خیابانهای خالی، دکانهای بسته و شیشههای شکسته روی پیادهروها؛ این همان چیزی است که حنیف رحیمی فقط دو دهه جلوتر از خیابان پراسپکت در حومه شمالی آدلاید، به یاد میآورد.
او تازه با خانوادهاش وارد استرالیای جنوبی شده بود و آنچه اکنون افغانستان کوچک خوانده میشود، کاملا دور از هر آن چیزی بود که انتظارش را داشت.
آقای رحیمی به ایبیسی گفت: «این طور بگویم، ساعت شش، هفت شب، دیگر کسی در خیابان به چشم نمیخورد، زیرا مردم میترسیدند. اینجا امن نبود. منطقه کاملا خالی بود. دکانها کاملا خالی بودند.»
آقای رحیمی یکی از معدود پناهجویان هزاره بود که خیلی زودی آدلاید را خانه خود نامید، جامعهای که اکنون یکی از بزرگترین جوامع غیر انگلیسی زبان این ایالت است.
اما خیابان پراسپکت نسبت به اوایل بسیار تغییر کرده است، منطق دولت محلی بندر آدلاید انفیلد نیز عوض شده است.
آقای رحیمی گفت: «بعد از ورود افراد جدید از خاورمیانه، از افغانستان و مردم هزاره به این کشور، به آرامی همه چیز تغییر کرد.»
گزارش جدیدی از دانشگاه استرالیای جنوبی نشان داده که پناهندگان هزاره افغانستان، آیجیای (فروشگاهی زنجیرهای در استرالیا) را که زمانی در حال فروپاشی بود، احیا و آن را به «مرکز رشد و شکوفایی چند فرهنگی و پویا» تبدیل کردهاند.
در این گزارش آمده که هزارهها یکی از آزار دیدهترین و به حاشیه رانده شدهترین اقوام در جهان هستند. در سال ۲۰۱۸ ، آنها با ۲.۷ میلیون مهاجر در ایران و پاکستان دومین گروه بزرگ پناهندگان بودند.
دیوید ردفورد، رهبر این تحقیق، میگوید كه به اصطلاح «پناهندههای استثنایی» این جامعه در حومه شمالی آدلاید با چالشهای زیادی روبرو بودند. جامعه نه با دستاوردهای یک فرد بلکه طیف وسیعی از مردم رونق میگیرد.
رادفورد در مورد آن چه به کل پناهندگان تعمیم داده میشود، گفت: «ما (استرالیاییها) یا با خود میگوییم پناهندگان بیچاره، ما باید چیزهای زیادی به آنها بدهیم تا از آنها حمایت کرده باشیم. یا دوست داریم در مدح آنها سخن گفته و از این نوع پناهجویان قهرمان که کارهای خارقالعادهای انجام دادهاند صحبت کنیم.»
اما بنابر گفتهی او، آنچه تحقیقاتش نشان میدهد این است که پناهندهها یا کسانی که به صورت بشردوستانه به این کشور آمدهاند، فقط میخواهند مانند هر کس دیگری عضوی از جامعه شوند.
وی گفت: «و با توجه به فرصتها، آنها هر روز در همین مسیر تلاش میکنند. همین با خود انسجام اجتماعی به همرا میآورد؛ جامعهای استرالیایی متشكل از جوامع مختلف. در نهایت هزارهها [در آدلاید] خود را برای همیشه پناهنده به حساب نمیآورند. این نوع برچسب زدن میتواند تأثیر گذار باشد.»
پیروزیهای این جامعه در میدان ورزش
دکتر ردفورد در تحقیق خود با اشاره به اهمیت ورزشهای محلی که توسط اعضای جامعه هزاره در آدلاید اداره میشود، آن را یکی از عوامل اصلی از بین بردن شکاف بین جوامع مختلف ذکر کرده است.
دکتر رادفورد گفت: «یکی از حیطههای جالب دیگر ورزش است و باشگاه فوتبالی بسیار مهمی به نام باشگاه فوتبال «گان کیلبورن سیتی» نیز در این شهر وجود دارد. اعضای این تیم را نه تنها هزارهها بلکه تعداد زیادی از افراد جوامع مختلف به ویژه افریقایی تبارها و دیگر جوامع تشکیل میدهند.»
باشگاه فوتبال گان کیلبورن سیتی، در فعالیتهای سال ۲۰۰۸ ریشه دارد.
رحیم شاه زیدی، بنیانگذار این باشگاه، با گروهی از تیمها از جامعه افغان در یکی از بخشهای آماتوری سطح پایین استرالیای جنوبی بازی میکرد.
وی به یاد میآورد که پس از سالها بازی غیر رسمی، تعدادی از بازیکنان تیم، به وی پیشنهاد کردند که باشگاه فوتبال گان کیلبورن سیتی را به صورت رسمی افتتاح کنند.
آقای زیدی به ایبیسی گفت: «بچهها به من گفتند که چرا تیمهای جدید راه اندازی نکنیم»
او این پیشنهاد را پذیرفت و برای تحقق آن دست به کار شد. این باشگاه بازیهای خود را در لیسههای محلی برگزار میکرد، اما اواخر سال ۲۰۱۴ پس از گفتوگویی با رییس باشگاه نوپای کیلبورن سیتی، زمینی به آنها داده شد.
وی گفت: «آنها به من گفتند، رحیم چرا اینجا به ما نمیپیوندی.»
او باشگاهی با ۲۲ بازیکن تأسیس کرد؛ یک تیم اصلی و یک تیم ذخیره. اما اکنون بیش از ۱۵۰ بازیکن به آن پیوستهاند.
وی گفت: «ما تیمهای زیر هشت سال، زیر ۱۵ سال، زیر ۱۶ سال و تیمی متشکل از زنان هزاره داریم.»
باشگاه فوتبال گان کیلبورن سیتی برنامههای زیادی دارد. آقای زیدی میخواهد به فدراسیون فوتبال استرالیای جنوبی بپیوندد تا فرصتهای بیشتری برای بازیکنان مشتاق جامعه خود فراهم کند. دکتر رادفورد گفت: «همین کارهای کوچک و بزرگ است که باعث میشود [جامعه هزاره] تأثیر گذار باشد.»

شناخت تأثیر جامعه هزاره
کارول مارتین نماینده شورای محلی در آیجیای، معتقد است که موفقیت اقتصادی منطقه پراسپکت، «عمدتا» به خاطر فعالیتهای جامعه افغانها صورت گرفته است.
کارول مارتین گفت: «آنها واقعا قهرمانانی ناشناخته هستند.»
یکی از آن قهرمانان، حنیف رحیمی است که اکنون آیجیای محلی را اداره میکند.
زمانی که فروشگاه کولز خیابان پراسپکت در سال ۲۰۱۶ به مرکز خریدی در کیلبورن نقل مکان کرد، وی سوپرمارکت خود که در آن محصولات محلی خاورمیانه، افغانستان و پاکستان عرضه میشد، را توسعه داد تا به آیجیای بپیوندند.
این حرکت برای کارول مارتین بسیار قابل توجه بود. او میگوید بدون وجود این فروشگاه، ساکنان منطقه، به ویژه افراد مسن، برای تهیه مایحتاج خود با مشکل روبرو میشدند.
وی گفت: «او هر دو را به ما داد. با افتتاح سوپرماركت، کمک کرد تا هرگونه تبعیضی از بین برود.»
آقای رحیمی به فروشگاهی که توانسته در خیابان پراسپکت ایجاد کند، افتخار میکند.
وی معتقد است این فروشگاه از این حیث منحصر به فرد است كه محصولات ویژه جوامع محلی و تمام محصولاتی كه در سوپرماركتهای عمومی استرالیا یافت میشود را در خود جای داده است؛ همه در یك فروشگاه قابل دسترسی است.
وی گفت: «این تجربهای بسیار خوب است، زیرا هر دو جامعه خوشحال هستند. مردم مسلمان میتوانند گوشت و تمام غذاهای لازم با پیشینهی فرهنگ خاورمیانهای و تمام محصولات دیگر را یک جا خریداری كنند، كه معمولا باید برای خریدش به سوپرماركتهای دیگر بروند.»
خانم مارتینس میگوید که شاهد تأثیر کلی این مردم بر این ایالت بوده است. تأثیری که مردم را از هر منطقهای به خیابان پراسپکت میکشاند تا در رستورانهای افغان غذا بخورند.
وی گفت: «ما به خارج از کشور نمیرویم، اما جهان به سوی ما میآید.»
این تغییر و تحولات آقای رحیمی را شاد میکند. او میگوید اوضاع نسبت به اولین تجارب هزارهها از تجارت در خیابان پراسپکت در سال ۲۰۰۶ بسیار تغییر کرده است.
وی گفت: «هر سه ماه یکبار شیشههایم را میشکستند، بنابراین دکان داشتن به این راحتی نبود.»
وی اعتبار خود را مدیون حمایتی میداند که جامعه هزاره از طرف شورای محلی و به واسطه سرمایهگذاری در منطقه بدست آورده است.
این همان چیزی است که باعث شده خیابان پراسپکت به «مقصد نهایی» تبدیل شود؛ جایی که روزهای اول با شیشههای شکستهی ویترین و دکانهای بیمشتری کار در آن آغاز شد.
آقای رحیمی گفت: «خیابان روشن و درخشان است، دکانها به دادوستد مشغولند؛ افراد زیادی به کار مصروفند؛ مردم از حضور در رستورانهای افغانستان در گوشه و کنار خیابان پراسپکت لذت میبرند. دیگر حتی برای باز کردن یک مغازه کوچک در این مکان، نمیتوان جای خالی پیدا کرد.»

نوشته تان یا بسیار عمیق است و از درک ما بالا و یا بسیار پراکنده و غیر قابل درک است.