عابر شایگان و آرزو رحیمی
در اوایل ماه سرطان وقتی با مدال طلای قهرمانی آسیا به افغانستان برگشت، آنچنان که انتظار میرفت، مردم از او استقبال نکردند. محسن رضایی از این پیشامد غیرمنتظره به خود شک برد، اینکه نکند مدالی که او آورده واقعا ارزش استقبال نداشته است. چند وقت بعد زمانی که پایش به مشهد رسید، مهاجران افغانستان با جیغ و هورا و صف کشیدنهای طولانی از او استقبال کردند، جایی که او ۲۴ سال قبل در آنجا متولد شد و در یک باشگاه خیلی معمولی کونگ فو و تکواندو تمرین کرد اما به یک ورزشکاربودن معمولی قانع نشد. او بهزودی راهش را از همباشگاهیها و مشقتهای مهاجرت به میدانهای کشوری و بینالمللی باز کرد. آخرین مبارزهی او به یک ماه و نیم پیش برمیگردد که برای نخستین بار مدال طلای بیست و چهارمین دورهی مسابقات قهرمانی آسیا را برای افغانستان کاشت. او در این مسابقات که ماه جون در لبنان برگزار شده بود، نمایندگان کشورهای پاکستان، کویت، چین و کوریای جنوبی را از پیشرو برداشت و در وزن ۵۸ کیلوگرام لقب قهرمانی تکواندوی آسیا را گرفت. این مسابقات که از ۲۶ تا ۲۸ ماه جوزا در لبنان برگزار شده بود، ورزشکاران افغانستان ۲ نشان طلا و ۴ برنز به خانه آوردند. در کنار محسن رضایی، دومین نشان طلای قهرمانی را عبدالمتین هوتک در بخش پاراتکواندوی این مسابقات گرفت.

محسن رضایی در آخرین دور مسابقاتش وقتی داشت برای مبارزه با حریف کوریای جنوبیاش به میدان میرفت، شانههایش از هقهق گریه میلرزید و چشمهایش اشک میریخت. وقتی هم در پایان مسابقه در سکوی قهرمانی ایستاد و مدال طلا به گردنش آویخته شد، شادی پیروزی و لبخند رضایت در چهرهی او دیده نمیشد. کسی نمیدانست که چرا این پیروزی و قهرمانی برای محسن شادی و خوشی نیاورده است. حالا خودش میگوید که گریههای آن روزش بهخاطر محرومشدن از کسب سهمیهی المپیک ۲۰۲۰ توکیو به علت مبتلاشدن به ویروس کرونا بوده است. کاروان ورزشی تیم ملی تکواندوی افغانستان که در ماه ثور برای کسب سهمیهی المپیک به اردن رفته بود، سه تن آنها به ویروس کرونا مبتلا شدند و از اشتراک در این مسابقات محروم شدند. افغانستان در رشتهی تکواندو حق دو سهمیه در المپیک دارد که در مسابقات کسب سهمیهی المپیک ۲۰۲۰ توکیو محسن رضایی، فرزاد منصوری، سمیه غلامی و زهرا میرزایی اشتراک کرده بودند.
محسن رضایی بهعنوان یک ورزشکار حرفهای، در آرزوی بهدستآوردن مدال المپیک است و محرومشدن از المپیک ۲۰۲۰ توکیو حسرت بزرگ زندگیاش شده است: «من آمادگی خیلی خوبی برای کسب سهمیه گرفته بودم و میخواستم برای افغانستان مدال بیاورم نه اینکه فقط حضور داشته باشم. از شانس بد تست کرونای ما مثبت شد.»
تکواندو از ورزشهای پرطرفدار در افغانستان است. ستارگان این رشته در بیش از یک دههی اخیر دستآوردهای افتخاربخشی داشتهاند. روحالله نیکپا در سال ۲۰۰۸ در بازیهای المپیک پکن نخستین مدال المپیکی را برای افغانستان گرفت. قبل از او نثاراحمد بهاوی نخستین مدال نایب قهرمانی تکواندوی جهان را در سال ۲۰۰۷ از مسابقات چین به خانه آورد. با این همه کارشناسان ورزش معتقدند که دستآوردهای ورزشکاران افغانستان پیش از آنکه محصول یک سیستم و برنامهریزی مدون و جامع باشد، از سر تلاش و زحمات فردی ورزشکاران است. به همین سبب درخشش ورزشکاران افغانستان مقطعی و گذرا بوده است، طوریکه در سال ۲۰۰۹ تکواندوی افغانستان در جایگاه هفتم جهانی قرار داشت و از آن به بعد تا سال ۲۰۱۳ به جایگاه ۱۸۰ سقوط کرد. بخشی از این مشکلات به چنددستگی و اختلافات مدیریتی در فدراسیون تکواندوی افغانستان بر میگردد. اختلافاتی که حتا پای فدراسیون جهانی تکواندو را وسط کشید. با این همه حتا همین درخششهای مقطعی ستارگان تکواندو، الگو و چراغ راه نسل جدید ورزشکاران شده است. یکی از آنها محسن رضایی است. در سال ۲۰۱۲ که روحالله نیکپا در مسابقات المپیک لندن حضور داشت، چشمان بسیاری از مردم افغانستان به او دوخته شده بود. از جمله یک مرد کارگر مهاجر در منطقهی گلشهر مشهد که علاقهی خاصی به رویدادهای ورزشی داشت، با اتفاق خانوادهاش چشم از صفحهی تلویزیون بر نمیداشت. در مرحلهی اول مسابقه وقتی روحالله نیکپا با حریف لهستانیاش میشل لونیفسکی وارد میدان شد، با برخورد تهاجمیاش از همان ابتدای مسابقه این امید را در دل هوادارانش خلق کرد که پیروزی این بازی میشود. در نتیجه او با امتیاز ۱۲ در مقابل ۵ بر حریفش غالب شد. محسن پسر بزرگ محمد جعفر، آن بنای مهاجر هم در آن جمع با شور و شوق خاصی، رقص پا و حرکات حرفهای آنها را میدید. در آن جمع خانوادگی، محسن فرزند بزرگ آن بنای مهاجر ورزشدوست، بیشتر از دیگران مجذوب رقص پا و حرکات حرفهای آن دو حریف شده بود. در مسابقه یک چهارم نهایی، محمدباقر معتمد، تکواندوکار ایرانی که عنوان قهرمانی جهان را داشت، حریف روح الله نیکپا شد. در سه مرحلهی مسابقه هر دو ورزشکار با امتیازهای مساوی باهم مبارزه کردند اما در مرحلهی چهارم، محمدباقر معتمد یک امتیاز بیشتر گرفت و بازی با امتیاز پنج در مقابل چهار به نفع ایران تمام شد. در نتیجه ورزشکار ایرانی به مرحله بعدی مسابقه راه یافت و روحالله نیکپا به مدال برنز دست یافت. مغلوبشدن نیکپا در مقابل حریف ایرانیاش، محمد جعفر را بسیار ناراحت کرد. محسن پسر بزرگش که اوضاع و احوال پدر را دید، با خودش فکر کرد که چرا او آورندهی چنین مدال و شادی برای پدر و آدمهای مثل او نباشد. او همان پنجشنبه شب، ۱۹ اسد ۱۳۹۱ با دیدن مسابقهی روحالله نیکپا که به اندازهی کافی مجذوب او و تکواندویش شده بود، تصمیم مهم زندگیاش را گرفت. یک ماه بعد در یک باشگاه معمولی تکواندو در گلشهر نامنویسی کرد. از آن به بعد چهار سال پیوسته و منظم تمرین کرد. در سال ۲۰۱۶ برای اشتراک در مسابقات گزینشی اعضای تیم ملی تکواندو با یک گروه چهار نفری شامل دو تکواندوکار و یک استاد وارد کابل شد. البته او از سال ۱۳۸۵ زمانی که ۱۳ سال داشت رو به ورزش آورد. ۷ سال کونگ فو کار کرده بود و شش مدال طلای مسابقات کشوری ایران و ۱۰ مدال قهرمانی مشهد را گرفته بود. این دستآوردهای غیرقابلچشمپوشی، فرصت گرفتن شهروندی ایران و عضویت تیم ملی این کشور را برایش فراهم کرده بود. در سال ۲۰۱۶ زمانی که تصمیم سفرش به افغانستان برای گرفتن عضویت تیم ملی تکواندوی این کشور را در میان گذاشت، مادرش مخالفت کرد و رو به پسر جوانش محسن گفت که به جای گرفتن عضویت تیم ملی تکواندوی افغانستان، تابعیت ایران را بگیرد و آنها را از مشتقتهای بیپایان مهاجرت و یک عمر مستاجری و خانه به دوشی نجات بدهد. گرفتن تابعیت ایران و متعاقبا عضویت در تیم ملی تکواندوی این کشور برای او و خانوادهاش، فرصت بینظیری بود که زندگی شان را از این رو به آن رو میکرد. محسن جوان اما به حرف مادر و گرفتن تابعیت ایرانی چشم بست و راهی سفر پرماجرای وطن گمشدهاش افغانستان شد.
«حس وطندوستی که در وجود ماست و رگ و ریشهی ما که به افغانستان برمیگردد باعث شد از میان دو گزینهی تابعیت ایران و مهاجربودن در ایران، دومی را انتخاب کنم. آدم دوست دارد در کشوری خدمت بکند که مردمش او را از خود بدانند. من فکر کردم من به جایی میروم که مردمش از من هستند و من از مردم هستم و هیچ تفاوتی قایل نیستند میان کسی که در خود افغانستان تمرین میکند و کسی که مهاجر است. همین حس وطنپرستی بود که سختی و چالشهای زندگی در مهاجرت را پذیرفتم و عضویت تیم ملی تکواندوی افغانستان را گرفتم. حالا آن زحمات و سختیهایی که را کشیدم دارد نتیجه میدهد و از انتخاب خود راضی هستم.»

محسن پنج سال پیش زمانی که قدم به سرزمین ناشناخته مادریاش افغانستان گذاشت، چیز زیادی در مورد آن نمیدانست. اما قصههای بدبختی آن را از پدر و مادر و تصویر جنگ و خشونت آن را از تلویزیونها زیاد دیده بود. وقتی در مسابقات منتخب تیم ملی تکواندوی کشور طلا گرفت و عضویت آن را بهدست آورد، با استقبال گرم همتیمیها، تکواندوکاران و دیگر مردم روبهرو شد. او که قبل از آن کممهری زیاد دیده بود، در کنار بدبختیها و جنگ و خشونت با رخ دیگر وطنش هم آشنا شد: «در اولین برخوردها متوجه شدم که مردم افغانستان بسیار خونگرم و مهماننواز هستند. وقتی عضویت تیم ملی را گرفتم استقبال خیلی گرم کردند. من بسیار خوشحال شدم و گفتم تا وقتی عمر دارم برای این وطن خدمت میکنم.»

پس از آنکه محسن رضایی عضویت تیم ملی افغانستان را گرفت، در مسابقات بینالمللی حضور یافت و تا اکنون در کارنامهی ورزشی خود هشت مدال بینالمللی دارد. مدال طلای مسابقات جنوب آسیا در ۲۰۱۶، مدال نقرهی مسابقات بینالمللی جام فجر ایران در ۲۰۱۷، مدال برنز مسابقات کوریا اوپن در ۲۰۱۸، مدال نقره و بهترین بازیکن در جام فجر ایران در ۲۰۱۸، مدال برنز مسابقات بینالمللی کیش در ۲۰۱۸، مدال طلای مسابقات چین در ۲۰۱۹، مدال نقرهی مسابقات اردن در ۲۰۲۰ و مدال طلای مسابقات قهرمانی آسیا در ۲۰۲۱ از مهمترین دستآوردهای ورزشی محسن رضایی است.

محسن رضایی با خانوادهی شش نفریاش در مشهد زندگی میکند و دانشجوی سال اول رشتهی تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی شعبهی مشهد است. پدرش که یک بنای ۴۵ ساله است حدود ۳۰ سال پیش با دو برادر خود از ولسوالی زارع ولایت بلخ به هدف تحصیل به ایران مهاجرت کرد. سه برادر وقتی به ایران رسیدند بهجای تحصیل از کورههای خشتپزی سر درآوردند. فقط برادر بزرگتر موفق شد در حوزهی علمیه درس دینی بخواند. پدر محسن هرچند خودش نتوانست تحصیلاتش را ادامه بدهد اما تمام این سالها خشت روی خشت گذاشت و ساختمانهای زیادی را آباد کرد تا بتواند مخارج تحصیل فرزندانش و از جمله خرج محسن ورزشکار را تهیه کند. محسنِ که حالا بهعنوان یک ورزشکار حرفهای در میدانهای بینالمللی میدرخشد و برای خود و وطنش مدال میآورد اما در اوضاع و احوال مالی و معیشتی او و خانوادهاش تغییری نمیآید، درحالیکه ورزشکاران کشورهای دیگر در قدوقامت محسن رضایی زندگی حرفهای و مرفهی دارند. محسن اما در خانهی مستاجری که روی دستمزد کارگری پدرش میچرخد در گلشهر مشهد روزگار میگذراند و در یک باشگاه خیلی معمولی برای گرفتن مدال مسابقات جهانی تکواندو که چند ماه بعد در چین برگزار میشود، صبح و شب تمرین میکند و آمادگی میگیرد. مدالی که دولت افغانستان برای آن ارزشی قایل نیست و با دادن ماهیانه یک هزار افغانی به ورزشکاران عضو تیمهای ملی، سر آنها منت میگذارد.

واقعا عالی بود