دشمن اشتباهی – 50

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش پنجاهم

6

دشمن اشتباهی در کشور اشتباهی

در ماه مارچ سال 2003 برای بار نخست که من مرگ این دو مرد را در بازداشت سربازان امریکایی، گزارش دادم، هیچ توجهی را جلب نکرد.[1] رفتار مقام‌های امریکایی با زندانیان از همان اول خشم‌آگین و همراه با اتهام بود. رییس جمهور جورج بوش در ماه جنوری 2003 گفته بود که «همه گفتند، 3000 تروریست مظنون در چندین کشور دست‌گیر شده‌اند.» او افزود که تعداد زیاد دیگر با سرنوشت متفاوتی روبه‌رو شده‌اند. «به عبارت دیگر، پس از این آنان تهدیدی برای ایالات متحده، دوستان و متحدانش به حساب نمی‌آیند.»[2] به نظر می‌رسید که افکار عامه‌ی امریکا، با چنین وضعیت کاملا خوشحال بودند. در ماه مارچ، ‌ایالات متحده برای حمله به عراق آماده می‌شد.

یک تحقیق جنایی درباره‌ی این مرگ‌ها بار دیگر آغاز شد، اما دو سال وقت گرفت تا تکمیل شود. هیچ کسی مسئول قتل عمد دانسته نشد.[3] در عین زمان، تیم استخبارت مسئول در بگرام به زندان ابوغریب در عراق گماشته شدند. در آنجا آنان عین رفتار را با زندانیان عراقی ادامه دادند که سرانجام در سال 2004 بدرفتاری‌های آنان آشکار و منجر به یک رسوایی برای ارتش امریکا شد.

مهم‌تر از همه،‌ ساختن زندان در پایگاه هوایی بگرام برای مردم افغانستان این ذهنیت را تلقی می‌کرد که کشور‌شان اشغال شده است. ده سال بعد، ‌حامد کرزی با اصرار خواستار سپردن زندانیان افغانستانی به دولت افغانستان شد،‌ کاری که او باید سال‌ها پیش به آن اقدام می‌کرد. پس از مرگ دلاور و حبیب‌الله، نظامیان امریکایی وضعیت را بهبود بخشیدند و دیگر هیچ زندانی‌ای در آنجا،‌ جان نداد. با این وجود، اما بگرام برای زندانیان همچون سیاه‌چالی باقی ماند. بعضی از آنان بدون محاکمه و بدون هیچ تماسی با خانواده و یا موکل‌شان، سال‌ها در زندان ماندند تا این‌‌که در سال 2008،‌ صلیب سرخ فرصتی را فراهم کرد تا خانواده‌های زندانیان بتوانند از طریق انترنت با آنان صحبت کنند. تعدادی از آنان به صورت غیرعادلانه در زندان نگه‌داری می‌شدند و توسط جاسوسان بدخواه و کینه‌جو به نظامیان امریکایی تروریست معرفی شده بودند یا بر اساس معلومات اشتباه، ادعاهای بی‌بنیاد و شایعه بازداشت شده بودند که در یک دادگاه قانونی هیچ‌گاهی معتبر دانسته نمی شدند. اما دادگاهی وجود نداشت و خانواده‌های آنان نیز هیچ راهی برای اقامه‌ی دعوا یا اعتراض نداشتند. گل‌شاه خان در سال 2008 گفت: «ما نمی‌دانیم پیش که شکایت کنیم.» پسر 24 ساله‌ی او، احمد مرید، دو و نیم سال در زندان بگرام بدون محاکمه و تحقیق، نگهداشته شده بود. «جایی نیست که عرض خود را برسانیم و ‌بگوییم که چه درست و چه اشتباه است.»

تقریبا در تمام دوران جنگ،‌ افغانستان با ایالات متحده موافقت‌نامه‌‌ای برای مشخص کردن چگونگی حضور نیروهای امریکایی (Status Forces Agreement) نداشت که بر اساس آن نیروهای امریکایی حق بازداشت و زندانی کردن افغانستانی‌ها را داشته باشند. سرانجام، اداره‌ی بارک اوباما دادگاه‌های نظامی را در زندان بگرام ایجاد نمود، اما مردم افغانستان باز هم فکر می‌کردند که تعدادی از زندانیان به صورت غیرعادلانه در آن‌جا نگه‌داری می‌شوند. در سال 2012 بود که هر دو رییس جمهور، موافقت‌نامه‌ای را امضا کردند که بر اساس آن تمام زندان‌ها به مقام‌های دولت افغانستان سپرده شود.

نیروهای امریکایی در این کشور در جنگ بودند و طبیعی بود که شورشیان را دست‌گیر می‌کردند. آنان تا حدودی حق داشتند که آنان را بازداشت کنند و میدان جنگ را از وجود آنان پاک کنند. اما آنان دام‌شان را بسیار گسترده پهن کردند. هزارها افغانستانی تحقیر و درد بگرام و دیگر مراکز بازداشت در سراسر کشور را پشت سر گذاشتند. یکی از این بازداشت‌گاه‌ها در خلیج گوانتانامو بود که 220 افغان در آن نگه‌داری می‌شدند. فقط در حدود دوازده تن آنان فرماندهان مهم طالبان بودند. باقی آنان چهره‌های ناشناخته یا افراد عادی بودند که اشتباهی دست‌گیر یا توسط رقیبان‌شان متهم شده بودند یا فقط در زمان نامناسب در جای نامناسب قرار داشتند.[4]

تعدادی از کسانی که بازداشت و یا کشته شدند، چهره‌ها‌ی بانفوذ در میان قبیله‌ی‌شان بودند و بدرفتاری با آنان، به تصویر امریکا در مقابل مردم افغانستان آسیب جدی رساند. تمام قبایل از برخورد نادرست با رهبران محترم‌شان خشم‌گین بودند. با کشته‌شدن رهبران‌شان، آنان دست از همکاری با نیروهای ایالات متحده و حکومت کرزی برداشتند. یک مرد شریف پشتون از خوست،‌ در سال 2003 از این مشکل به من هشدار داد. حاجی اسپین پاچا زدران یک مرد درست و نیکوکار، فرمانده پیشین مجاهدین و 60 ساله بود که دستار سیاه بر سر می‌بست. او در یک قلعه‌ی گِلی در حاشیه‌ی شهر زندگی می‌کرد و یکی از نخستین فرماندهان در اجتماعش بود که به نشان حمایت از حکومت جدید، اسلحه‌اش را به نیروهای امریکایی تسلیم کرده بود. به زودی پس از آن، نیروهای امریکایی به هدایت یک رقیب محلی‌اش، حاجی زدران را بازداشت کردند. کلاه/خریطه‌ی سیاه بر سرش گذاشته و به بگرام انتقال دادند.‌ او را ایستاده با زنجیر در یک ستون بسته کردند. حاجی اسپین شب را این‌گونه سپری کرد. او یک ماه در قندهار و بگرام برای بازجویی در بازداشت نگه داشته شد. پس از آن، عصبانیتی از خود نشان نداد، اما با من گفت که او به بازجویانش هشدار داده است که این‌گونه مردم را با خود بیگانه می‌سازند. «من به آنان گفتم که مردم بی‌گناه را بازداشت نکنند. آنان باید تلاش کنند که با مردم نزدیک باشند و آنان را خشم‌گین نسازند. اکنون مردم از آنان خوش‌شان نمی‌آید، چون، افراد بی‌گناه را بازداشت می‌کنند.»

ادامه دارد…

[1] کارلوتا گال، «ارتش امریکا، درباره‌ی مرگ زندانیان افغانستانی،‌ تحقیق می‌کنند،» نیویارک تایمز، 4 مارچ، 2003. لینک گزارش:

http://www.nytimes.com/2003/03/04/international/asia/04AFGH.html.

[2] سخن‌رانی رییس جمهور، 28 جنوری 2003. لینک سخن‌رانی:

http://georgewbush-whitehouse.archives.gov/news/releases/2003/01/20030128-19.html.

[3] دو سال بعد از مرگ آنان، گزارش‌های تحقیقی محرم ارتش امریکا به دست دیده‌بان حقوق بشر رسیده و به همکاران نیویورک تایمز نشان داده شده بود. این تحقیق، گزارش‌های زندانیان بگرام را تأیید کرده بود و جزئیات تکان‌دهنده‌ای از برخورد پولیس نظامی ایالات متحده و بازجویان آن را آشکار کرده بود.

[4] یک هیئت از طرف دولت افغانستان بین ماه‌های می تا جون 2006 از زندان گوانتانامو دیدن کردند و گفتند بعد از مصاحبه با 94 زندانی که تا هنوز در آن‌جا نگهداری می‌شدند، دریافتند که نصف آنان مرتکب جرایم سنگین نشده‌اند و باید آزاد شوند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه