرستادن کری به کابل، کار عاقلانه‌ای انجام خواهد داد.

این نیز مهم است که کمیسیون انتخابات افغانستان، تا زمانی که روی تقسیم قدرت توافق صورت نگرفته باشد، نتایج نهایی دور دوم انتخابات را اعلام نکند. تصمیم این کمیسیون برای اعلام سریع نتایج اولیه بر شفافیت افزود، اما این کار هم‌چنین بر تنش‌ها افزوده و فضای گفت‌وگوها را آلوده کرد. کمیسیون انتخابات باید این بار از مرتکب شدن این اشتباه بپرهیزد (متأسفانه‌ تا اکنون مقام‌های کمیسیون انتخابات گفته‌اند که بدون در نظرداشت این‌که توافقی صورت گرفته است یا خیر، نتایج را اعلان خواهند کرد).

سرانجام این‌که افغانستان، واشنگتن و جامعه‌ی جهانی باید امیدوار باشند که غنی و عبدالله به پیش‌نهادی که از طرف احمدولی مسعود، برادر کوچک‌تر احمدشاه مسعود‌ مطرح شد، گردن بنهند. مسعود هردو نامزد را تشویق کرد تا منافع افغانستان را در نظر داشته باشند و «تمام تنش‌های سیاسی را کنار بگذارند و روی تشکیل یک حکومت فراگیر به توافق برسند».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه