پایان کار بایدن با افغانستان؛ آیا کار افغانستان نیز با امریکا پایان یافته است؟

بیرون کشیدن همه نیروهای امریکایی، برنامه‌ی خطرناک دولت برای تحت فشار قراردادن کابل و طالبان، برای ایجاد صلح است.

فاطمه فرامرز
فاطمه فرامرز
فاطمه فرامرز متولد 1370 هجری خورشیدی است. او در دانشگاه کابل جامعه‌شناسی خوانده و سند ماستری خود را در رشته‌ی سیاست و امنیت در آسیای میانه...

اعلامیه جو بایدن، رییس‌‌جمهور امریكا در بعدازظهر روز چهارشنبه [هفته‌ی گذشته] مبنی بر این‌كه همه سربازان امریكایی تا سپتامبر از افغانستان خارج خواهند شد، بیان‌گر این است كه سرانجام، از چشم‌انداز سنگین کشور، برای امریکا [در افغانستان] هیچ‌گونه پیروزی محتمل نیست.

بایدن در سخنرانی خود گفت كه چهار رییس‌‌جمهور امریكا با افغانستان كشمكش كرده‌اند – و او مشكل را به پنجمی نمی‌رساند.

بایدن گفت: «ما نمی‌توانیم به چرخه‌ی تمدید یا گسترش حضور نظامی خود در افغانستان ادامه دهیم، به این امید كه شرایط ایده‌آل برای خروج خود ایجاد كنیم [و] منتظر نتیجه‌ی متفاوت هستیم.»

جدول زمانی جدید بایدن برای خروج امریکا تنها چند ماه دیرتر از معامله‌ای است که دونالد ترمپ، رییس‌‌جمهور پیشین ایالات متحده برای رسیدن به توافق‌نامه صلح با طالبان، در اوایل سال گذشته امضا کرد. ناظران خوش‌بین خروج بدون قید و شرط بایدن را نمونه‌ی ابتدایی آنچه رییس‌‌جمهور و تیم امنیت ملی وی قول داده‌اند، سیاست خارجی«تحقیرآمیز» خواهند خواند. منتقدان آن را شکست تحقیرآمیزی خواندند که باعث می‌شود امنیت ایالات متحده کاهش یابد و مردم افغانستان را به آینده‌ای ترسناک رها کند.

در هر صورت، اعلامیه این تصور را که حضور طولانی مدت نیروهای امریکایی کمک می‌کند تا طالبان مغلوب شوند، نیروهای افغان برای استقرار و اتکا به خود تقویت شوند و دولت مرکزی کابل قادر شود تا سرانجام کنترل خود بر کل کشور را گسترش دهد، متوقف می‌کند. پس از ۲۰ سال جنگ و هزاران کشته، هیچ یک از این‌ها تحقق نیافته است. مقامات امریكایی اذعان می‌كنند كه طالبان از نظر نظامی در بالاترین سطح خود هستند و طی سال گذشته حملات را به طرز چشم‌گیری افزایش داده‌اند. مراکز ولایات که برای مدت کوتاه در اختیار سربازان افغان قرار می‌گیرد، معمولا توسط شورشیان پس گرفته می‌شود. تعداد معدود نیروهای باقیمانده ایالات متحده، در حال تقویت یک دولت عمیقا نامحبوب در افغانستان هستند که اعتماد مردم خود را از دست داده است یا هرگز [اعتماد] جلب نکرده است.

سابقه‌ی امریكا در افغانستان یک باخت تمام و کمال نیست. ایالات متحده ۲۰ سال پیش به افغانستان حمله کرد تا در نهایت اسامه بن لادن و دیگر تروریست‌های القاعده که نقشه حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را طراحی کرده کردند، را ریشه‌کن کند. به‌طور کلی، آن کار تمام شده است. بن لادن ۱۰ سال است که مربوط به گذشته است؛ و در حالی‌که القاعده هنوز جای پای خود را در افغانستان دارد – و هنوز با طالبان همکاری می‌کند – جامعه اطلاعاتی ایالات متحده معتقد است که این گروه دیگر در موقعیتی نیست که بتواند حمله‌ای را به خاک ایالات متحده برنامه‌ریزی کند.

و تهدید ترور تغییر کرده است؛ دولت بایدن بیشتر نگران تهدیدهای القاعده و دولت اسلامی در سوریه، یمن، سومالی و سایر مناطق آفریقا است. مقامات امریکایی احساس می‌کنند که می‌توانند با افزایش عملیات اطلاعاتی و انتقال نیروها به منطقه خلیج فارس، جایی‌که می‌توانند مراقب افغانستان و تهدیدهای دیگر باشند، از دوباره تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه تروریست‌ها جلوگیری کنند. در همین حال، مقامات [دولت] بایدن معتقدند که دیپلماسی و کمک‌های بیشتر بشردوستانه به افغانستان، می‌تواند عدم حضور نیروهای امریکایی را جبران کند.

اما از زمان خروج شتاب‌زده‌ی ترمپ در ازای وعده‌های نادرست کاهش خشونت، طالبان جسارت یافته‌اند تا ایالات متحده را مسئول بدانند که برای خروج شتاب داشته باشد. طالبان در حال حاضر تهدید می‌کنند که اگر نیروهای ائتلاف بیش‌تر از مهلت تعیین‌شده در افغانستان بمانند، با «مشکلات پیچیده» مواجه خواهند شد. همچنین ممکن است این [تهدیدها] فقط خودنمایی باشد، و آنها تا ماه سپتامبر وقت‌کشی ‌کنند تا از انتقام جویی ایالات متحده جلوگیری کنند. در این میان، پیروزی محسوس آن‌ها بر یک مهاجم ابرقدرت به آنان اطمینان بیشتری داده است تا در گفت‌وگو با دیگر گروه‌های افغان در مورد آینده کشور محکم بایستند.

طالبان همین هفته کنفرانس صلح برنامه‌ریزی شده در ترکیه را بایکوت کردند و تمام آینده روند صلح افغانستان را به تردید انداختند. رهبران طالبان از به رسمیت شناختن دولت در کابل امتناع می‌ورزند و حتا تا زمان برقراری توافق صلح نیز در مورد آتش‌بس فکر نمی‌کنند – که این‌گونه دستیابی به توافق را سخت‌تر کرده‌اند.

از نظر بایدن و بسیاری از تیم امنیت ملی او، منطق خروج در سپتامبر، ۲۰ سال فکر را روی سر خود می‌چرخاند. واشنگتن به‌جای این‌که سربازان امریکایی را در این کشور به‌عنوان اهرم فشار برای دولت افغانستان در میز مذاکره، بگذارد، شرط می‌بندد که یک تاریخ مشخص برای عزیمت طرفین را برای دستیابی به توافق نهایی سوق دهد، درحالی‌که فشارها بر همسایگان مانند پاکستان برای استفاده از نفوذ‌شان بر طالبان جهت جلوگیری از جنگ داخلی افزایش می‌یابد.

افغان‌ها رهبری ضعیف غنی را مسئول احیای مجدد طالبان می‌دانند. عدم تمایل وی برای تقسیم قدرت تلاش‌های اولیه برای ترسیم آینده‌ای پس از جنگ را ناکام کرده است. غنی نتوانست روابط خود را با واشنگتن به‌نحوی ایجاد کند که ممکن است به حضور طولانی‌مدت و تثبیت حضور نیروهای امریکایی بینجامد، چنانچه در جاپان، آلمان و کوریای جنوبی اتفاق افتاد. افغان‌ها می‌فهمند که غنی نه می‌تواند جنگ کند و نه توان صلح‌کردن دارد.

در حالی‌که ایالات متحده آماده‌ی عزیمت می‌شود، اولین پرسش داغ این است که چه تعداد از دستاوردهای دو دهه گذشته – از سر و صداي دموکراسي تا پيشرفت در حقوق زنان – می‌تواند حفظ شود تا اطمینان حاصل شود که فداکاری ایالات متحده در این کشور کاملا بیهوده نبوده است. خطوط روند مثبت نیستند: زلمی خلیل‌زاد، فرستاد ایالات متحده به افغانستان، تحت فشار ترمپ قادر نشد تا از طالبان در مورد حقوق بشر، دموکراسی یا حقوق زنان اطمینان حاصل کند.

پرسش عمده دوم این است که آینده احتمالا به چه میزان به سال ۱۹۹۰ شباهت خواهد داشت. پس از خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹، جنگ داخلی درگرفت. سرانجام، طالبان در سال ۱۹۹۶ پایتخت را تصرف کردند و به دنبال آن مذاکرات صلح ناموفق با اتحاد شمال انجام شد. پنج سال حکومت وحشیانه ادامه داشت تا این‌که حمله ایالات متحده طالبان را سرنگون کرد.

بدون هیچ نوع توافق صلح –پس از شکست مذاکرات در ترکیه که بعید به نظر می‌رسد – و با عزیمت نیروهای ایالات متحده (و تقریبا به‌طور قطعی ناتو)، به نظر می‌رسد که طالبان برای تکرار موفقیت‌های گذشته خود و بازگشت به قدرت آماده هستند.

طالبان برای افغانستانِ آینده، قانون اساسی اسلامی می‌خواهند. اما این ممکن است لزوما به معنای بازگشت به دوران تاریک دهه ۱۹۹۰ در همه‌جا نباشد. در جاهایی که طالبان کنترل دارند، آنان همچنان تفسیر وحشیانه‌ای از قوانین اسلامی از جمله عدالت اختصاری را بر افغان‌ها تحمیل می‌کنند. اما رهبری طالبان که در ولایات دوردست زندگی می‌کنند، متوجه خواهند شد که از زمان آخرین حضور آنان در شهرهای بزرگ مانند کابل، چیزهای زیادی تغییر کرده است. امروز پایتخت از جوانان باهوش انترنتی که در کافه‌ها موسیقی می‌شوند، با یک جامعه مدنی پررونق و زنانی‌که در کنار مردان کار می‌کنند، پر شده است. افغان‌ها – تمام نسلی که پس از سرنگونی طالبان رشد کرده‌اند – اگر تعداد کافی از آن‌ها پس از خروج امریکایی‌ها در مورد مساله درنگ کنند، بعید است که بدون جنگ از این کشور جدید دست بکشند. اگر بترسند که دولت به اندازه کافی کار نمی‌کند، مردم ممکن است خود امور را به‌دست بگیرند که این می‌تواند افغانستان را به یک جنگ داخلی حتا عمیق‌تر درگیر کند.

بازگشت ایالات متحده از تصمیم‌اش به‌زودی احساس خواهد شد، به‌ویژه اگر طالبان به قدرت برگردند. افغانستان به‌طور مداوم در میان بزرگ‌ترین منشأ پناهندگان به اروپا بوده است – و دوباره می‌تواند باشد. هروئین افغانستان می‌تواند بازارهای جهانی را غرقاب کند. گروه‌های جهادی در همه‌جا پیامی ساده می‌بینند: آن‌ها می‌توانند پیروز شوند. همچنین برنامه‌های سازش‌ناپذیر دولت بایدن برای خروج ممکن است باعث ایجاد فشارهای جدید در روابط‌اش با متحدان اروپایی شود.

در نهایت، بایدن ممکن است به درگیری امریکا در افغانستان، و اگر نه جنگ افغانستان، پایان داده باشد. اما با احتمال اعزام نیروهای بیشتر، مطمئنا هم طالبان و هم رای‌دهندگان امریکایی را عصبانی خواهد کرد، می‌توان نتیجه گرفت كه به تأخیرانداختن خروج امریكا فقط یك دستورالعمل برای تعهد با پایان باز است. این [دستورالعمل] ممکن است پیش‌زمینه‌ی یک دستورالعمل خیلی بدتر باشد.

الیز لابوت استاد کمکی در دانشکده خدمات بین المللی دانشگاه امریکایی و ستون‌نویس در فارن پالیسی است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه