تکرار نمایش خشونت علیه زنان و عوامل آن

بشیر یاوری
بشیر یاوری
مسووليت: سردبير محمدبشيرياوري متولد 1358 ازولايت غزني ولسوالي جاغوري ، ليسانس جامعه شناسي ازدانشگاه تعليم وتربيه استاد برهان الدين رباني سال 1386 ، يكي از بنياد...

در یک هفته گذشته چندین مورد خشونت تکان دهنده علیه زنان گزارش شد. جسد بی‌سر یک زن در ناحیه‌ی سیزدهم شهر کابل در جوی فاضلاب یافت شد. زنی در ولایت فراه توسط برادر شوهرش با تبر به قتل رسید. و گروهی از مردان شانزده نفری در جاده منتهی به پغمان دو موتر حامل زنان را ربودند و به آن‌ها تجاوز جنسی کردند و ساعت‌ها این زنان را در تحت اسارت خویش قرار دادند. این‌ها موارد نگران کننده‌ی خشونت علیه زنان می‌باشند که در طول یک هفته خبرساز گردیده است. جامعه افغانستان یک جامعه‌ی مذهبی و سنتی می‌باشد زنان در باور سنتی ـ مذهبی این جامعه ناموس، تابو و ناقص‌العقل تلقی می‌شوند و حق ندارند که بدون اجازه شوهرش بیرون از خانه بروند. هرگاه زنی بدون اجازه شوهرش جهت کار و تحصیل بیرون از خانه برود مورد لت و کوب قرار می‌گیرد و اکثر زنان از فراگیری آموزش و تحصیل محروم می‌باشند. خشونت علیه زنان به عوامل و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی در جامعه ارتباط دارد که مهم‌ترین آن در ذیل نامبرده شده و مورد تحلیل قرار می گیرد.

  1. 1. ازدواج اجباری

یکی از عوامل خشونت علیه زنان ازدواج اجباری می‌باشد. ازدواج اجباری آنست که دختر و یا پسری بدون رضایت خودش از طرف پدر و یا ولی خویش مجبور به ازدواج شود به خاطر وجود نظام پدرسالارانه در افغانستان، پدران برای خویش حق می‌دهند که در مورد سرنوشت فرزندان شان تصمیم بگیرند و حتا شریک زندگی (همسر) فرزندان شان را انتخاب کنند. این نوع ازدواج در جامعه‌ی افغانستان مرسوم می‌باشد و دختران بیش‌تر از پسران در معرض ازدواج اجباری قرار می‌گیرند. ازدواج اجباری به گونه‌های مختلف در جامعه‌ی افغانستان رواج دارد. یکی از مواردی که می‌توان آن‌را در دسته‌بندی از دواج اجباری بگیریم ازدواج بدلی می‌باشد.

  • ازدواج بدلی

ازدواج بدلی آنست که دو خانواده دختر و پسر شان را که به سن ازدواج شان رسیده باشند باهم تبادله می‌کنند. مبنای این ازدواج بر رضایت فرزندان دو طرف استوار نمی‌باشد و دو خانواده به خاطر فقر و بلند بودن مصارف عروسی، توافق می‌کنند که فرزندان خویش را باهم ازدواج دهند. مواردی زیادی اتفاق افتاده است که این زوج‌ها دچار مشکل شده‌اند چون در ابتدا این زوج‌ها به خاطر ناگزیری و توافق خانواده‌ی شان باهم ازدواج کرده‌اند؛ بین شان اختلاف به وجود آمده‌اند و زندگی مشترک شان با خشونت در آمیخته و در نتیجه به جدایی طرفین و یا خودکشی و خود سوزی زنان منجر شده است.

  • · ازدواج زیرسن

ازدواج زیر سن یکی از موارد دیگری ازدواج اجباری می‌باشد که اکثرا دختران قربانی آن می‌باشند، خانواده‌ها به دلیل فقر یا دغدغه از این‌که؛ دختران شان بی شوهر نماند آن‌ها را به سن کودکی پیش از آن‌که آن‌ها به سن بلوغ و قانونی برسند به شوهر می‌دهند. این نوع ازدواج زیادتر در میان خانواده‌های فقیر و روستایی صورت می‌گیرند. نارسایی مهمی که در این نوع ازدواج وجود دارد اینست که اول حق انتخاب دختران و پسران نقض می‌گردند و دوم آن‌ها از تحصیل و آموزش محروم می گردند و هنگامی که ازدواج می‌نمایند با مشکلات بیش‌تری رو برو می‌شوند و مجبور می‌شوند که طفل به دنیا بیاورند و بخاطری که قبل از ازدواج از نظر جسمی و روانی به پختگی نرسیده‌اند،  لذا نمی‌توانند به درستی از عهده‌ی پرورش و مراقبت کودکان شان برایند و مطابق به هنجارهای خانواده در جامعه، در ضمن آن‌که مکلف می‌باشند که امور خانه‌داری چون؛ پختن غذا و لباس شویی و… را پیش ببرند، مسوولیت دارند که امکانات وسهولت‌هایی را به شوهر، مادر شوهر و پدر شوهران شان ترتیب دهند. این همه مسوولیت باعث می‌شود که از یک سو آن‌ها با فشار و دشواری رو برو شوند و از سوی دیگر در صورت کوتاهی در مسوولیت‌های شان از طرف مادر، شوهر و پدرشوهران شان و یا یکی از اعضای بزرگ‌تر خانواده مورد خشونت قرار بگیرند. بعضا جنجال‌های از این نوع و شکایت مادر شوهران و خسرهای شان باعث می‌گردد که از طرف شوهران شان مورد خشونت قرار بگیرند.

  • · بد دادن

بد دادن یکی از موارد دیگر از نوع ازدواج اجباری می‌باشد. این نوع ازدواج آنست که هرگاه یکی از اقارب نزدیک دختر مرتکب جرمی مانند قتل و تخطی‌های اخلاقی (زنا) شده باشد، در فرهنگ دادخواهی سنتی جامعه افغانستان رواج دارد که باید خانواده فرد مجرم دختری را برای جبران جرم به خانواده قربانی بدهند و به آن صورت اختلاف ناشی از آن را میان دو خانواده و خانوار حل کند.

تمامی مواردی که در بالا تشریح و بیان گردید انواع از خشونت‌های ازدواج اجباری می‌باشد. ازدواج اجباری پیامد‌های ناگواری به دنبال دارد بر علاوه‌ی آن‌که باعث خشونت‌های خانوادگی می‌گردد باعث عدم وفاداری به تعهد و هنجارهای خانوادگی و نیز ارتباط جنسی خارج از رابطه زناشوهری هم می‌گردد و این ناهنجاری‌ها خود عوامل دیگری می‌شود که خشونت علیه زنان صورت گیرد. براساس ارزش‌های سنتی و ناموس و تابوپنداری زن، در فرهنگ سنتی جامعه افغانستان زنان مورد بدبینی و بدگمانی‌هایی قرار می‌گیرند و هر گاهی که به اثبات برسد که دختری و زنی تخطی اخلاقی و جنسی را مرتکب شده‌اند مورد شدیدترین خشونت قرار می‌گیرد و خشونت‌ورزی با زنان براساس ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی جامعه توجیه‌پذیر می‌گردد.

  1. 2. پنداشت‌ها ، الگوها و ارزش‌های زن‌ستیزانه

 در فرهنگ اجتماعی جامعه افغانستان به زن به عنوان جنس دوم، ضعیف‌تر و حقیرتر از مردان پنداشته می‌شود و بخاطر محدویت‌های که فراراه زندگی زنان وجود دارد، زنان نمی‌توانند در تولید و درامد اقتصادی جامعه سهم داشته باشند. ذهنیتی شکل گرفته است که زنان ناتوان و ناقص‌العقل می باشند. هویت زن در جامعه سنتی افغانستان وابسته به مرد تعیین می‌شود. از زن به عنوان سیاه‌سر، مادر اولادها و عاجزه یاد می‌شوند این پنداشت‌ها باعث می‌شود که به زنان برخورد انسانی نشوند و هر از گاهی که در روابط و مناسبات خانوادگی کدام کوتاهی از زنان سرزنند، بر خوردهای تحقیرآمیز علیه زنان صورت گیرند و زنان سزاوار خشونت پنداشته شده و مورد خشونت واقع می‌گردند.

  1. 3. نبود نهادهای مدافع حقوق زنان و حل اختلاف‌های خانوادگی

یکی از موارد دیگر خشونت علیه زنان اینست که در جامعه افغانستان نهادهای مدافع حقوق زنان فعال نمی‌باشند و ارگان‌های رسمی پاسداری از حقوق و امنیت اجتماعی مانند پولیس و قضا تحت تاثیر گرایش‌ها، باورهای سنتی و فرهنگ زن‌ستیزانه قرار دارد و کسانی که مرتکب بد رفتاری و خشونت با زنان می‌گردند مورد پی‌گرد قانونی و جزایی قرار نمی‌گیرند و برای دادخواهی زنان جدی عمل نمی‌شوند، نهادهای که از آدرس دفاع از حقوق زنان سخن می‌گویند اول آن‌که قدرت دادخواهی ندارد و برنامه‌های شان و داد خواهی‌شان از زنان به شعار و فعالیت‌های نمایشی خلاصه می‌شود و دوم؛ از ترس زورمندان نسبت به دفاع از حقوق زنان و نکوهش خشونت علیه زنان محافظه‌کارانه عمل می‌کنند و گاهی اگر شکایت‌های را به ارگان‌های قضایی و جزایی گزارش دهند به خاطر فرهنگ معافیت در خواست آن‌ها مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند.

چیزی دیگری که باعث می‌گردد، گراف خشونت علیه زنان بالا رود؛ نبود نهادهای مشوره‌دهی خانوادگی و حل اختلاف خانوادگی می‌باشد. به طور سنتی اختلاف‌های خانوادگی در افغانستان به اقارب و افراد با نفوذ سنتی ارجاع می‌شود و به خاطر عدم آگاهی و باورهای سنتی آن‌ها، پیش از این‌که برای حل اختلاف‌های پیش آمده راه حلی جستجو شود با مداخله و ذهنیت سازی‌های جانب‌دارانه‌ی اقارب زن و شوهر، بزرگ‌تر می‌شود و اختلاف‌های خانوادگی را میان زوج‌های شاکی شدت می‌بخشند.

  1. 4. فرهنگ معافیت

فرهنگ معافیت یکی دیگر از عوامل تشدید خشونت علیه زنان می‌باشد. فرهنگ معافیت آنست که به طور عموم ذهنیتی وجود دارد که مجرم مجازات نشوند و برای تبرئه او بهانه‌های طرح می‌گردد و نهادها و افراد مسوول به بهانه‌های مختلف مجرم را مورد عفو قرار می‌دهند و جرم فرد مجرم، ساده انگاشته می‌شود و از پیگرد قانونی و سپری کردن دوره‌ی مجازات معاف شود.

این مساله یکی از عوامل مهم تشدید کننده خشونت علیه زنان می‌باشد در طول همین سیزده سالی که دولت مستقر گردیده و نهادهای امنیتی و قضایی فعال گردیده، مجرمین و کسانی که حقوق زنان را نقض کرده‌اند و یا مرتکب شدیدترین جرایم علیه زنان شده‌اند حتا در مناطقی که در تحت کنترول دولت بوده و نهادهای امنیتی قدرت داشته‌اند که مجرمین را مورد پی‌گرد و محاکمه قرار دهند، مورد بازپرس قرار نگرفته‌اند و نیز مجرمین که بازداشت شده، عادلانه محاکمه نشده‌اند.

نتیجه‌گیری

دریک ارزیابی کلی می‌توانیم بگویم که خشونت علیه زنان ریشه در فرهنگ و ساختار جامعه افغانستان دارد. تا زمانی که عوامل و زمینه‌های خشونت تضعیف نشود و نهادهای امنیتی، جزایی و قضایی، قضیه‌های خشونت علیه زنان را مورد پیگرد قانونی قرار ندهند و فرهنگ معافیت تضیف نشود و نیز آگاهی‌های حقوقی زنان بالا برده نشود و نیز زنان توانا نگردند و سازمان‌های مدافع زنان از جانب خود زنان فعال نشوند خشونت علیه زنان ادامه پیدا می‌کند و نمایش غمبار خشونت علیه زنان تکرار می‌گردد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه