دشمن اشتباهی – 74

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش هفتاد و چهارم

9

انفجار نظامیگری در پاکستان

پیامدهای محاصره‌ی مسجد سرخ (لعل مسجد/لال مسجد) به سود القاعده بود و این سازمان به شکل بی‌رحمانه‌ای از آن استفاده کرد. شایعه شد که حکومت، افراد خیلی بیش‌تر از آنچه را که در گزارش رسمیِ تلفات ذکر شده، کشته‌است. در این شایعه‌ها گفته می‌شد که یک هزار شاگرد، حتا چندین هزار شاگرد کشته شده‌اند و برای پنهان کردن شمار واقعی کشته‌شدگان، آنان را روی هم دفن کرده‌اند. هنگام آزاد شدنش از زندان، ام حسن ادعا کرد که سه صد شاگرد دختر، کشته شده اند. این ادعا آشکارا دروغ بود. برای اثبات این ادعا، خانواده‌های قربانیان یا فهرست نام‌های شان به دست نیامد و سازمان‌های حقوق‌ بشری هیچ‌گاهی سندی برای غیر دقیق بودن آمارهای داده شده توسط حکومت، پیدا نتوانستند. با این وجود، نبرد مسجد سرخ، تبدیل به شعار راه‌پیمایی‌های احزاب مذهبی و شبه‌نظامیان اسلام‌گرا شد و وسیله‌ای تبلیغاتی قدرت‌مندی را به دست آن‌ها داد. این برخورد، سبب شد که حجم عظیمی از نوارهای صوتی و تصویری و سخنرانی در سراسر کشور پخش و توزیع شود. استفاده‌ی مشرف از زور در برابر این مسجد، در رای‌گیری سال 2008، به قیمت از دست دادن حمایت مردم تمام شد.

نقش آی‌اس‌آی به شکل عجیبی غیرمؤثر بود و با وجود مناسبات درازمدتش با این مسجد و رهبران آن، نتوانسته بود تهدیدها از این مسجد را جلوگیری کند. در جریان محاصره،‌ آی‌اس‌آی در داخل مسجد، دو جاسوس داشت و درباره‌ی تعداد شبه‌نظامیان مسلح، اطلاعات دقیق داشت. اما به نظر می‌رسید که از نفوذش بالای برادران غازی استفاده نکرده است.[1] در یک جلسه‌ی کابینه بعد از محاصره‌ی مسجد، وزیران، یک مقام بلندپایه‌ی آی‌اس‌آی رابه دلیل ناکامی‌شان در جلوگیری از اقدامات شبه‌نظامیان در داخل شهر، به پرسش گرفت. یک وزیر به این جنرال گفت: «گزارش کسی که شام با من ملاقات می‌کند و آنچه را من با او بحث می‌کنم، فردا صبح روی میز توست. تو چطور از آنچه در صد متری دفتر مرکزی آی‌اس‌آی اتفاق می‌افتد، بی‌خبری؟» در حالی‌که وزیران به نشانه‌ی موافقت، بر میز شان می‌کوبیدند، جنرال خاموش نشسته بود. یک عضو پیشین کابینه که در این جلسه اشتراک کرده بود، بعدها به من گفت: «آن‌ها صد درد صد می‌دانستند که چه اتفاق می‌افتد.» او گفت که آی‌اس‌آی می‌توانست از جمع‌شدن شبه‌نظامیان در شهر جلوگیری کند،  اما به دلیل هم‌دلی با برادران غازی و شبه‌نظامیان، به آن‌ها اجازه داده بود که هر چه دل شان می‌خواهد انجام دهند. «دولت آن‌قدر که مردم فکر می‌کنند، ناکارآمد نیست.»[2]

ارتش پاکستان با ضربه‌ي عقبی شدید و عاجل از سوی شبه‌نظامیان روبرو شده بود. حتا در زمانی که نیروهای ویژه در حال حمله بر مسجد سرخ بودند، یک گروه از شبه‌نظامیان، بر کاروانی از سربازان دولتی در ایالت سرحد شمال غربی حمله کردند. گروهی دیگر، کاروانی از نظامیان دولتی را به تاریخ 17 جولای در وزیرستان شمالی انفجار دادند و 24 سرباز را کشتند. بیت‌الله محسود، رهبر شبه‌نظامیان در وزیرستان جنوبی، اعلان کرد که آتش‌بس مؤقت با حکومت را می‌شکند. او در ماه آگست برای نشان دادن قدرتش، یک کاروان 250 نفری سربازان دولتی را که از منطقه‌ی او گذر می‌کردند، اسیر و خلع سلاح کرد. این کار او، باعث سرافگندگی ارتش شد. در ماه سپتامبر، او تشکیل تحریک طالبان پاکستانی را اعلان کرد. تمام گروه‌های اصلی شبه‌نظامیان منطقه‌ی شمال‌غربی پاکستان به این تحریک پیوستند. چنان‌که غازی بشارت داده بود و بن لادن و ظواهری از مردم خواسته بودند که برخیزند و انتقام مؤمنان را بگیرند، موجی از حمله‌های انتحاری در کشور به حرکت افتاد. این حمله‌ها، حکومت، نظامیان و افراد ملکی را هدف قرار می‌دادند.

به تاریخ 13 سپتامبر، یک حمله‌کننده‌ی انتحاری، اس‌اس‌جی (SSG) را هدف قرار داد. این نیروهای ویژه‌ پاکستانی توسط امریکا آموزش داده شده اند و در  حمله بر مسجد سرخ از این کماندو‌ها استفاده شده بود. بمب‌گذار انتحاری توانسته بود به پایگاه اس‌اس‌جی در تربیله (Tarbela) که از اسلام‌آباد پنجاه مایل فاصله دارد، نفوذ و خود را در طعام‌خانه‌ی سربازان منفجر کند. این حمله 22 کماندو را به قتل رساند و 40 تن دیگر را زخمی کرد. این بمب‌گذاری‌ها،‌ درست در قلب ارتش و استخبارات پاکستان به وقوع می‌پیوست. در ماه نومبر، یک بمب‌گذار، قرارگاه‌های مرکزی ارتش پاکستان در راولپندی را هدف قرار داد و یک حمله‌‌کننده‌ی انتحاری دیگر، خود را به داخل بس کارمندان دفتر مرکزی آی‌اس‌آی انداخت و آن را منفجر کرد. این حمله در کمپ حمزه و در شهرک ارتش رخ داد که باعث کشته‌شدن دست‌کم 24 کارمند استخبارات شد. شبه‌نظامیان بر مربیان خود حمله می‌کردند.

سال‌ها بعد از پرورش جهادی‌ها برای پیش‌بردن جنگ‌های نیابتی‌اش، پاکستان اکنون با ضربه‌ی عقبی از طرف آن‌ها مواجه شده بود. دست‌پرورده‌های آن کشور به طرف خود آن رو کرده بودند. یک مقام پیشن استخبارات، شش ماه بعد از محاصره‌ی مسجد سرخ، به من و همکارم گفت: «نمی‌توانستیم آن‌ها را کنترول کنیم. ما به آن‌ها تلقین کردیم و گفتیم <شما به بهشت خواهید رفت.> شما نمی‌توانید ناگهان وضع را دگرگون کنید.»[3]

حکومت‌های پاکستان، هم نظامی و ملکی، پشت سر هم با استفاده از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» بر جناح‌های متعدد سیاسی، مذهبی و نظامی حکومت کرده بودند. رهبر پیشین جماعت اسلامی، قاضی حسین احمد، به من گفت که آی‌اس‌آی همواره وسیله‌ی انتخاب حکومت بود و از آن برای حمایت از گروه‌ها با پول، تقسیم ناعادلانه‌ی حوزه‌های سیاسی و مصئونیت از پیگرد عدلی استفاده می‌کرد. همین حکومت بود که هفت حزب مشهور مجاهدین افغانستان را تشکیل داد تا هیچ‌یک از آنان تسلط کامل بر مقاومت نداشته باشد. آی‌اس‌ای بعضی وقت‌ها آنان را به جنگ علیه یک‌دیگر و به قتل رساندن فرماندهان رقیب تشویق می‌کرد تا از قوی‌شدن و مستقل شدن شان جلوگیری کند. همین حکومت پاکستان بود که انبوهی از گروه‌های شبه‌نظامی پاکستانی را به وجود آورد و آن‌هایی را که برایش مشکل‌ساز می‌شد با به وجود آوردن گروه‌های انشعابی، بازداشت رهبران آن‌ها و حتا به قتل رساندن‌شان مدیریت می‌کرد. خود این گروه‌های شبه‌نظامی شکایت داشتند که تعداد زیادی از اعضای آنان در کمین‌ها، توسط پولیس کشته شده اند. برای مثال، حکومت نواز شریف، رهبران جناح‌های را که بسیار نافرمان و مشکل‌ساز شده بود، در اواخر دهه‌ی 1990 از بین برد.[4]

بعد از یازده سپتامبر، حکومت مشرف به رهبران گروه‌های اصلی شبه‌نظامی پول می‌پرداخت تا آنان را وفادار و آرام نگهدارد. به صورت رسمی، مشرف گروه‌های مرتبط با القاعده و شورشیان کشمیر را در سال 2002 غیرقانونی اعلام کرد،‌ اما آن‌ها اجازه داشتند که با نام‌های جدید، تجدید سازمان کنند و شاخه‌های فعالیت‌های انسان‌دوستانه و آموزشی تأسیس کنند که به آن‌ها فرصت می‌داد تا جذب پیرو،  ایجاد اردوگاه آموزشی مخفی و جمع کردن پول به شکل قانونی را ادامه دهند. یک مقام امنیتی پیشین به من گفت: «ممنوع اعلام کردن با هدف‌های داخلی انجام شده بود. به آن‌ها گفته شده بود که فعالیت‌های زیرزمینی انجام دهند. اما عملا از فعالیت منع نشده بودند.» حمله‌های بین‌مرزی در کشمیر تا حدود زیادی محدود شده بود. طالبان و شبه‌نظامیان کشمیری، سال‌های نخست پس از 11 سپتامبر را به حیث دوره‌ی سرکوب و ترس از دست‌گیری به یاد دارند. انجام حمله‌ی بین مرزی بر افغانستان اجازه داده می‌شد، اما حمله‌های دهشت‌افگنانه بر اهداف غربی در داخل پاکستان قابل قبول نبود. کسانی که این قوانین را نادیده می‌گرفتند، بازداشت می‌شدند.

بذرهای حمله به عقب مدت‌ها پیش از محاصره‌ی مسجد سرخ، کاشته شده بود. بعضی از خطرناک‌ترین مخالفان دولت پاکستان،  بعد از سپری کردن دوره‌هایی در بازداشت نظامیان و استخبارات در سال‌های بعد از 11 سپتامبر، مخالف نظامیان شده بودند. از شکنجه در حجره‌های زیرزمینی و شرایط سخت بازداشت به دست نظامیان و استخبارات پاکستان، داستان‌هایی وجود دارد که خون را در رگ‌های آدم منجمد می‌سازد. سازمان‌های حقوق‌ بشری، موارد زیادی از شکنجه و جان سپردن بازداشتی‌ها را مستندسازی کرده‌اند. پزشکان به من گفتند که آن‌ها بازداشتی‌های را دیده‌اند که پس از محرومیت از خواب، لت‌وکوب و استفاده از داروها- مانند داروهای قوی ملین و تخلیه‌کننده‌ی روده‌ها- به منظور ناتوان کردن آنان، نمی‌توانستند قدم بزنند یا صحبت کنند. بازداشتی‌های پیشین، توضیح دادند که آنان لت‌وکوب، لواط، آویزان و روزها در گرما یا سرمای شدید در زیر چراغ‌های جرقه نگهداری می‌شدند. یک بازداشتی پیشین، فرمانده شورشیان بلوچ، توضیح داد که او برای ساعت‌ها، با دستان بسته و کلاه چرمی بر سر، در حرارت سوزان یک سلول نگهداشته شد، طوری‌که او فکر می‌کرد، مغزش دارد جوش می‌خورد. افغان‌ها و شبه‌نظامیان طالبان نیز از برخورد خشن در زندان‌های ‌آی‌اس‌آی شکایت داشتند.

ادامه دارد…


[1] مصاحبه وزیر پیشین کابینه‌ی پاکستان، اسلام‌آباد، دسمبر 2012.

[2]مصاحبه با وزیر پیشین کابینه‌ی پاکستان، لاهور، 1 دسمبر 2012.

[3]مصاحبه (توسط من و همکارم در نیویارک تایمز، دیوید راد) با یک مقام ارشد پیشین استخبارات پاکستان، اسلام‌آباد، دسمبر 2007.

[4]مجاهد حسین، طالبان پنجابی: تندروی در پاکستان (دهلی: انتشارات پنتاگون، 2012)، ص. 85. عنوان اصلی کتاب:

Mujahid Hussain, Punjabi Taliban: Driving Extremism in Pakistan (Delhi: Pentagon Press, 2012), p.85.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه