بایدن انتخاب دلهره‌آوری در پیش دارد

پنج عامل بر تصمیم‌ بایدن در مورد نقش آینده امریکا در افغانستان و چشم‌انداز صلح پس از دو دهه جنگ در این کشور تأثیر می‌گذارد.

جلیل پژواک
جلیل پژواک
جلیل پژواک دانشجوی مهندسی است و از 2013 تا حال خبرنگاری، گزارشگری و ترجمه می‌کند.

صحنه‌ی پایانی «جنگ چارلی ویلسون» صحنه‌ای پیش‌گویانه است. فیلم ماجرای یک نماینده جِلف کنگره از تگزاس (با بازی تام هنکس) و یک مأمور سرکش سازمان سیا (با بازی فیلیپ سیمور هافمن) را به تصویر می‌کشد که آنچه را در آن‌زمان بزرگ‌ترین عملیات سِرّی ایالات متحده بود سازمان‌دهی کردند. «عملیات سایکلون» زمینه آموزش‌، تسلیح و تقویه مجاهدین افغان را برای جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ فراهم کرد. عناصر نیابتی امریکا در این جنگ غالب شدند. به این معنا که شوروی‌ها دریافتند که حضورشان در افغانستان برای یک دهه از نظر مالی، سیاسی و نظامی بسیار گران تمام شده است و نمی‌توانند به اهداف خود برسند. گفته می‌شود که رهبر وقت شوروی میخائیل گورباچف در سال ۱۹۸۶ به دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی می‌گوید: «قرار است تا ابد در آنجا بمانیم؟… یا باید به این جنگ پایان دهیم؟ در غیر آن ما از هر نظر خود را رسوا می‌کنیم.» شوروی در سال ۱۹۸۹ پس از ازدست‌دادن ۱۴ هزار سرباز و مصرف دست‌کم پنجاه میلیارد دالر، از افغانستان عقب‌نشینی کرد. شوروی فقط می‌خواست از یک جنگ بدنام خارج شود. پس از خروج شوروی، افغانستان  خیلی زود وارد جنگ داخلی شد که در آن جنگ‌سالارانِ رقیب در مقابل یک‌دیگر قرار گرفتند. جنگ داخلی افغانستان ادامه یافت تا این‌که در سال ۱۹۹۶ جنبش طالبان قدرت را به دست گرفت. طالبان قوانین سخت‌گیرانه اسلامی را وضع کردند و سایر گروه‌های جهادی همچون القاعده را در افغانستان پناه دادند. پس از حملات القاعده در سال ۲۰۰۱، نیروهای ایالات متحده به متحدان افغان خود کمک کردند تا طالبان را سرنگون کنند. پس از سقوط طالبان، حکومت جدیدِ موردحمایت ایالات متحده در کابل روی کار آمد.

دو دهه از آن‌زمان گذشته است. جو بایدن اکنون با یک انتخاب دلهره‌آور روبه‌روست؛ این‌که آیا آخرین سربازان امریکایی را تا اول ماه مِی از افغانستان خارج کند یا خیر. مهلت یکم ماه مِی بخشی از توافق‌نامه‌ای است که یک سال پیش حکومت پیشین ایالات متحده با طالبان به امضا رساند. بایدن همانند گورباچف به وضوح طرف‌دار خروج از افغانستان است. در واقع او از یک دهه پیش طرف‌دار خروج بوده است. بایدن در سال ۲۰۱۰ زمانی که معاون رییس‌جمهور اوباما بود، وعده‌ی خروج داد. او در مصاحبه با ان‌بی‌سی گفت: «ما روند خروج را در جولای ۲۰۱۱ آغاز می‌کنیم و تا سال ۲۰۱۴، حتا اگر از آسمان سنگ ببارد، از آن‌جا خارج می‌شویم.» همچنین سال گذشته او در مقاله‌ای برای فارن افرز نوشت: «باید خیلی وقت پیش به جنگ‌های ابدی پایان می‌دادیم.» نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که امریکایی‌ها نسبت به خروج از افغانستان عمدتا مردد و یا هم به کلی به مسأله افغانستان بی‌علاقه هستند. حدود بیست تا سی درصد پاسخ‌دهندگان در نظرسنجی‌های اخیر حتا به خودشان زحمت نداده‌اند درباره‌ی خروج نظر دهند. خشم ملی که از زخمِ ناشی از حملات ۱۱ سپتامبر در جامعه‌ی امریکا برانگیخته شده بود، اکنون بخار شده است.

با این‌حال ترک افغانستان خیلی آسان نیست. ایالات متحده پس از سرمایه‌گذاری بیش از یک تریلیون دالر نتوانسته است به اهداف طولانی‌ترین جنگ خود در این کشور دست یابد. هموارکردن مسیر خروج از افغانستان به ویژه از طریق دست‌یابی به توافق صلح جامع نیز معلوم شده که دشوار و بالقوه خطرناک است. هفته گذشته بایدن در مصاحبه با ای‌بی‌سی نیوز اعتراف کرد که خروج از افغانستان ممکن است کار «سخت»ی باشد. نه بایدن و نه هم ارتش امریکا، که تعداد نیروهایش را از ۱۵ هزار در هنگام امضای توافق‌نامه صلح با طالبان حدود یک سال پیش، به حدود ۳ هزار سرباز در حال حاضر کاهش داده است، انتخاب‌های آسانی در خصوص افغانستان در پیش ندارند. اگر سربازان باقی‌مانده امریکا از افغانستان خارج شوند، حدود ۱۰ هزار سرباز ناتو از ۳۶ کشور و بیش از ۲۴ هزار پیمان‌کار که از دولت و ارتش افغانستان پشتیبانی می‌کنند، نیز قطعا این کشور را ترک خواهند کرد.

در یک روز بارانی ماه مارچ در کابل مقر نظامی نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان حس یک مکان ترس‌آور را داشت. در کابل مجبورید از فرودگاه تا پایگاه مجاور با هلی‌کوپتر رفت‌وآمد کنید زیرا گشت‌وگذار با موتر امن نیست. مقر نظامی نیروهای امریکایی و ناتو را لایه‌های ضخیم دیوارهای ضدانفجاری سیم خاردار-دار احاطه کرده است. بر روی موانع بتنی نقاشی‌های دیواریِ از خاطرپاک‌نشدنی از جمله نقاشی دیواری بزرگی از یک زن با لباس یونیفورم با عنوان «پولیس زن افغانستان، نیرویی برای خدمت» نقش بسته است. در این ۲۰ سال جنگ بیش از ۱۰۰ هزار افغان، ۲۳۰۰ امریکایی و صدها سرباز از کشورهای عضو ناتو در افغانستان کشته شده‌اند. حدود ۲۰ هزار امریکایی دیگر نیز زخم برداشته‌اند.

مقامات برحال و پیشین امریکایی در مصاحبه با من در ایالات متحده و نیز در جریان اقامتم در افغانستان گفتند که پنج عامل بر تصمیم بایدن در خصوص افغانستان تأثیر خواهد گذاشت. عامل اول این است که آیا دیپلماسیِ آشفته دقیقه نودِ واشنگتن از فروپاشی روند مذاکرات صلح بین حکومت افغانستان و طالبان جلوگیری خواهد کرد یا خیر. با نزدیک‌شدن مهلت خروج کامل ایالات متحده از افغانستان، حکومت بایدن درحال زدن خاک خشک به دیوار دیپلماتیک است تا ببیند که آیا چیزی به دیوار می‌چسبد یا خیر. اوایل ماه جاری، وزیر امورخارجه آنتونی بلینکن در نامه‌ای با لحن غیرمتعارف خطاب به رییس‌جمهور اشرف‌غنی نوشت که غنی «فوریت لحن» وی را درک کند و از خود «رهبری مبرم» نشان دهد. گفت‌وگوهای صلح به میزبانی قطر که در ماه سپتامبر سال گذشته در نتیجه توافق ایالات متحده و طالبان آغاز شد، به بن‌بست خورده است. بلینکن در یک بسته پیشنهادی جدید، تشکیل دولت انتقالی را که در آن طالبان و رهبران فعلی افغانستان شریک قدرت باشند، پیشنهاد کرده است. این پیشنهادها بیشتر شبیه یک اولتیماتوم است تا یک طرح پیشنهادی.

همچنین ایالات متحده با دخیل‌کردن مجدد قدرت‌های منطقه‌ای (چین، پاکستان، ایران، هند، ترکیه و در آنچه آیرونیِ بزرگ تاریخ به نظر می‌رسد، روسیه) در مسأله صلح افغانستان تلاش کرده است دیپلماسی خود را برای یافتن راه‌حلی واحد گسترده‌تر سازد. هفته گذشته روسیه میزبان مذاکرات صلح بین طرف‌های درگیر جنگ افغانستان بود که اظهارات بلند اما مبهم درباره تسریع روند مذاکرات داشتند. اوایل ماه اپریل، قرار است ترکیه نشستی را با هداف نهایی‌کردن توافق‌نامه صلح افغانستان برگزار کند که ممکن است چند روز طول بکشد. اما اتکای واشنگتن به سایر ملت‌ها نتایج آشفته داشته است. دهه‌ها فشار امریکا بر پاکستان برای متوقف‌کردن میزبانی و حمایت تسلیحاتی‌ اسلام‌آباد از طالبان ناکام مانده است. هر کشوری متحدان، منافع و آجندای خاص خود را دارد.

اختلاف‌ها بین طرف‌های افغانِ درگیر این جنگ به قدری عمیق است که بسیاری از مقامات و کارشناسان امریکایی نگرانند که دست‌یابی به یک توافق با توجه به این که زمان اندکی باقی مانده است، یا ناممکن باشد یا در صورت دست‌یابی، در بلندمدت غیرقابل اجرا باشد. دو طرف درگیر این جنگ مخالفان ایدئولوژیک یکدیگرند: حکومت افغانستان اصرار دارد که این کشور تحت چتر دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی باقی بماند. طالبان خواهان بازگشت شریعت و امارت اسلامی هستند. مقامات ارشد ایالات متحده مطمئن نیستند که طالبان حتا اجازه‌ی برگزاری انتخابات عادلانه و آزاد را بدهند. طالبان همچنین خواستار آزادی بیش از ۷ هزار شورشی زندانی این گروه، به‌عنوان پیش‌شرط توافق صلح با حکومت شده‌اند. برآورده‌کردن این خواسته برای حکومت افغانستان دشوار است. ماه آگست سال گذشته، حکومت افغانستان ۵ هزار شورشی عضو طالبان را برای کمک به آغاز مذاکرات از زندان آزاد کرد، اما این اقدام روند صلح را به جایی نرساند. آزادی این ۵ هزار طالب فقط باعث تقویت صفوف طالبان و تشدید حملات این گروه شد. این درحالی‌ست که حکومت افغانستان شکننده، فاسد، به‌شدت چندپارچه و از اهرم فشار محدودی برخوردار است. یک کارشناس باسابقه امریکایی می‌گوید توقع این‌که نشست استانبول به توافق پایدار منجر شود، «توهم» است. او می‌گوید: «ما نتوانستیم طالبان را وادار به سازش بر سر چیزی کنیم.» غنی نیز نقشه‌های خودش را دارد. خبرگزاری رویترز روز سه‌شنبه هفته گذشته گزارش داد که رییس‌جمهور غنی قصد دارد در نشست استانبول پیشنهاد ایالات متحده برای تشکیل دولت انتقالی و تشریک قدرت را رد کند و به‌جای آن خواستار برگزاری انتخابات سرتاسری طی شش ماه آینده شود. امکان سازش دست‌نیافتنی‌تر از هر زمان دیگری به‌نظر می‌رسد.

عامل دوم که بایدن باید در نظر بگیرد این است که چگونه یک آتش‌بس پایدار در افغانستان اجرایی شود. بلینکن در نامه خود پیشنهاد کرده که برای جلوگیری از حملات تهاجمی بهاری طالبان، یک دوره نود روزه کاهش خشونت در افغانستان آغاز شود. جنرال آستین میلر، که یکی از اولین سربازان امریکایی بود که پس از حملات ۱۱ سپتامبر به افغانستان اعزام شدند، اکنون فرماندهی نیروهای ایالات متحده و ناتو را در این کشور برعهده دارد. او در کابل به من گفت که جنگ بین نیروهای دولتی و طالبان پس از امضای توافق‌نامه صلح بین دولت ترمپ و طالبان در ماه فبروری سال گذشته در دوحه، مرگ‌بارتر شده است. او گفت: «از نظر نظامی [طالبان] بدون شک از توافق‌نامه و امتیازات توافق بهره برده و پیش‌روی و دست‌درازی می‌کنند.» طالبان به دستاوردهای ارضی چشم‌گیری دست یافته‌اند. پنتاگون برآورد می‌کند که طالبان اکنون نیمی از خاک افغانستان را که کمی کوچک‌تر از تگزاس است، کنترل می‌کنند. پنتاگون این ادعای طالبان را که می‌گویند هفتاد درصد خاک افغانستان را تحت کنترل دارند، رد می‌کند. تاکتیک‌های جنگی طالبان نیز خشن‌تر و بر ترورهای هدف‌مند اعضای جامعه مدنی، کنش‌گران زن، مقامات قضایی، سیاست‌مداران محلی و کارمندان رسانه‌ای، که همه از نسل پسا ۲۰۰۱ افغانستان و متعهد به تنوع سیاسی، آزادی بیان و توسعه مدرن هستند، متمرکز شده است. ده روز پیش از سفرم به افغانستان سه روزنامه‌نگار زن، که یکی فقط ۲۱ سال سن داشت، در شهر جلال‌آباد ترور شدند.

میلر به من گفت: «ما انتظار داشتیم که با ورودمان به روند صلح خشونت به تدریج کاهش یابد. این اتفاق نیافتاده است.» حمله بر نیروهای امریکایی در افغانستان متوقف شده است اما یک افسر ارشد ارتش ایالات متحده که اکنون در هفتمین دور مأموریت خود در افغانستان به سر می‌برد، به من گفت که از زمان امضای توافق‌نامه دوحه بین ایالات متحده و طالبان تاکنون، بیش از ۱۰ هزار افغان (که تعداد قابل‌توجهی از آن‌ها غیرنظامی بودند) جان خود را از دست داده‌اند. جنرال فرانک مک‌کنزی، رییس فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده به من وقتی با او به کابل سفر می‌کردم، گفت که ده‌ها سرباز افغان هر روز در آنچه تلفات «تکان‌دهنده» این جنگ خوانده می‌شود، کشته می‌شوند. امریکایی‌ها به این مهم توجه نکرده‌اند، زیرا این امریکایی‌ها نیستند که کشته می‌شوند.

مأموریت ارتش ایالات متحده در افغانستان درحال حاضر عمدتا بر آموزش و مشوره‌دهی به نیروهای افغان متمرکز است. نیروهای افغان طی این ۲۰ سال گذشته پیشرفت کرده‌اند، اما هنوز راه طولانی را در پیش دارند. جان سوپکو، بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان در ۱۶ مارچ در کنگره شهادت داد که «نیروهای امنیتی افغانستان به خودکفایی حتا نزدیک نشده‌اند. آن‌ها نمی‌توانند تجهیزات خود را حفظ کنند و زنجیره تأمیناتی و تدارکاتی خود را مدیریت کنند، یا سرباز، خلبان و نیروی تازه پولیس آموزش دهند.» سوپکو گفت که اگر تا اول ماه می یک توافق صلح به دست نیاید، «حکومت [افغانستان] احتمالا با سقوط روبه‌رو خواهد شد.»

لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده روز یک‌شنبه هفته گذشته در سفری اعلام‌نشده به افغانستان گفت که ایالات متحده خواهان «پایان مسئولانه» برای این درگیری است. آستین در سال ۲۰۱۱ بر خروج نیروهای امریکایی از عراق نظارت داشت. اما مک‌کنزی معتقد است که برای جنگ افغانستان هیچ راه‌حل نظامی خوبی وجود ندارد. او گفت: «طالبان در اشتباهند اگر فکر می‌کنند که می‌توانند از راه نظامی به پیروزی برسند. اگر ما خارج شویم، اوضاع ممکن است بسیار متفاوت باشد.»

یکی از گزینه‌ها برای بایدن این است که حضور نظامی ایالات متحده را برای هفته‌ها یا ماه‌ها بدون کدام مهلت مشخص در افغانستان تمدید کند. توافق‌نامه دوحه وعده می‌دهد که در صورت تحقق چهار شرط، از جمله آتش‌بس دائمی، تمام نیروهای امریکایی از افغانستان خارج می‌شوند. اما در عمل عکس این اتفاق افتاده است. با این‌حال تأخیر در خروج خطرات خودش را به همراه دارد. طالبان تأخیر در خروج را تقریبا به صورت قطع نقض توافق‌نامه ماه فبروری تعبیر می‌کنند و یقینا آتش‌بس خود را با نیروهای ایالات متحده پایان می‌دهند و حملات خود را بر حکومت افغانستان شدت می‌بخشند (آخرین باری که یک امریکایی در افغانستان کشته شد، جنوری سال گذشته بود. یک ماه قبل از امضای توافق‌نامه بین ایالات متحده و طالبان در دوحه).

میلر به من گفت: «ارزیابی من این است که یکم ماه مِی یعنی اول ماه میِ. این یک تاریخ واقعی در ذهن طالبان است که براساس آن تصمیم می‌گیرند آیا به توافق‌شان با واشنگتن پابند بمانند یا خیر.» مقامات امریکایی انتظار این را دارند که دوم ماه برای نیروهای امریکایی، ناتو و افغان روز خونینی باشد. مک‌کنزی هشدار می‌دهد که حکومت افغانستان «گرفتار یک جنگ سخت برای حفظ کنترل» شهرک‌ها و شهرهای بزرگ خواهد شد. او هشدار می‌دهد که «اگر ما افغانستان را ترک کنیم، فکر می‌کنم نیروهای افغان دچار مشکل خواهند شد.»

استدلال برای تمدید حضور ایالات متحده هم طرف‌داران خودش و هم منتقدان خودش را دارد. رایان کراکر، سفیر سابق ایالات متحده در افغانستان به من گفت: «چرا ما برای خروج از افغانستان این‌قدر دست و پا بزنیم وقتی صحبت از حضور تعداد معدودی سرباز، تلفات نزدیک به صفر در یک سال گذشته و یک طالبانِ عصبانی است؟ ما با این کار خود مردم افغانستان، به ویژه زنان و دختران این کشور را می‌فروشیم. آن‌هم وقتی که واقعا هیچ نیازی به این کار نداریم، جز این‌که خسته و ملول شده‌ایم.»

داگلاس لوت، دگرجنرال بازنشسته ارتش امریکا و سفیر سابق ناتو که در امور افغانستان برای دولت جورج دبلیو بوش و باراک اوباما خدمت کرده، مرددتر از بقیه مقامات برحال و پیشین ایالات متحده است. لوت به من گفت که ایالات متحده برای افغان‌ها و امریکایی‌ها در خصوص ایجاد یک حکومت مرکزی که قادر به حل اختلافات عمیق سیاسی و اجتماعی بین افغان‌های شهری و روستاییان سنتی‌تر این کشور باشد، انتظارات غیرواقع‌بینانه خلق کرده است. لوت گفت: «تنها راه‌حل این مشکل این است که حکومت افغانستان بفهمد که ما تا ابد در افغانستان نخواهیم ماند و باید با طالبان مذاکره کند. ممکن است ما این راه‌حل را نپسندیم. ممکن است بسیاری از افغان‌های ساکن شهرها این را نپسندند. اما طالبان مسلما طی ۲۰ سال گذشت ثابت کرده‌اند که این گروه دست‌کم در بخشی از کشور بخشی از تار و پود واقعی سیاسی به شمار می‌رود.» او گفت: «ایالات متحده نمی‌تواند این را تغییر دهد. با توجه به تقاضاها برای منابع ما، من ماندن در افغانستان به دلایل ضدتروریسم یا به منظور جلوگیری از تغییر در نظام سیاسی افغانستان را الزامی نمی‌دانم.»

سومین عامل تأثیرگذار بر تصمیم بایدن این احتمال است که در صورت خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، القاعده می‌تواند دوباره تجدیدسازمان کند. یکی از شرایط توافق‌نامه دوحه این است که طالبان به القاعده اجازه ندهد «از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش استفاده کند.» اما با توجه به دهه‌ها خویشاوندی و اهداف ایدئولوژیک و نظامی مشترک بین اعضای القاعده و طالبان، انتظار این‌که یک گروه جهادی یک گروه جهادی دیگر را مهار کند، ممکن است انتظار غیرواقع‌بینانه باشد. میلر به من گفت که جیب‌های القاعده «کاملا تحت کنترل طالبان نیست.»

برپایه ارزیابی‌های فرماندهی مرکزی ایالات متحده که بر عملیات‌های نظامی در خاورمیانه و جنوب آسیا نظارت دارد، القاعده می‌تواند در صورت خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان ظرف دو تا سه سال آماده حمله به خاک ایالات متحده شود. مک‌کنزی گفت: «فکر می‌کنم برای طالبان بسیار دشوار خواهد بود که علیه القاعده اقدام کنند و توانایی این گروه را برای حمله به خارج از کشور محدود سازند. امکانش وجود دارد، اما به نظرم کار خیلی دشواری خواهد بود.» سایر کارشناسان معتقدند که ایالات متحده اکنون به دلیل پیشرفت اطلاعاتی و امنیتی داخلی، برخورداری از ابزارهای نظامی پیشرفته‌تر و همچنین شبکه‌ بین‌المللی از شرکای ایالات متحده برای کمک به واشنگتن، می‌تواند از یک حمله دیگر در مقیاس حملات یازدهم سپتامبر توسط تندروهای خارجی جلوگیری کند. لوت به من گفت که یک نسل بعد از حملات یازدهم سپتامبر، هدف قرار دادن امریکایی‌ها اکنون دشوارتر شده است و مبارزه با تروریسم نباید عامل تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری‌ها درباره آنچه ایالات متحده باید در خصوص افغانستان انجام دهد، دانسته شود.

عامل تأثیرگذار چهارم اعتبار ایالات متحده است. رییس‌جمهور اوباما در سال ۲۰۱۲ در اولین سالگرد کشته‌شدن اسامه بن لادن توسط نیروهای امریکایی به کابل سفر کرد و توافق‌نامه مشارکت استراتژیک را به امضا رساند. این توافق‌نامه افغانستان را در جایگاه متحد غیرناتو اما مهم ایالات متحده قرار می‌دهد. سه هفته بعد از امضای این توافق‌نامه رهبران ناتو برای اجلاسی در شیکاگو گردهم آمدند و متعهد شدند که از یک افغانستان «امن و دموکراتیک» دفاع کنند. آن‌ها تأکید کردند که «همکاری نزدیک ما [با افغانستان] ادامه خواهد یافت.» کراکر تصمیم ایالات متحده خروج از افغانستان را «نه‌تنها شرم‌آور بلکه بسیار خطرناک» می‌خواند. او معتقد است که این تصمیم «به متحدان ما در مورد اعتبار تعهدات و پابندی ما به اصول حقوق بشر» سیگنال منفی ارسال می‌کند.

عامل پنجم و آخری که بایدن باید به آن توجه کند، نقش آتیه امریکا در افغانستان است، به‌خصوص اگر طالبان پس از خروج ارتش امریکا بخشی از حکومت این کشور شوند. افغانستان به‌عنوان یکی از فقیرترین کشورهای روی زمین، برای کار، خدمت‌رسانی اجتماعی و پرداخت معاش مقامات، نیروها و پولیس این کشور به شدت وابسته به کمک‌های بیرونی است. در سال ۲۰۱۸ غنی گفت که ارتش افغانستان بدون حمایت مالی امریکا شش ماه دوام نمی‌آورد. سوپکو نیز در اظهاراتش در کنگره از پیامدهای ناگوار قطع کمک بیرونی به افغانستان سخن زد. او گفت: «هشتاد درصد پول حکومت افغانستان از جمله معاش نیروها، پول برای خرید سوخت و پول برای خرید گلوله، از جانب ایالات متحده و دونرهای بیرونی تأمین می‌شود. بنابراین [قطع کمک‌ها] برای افغانستان فاجعه است.» در واشنگتن علاقه به حمایت از کشورهای اغلب هنگامی که نیروهای امریکایی از آن کشور خارج شوند و ماهیت تهدید تغییر کند، کاهش می‌یابد.

در سکانس‌های پایانی «جنگ چارلی ویلسون»، ویلسون (نماینده حزب دموکرات در کنگره که طی یک دهه موفق شد سه میلیارد دالر را برای کمک به افغان‌های درحال جنگ علیه شوروی لابی کند) درحال لابی‌کردن نزد همتایانش برای ارائه کمک به آوردن ثبات در افغانستانِ پسا خروج شوروی است. او در کنگره پیشنهاد می‌کند که فقط یک میلیون دالر برای ساخت مکاتب در این کشور جنگ‌زده از جانب ایالات متحده کمک شود، اما با مخالفت قاطع نمایندگان روبه‌رو می‌شود. ویلسون با عصبانیت می‌گوید: «این کاری است که ما همیشه انجام می‌دهیم؛ ما همیشه به دنبال تحقق ایده‌آل‌های خود می‌رویم، جهان را تغییر می‌دهیم و سپس به حال خودش رها می‌کنیم.»

نماینده‌ای به نام «چارلی» در پاسخ به ویلسون می‌گوید: «کسی به مکتب در پاکستان اهمیت نمی‌دهد.»

ویلسون با لحنی شکوه‌آمیز حرف چارلی را اصلاح می‌کند و می‌گوید پاکستان نه، «افغانستان.»

رابین رایت، نویسنده و ستون‌نویسِ همکار است. او از سال ۱۹۸۸ برای نیویورکر می‌نویسد. رایت نویسنده کتاب «قصبه را بلرزان: خشم و عصیان در سرتاسر جهان اسلام» است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه