منبع: نیورکر
نویسنده: استیف کال
ترجمه: عبدالله وطندار
رییس جمهور اوباما روز چهارشنبه با اشاره به دو نامزد دور دوم انتخابات افغانستان گفت: «اگر آنها به تعهداتشان وفادار بمانند، افغانستان اولین انتقال دموکراتیک قدرت در تاریخش را تجربه خواهد کرد».
این تعهدات را وزیر خارجه، جان کری بعد از پرواز به کابل، برای جلوگیری از یک کودتا- برای فعلا- ایجاد کرد. میانجیگری و معاملهسازی او، بعد از تقریبا سیزده سال که امریکا و متحدانش کرزی را به قدرت رساندند، امکان یک انتقال سیاسی قابل مدیریت را در کابل، جان دوباره بخشید.
احتمال شکست هم کم نیست. چهار نفر از شش زمامدار متأخر افغانستان، بهدست جانشینانشان با خشونت از بین رفتند. ملا عمر، یکی دیگر از این زمامداران، از زیر طناب دار گریخته، به پاکستان رفت و هنوز هم همانجا بهسر میبرد.
اولین انتقال مسالمتآمیزی که اوباما از آن سخن میگوید، باید در مقابل این تاریخ متأخر، دیده شود. پیامدهای شکست و پیروزی برای امریکا و اروپا سنگین است. اگر معاملهای که کرزی ایجاد کرده است، شکست بخورد، افغانستان با دورنمای یک جنگ داخلی خشن و فوری روبهرو است که پاکستان و دیگر همسایگانش را بیثبات خواهد کرد و جذابیت این کشور برای ستیزهجویان بینالمللی را احیا خواهد کرد.
با این همه، دلایلی وجود دارند که بر اساس آنها، میتوان به دوام معاملهی کری امیدوار بود. رهبران جناحی افغانستان که افغانستان حالا دوست دارد آنها را به جای جنگسالاران، «قدرتسازان» صدا کند، بیشتر از یکسال و تا یکهفته قبل، وانمود میکردند که گویا باور دارند که در صورت پیروزی هر یکی، آنها هزینهی یک جنگ داخلی را سنگینتر از بدنامی تقسیم قدرت با همدیگر میدانند. همهی اینها ناگهان در روز چهارشنبه، هفتم جولای تغییر کرد. حلقهای از والیان و مقامهای پیشین دفاعی و استخباراتی تاجیکتبار شمال و تعداد نامعلومی از افسران پولیس و اردو، آشکارا طرح یک کودتا را برای به قدرت رساندن نامزد مورد نظرشان، عبدالله عبدالله- وزیر خارجهی پیشین- روی دست گرفتند. آنها معتقد بودند که طرف مقابل عبدالله، انتخابات را به نفع خودشان گردانندگی کردهاند. هدف این کودتا، میتوانست قصر ریاست جمهوری که در اختیار کرزی است، بوده باشد.
شکی وجود ندارد که کودتاچیان، به پیروزی دست مییافتند. آنها بخش اعظم سلاحهای کابل را در اختیار دارند. اما این کار، جنگ سخت و خونینی را بهراه میانداخت. ملیشههای شمال، خود را نه تنها در جنگ با طالبان، بلکه در جنگ با پشتونهای حامی دولت و متحد کرزی و اشرف غنی هم مییافند. دستآوردهای افغانستان در بخشهای تعلیم و تریبت، ارتباطات، طول عمر و شهرنشینی بهسرعت برباد میرفتند.
اوباما در یک لحظهی حساس، ناوقت شب در واشنگتن، به عبدالله تیلفون کرد و او و حامیان مسلحش را به حفظ آرامش متقاعد کرد. بعد از چند روز که معلوم نبود عبدالله بر حامیانش کنترول دارد یا نه، کری وارد کابل شد و گفتوگوها را آغاز کرد.
حالا هر رای، برای رسیدگی به سندهای تقلب، تحت نظات بینالمللی باید تفیش شود. نامزدان برای جلوگیری از اعتراض بعد از تکمیل بازشماری، بر فورمول تقسیم قدرتی توافق کردند که بر اساس آن، بازندهی نهایی، نخستوزیر خواهد شد یا یکی از حامیانش را برای این جایگاه- یک مقام جدید و قدرتمند- معرفی خواهد کرد.
این معامله نشان میدهد که یک وزیر خارجهی توانا در صورتی که طرفهای مذاکره خواهان رسیدن به یک تعادل و موازنه باشند، چه کار میتواند بکند. این خواهش رسیدن به یک تعادل و موازنه در سوریه و اسراییل و عراق، جاهایی که کری با جدیت تلاش کرده بود، وجود ندارد.
انگیزههای رسیدن به یک توافق و معامله در افغانستان اما، همیشه قوی بوده است. افغانستان، قلمرو بینالمللی است. این کشور برای پرداخت حقوق نیروهای امنیتیاش، میلیاردها دالر کمک دریافت میکند. دولت ضعیف آن نمیتواند بدون کمکهای خارجی، کار کند. قدرتمندان حامی عبدالله و غنی، همه از حمایت بینالمللی سود میبرند و مردم اطراف آنها، خاطرهی زندهای از انزوا و خشونت دوامدار در دوران جنگهای داخلی دههی نود میلادی دارند. آنها خواهان بهدست آوردن دوبارهی بخشی از تاریخشان در میانهی قرن بیستم هستند که در آن از استقلال صلحآمیز برخوردار بودند.
فشار چند هفتهی آینده، عظیم خواهد بود. بازندهی نهایی حتما صحت نتایج را مورد تردید قرار خواهد داد. این تردید، فشارهای جدی و تازه را در آن بخش از طرح کری که سهیم کردن بازنده در قدرت را شامل میشود، ایجاد خواهد کرد. این بخش معامله، بهصورت نگران کنندهای مبهم و ناقص به نظر میرسد.
کرزی باید در سوم آگست از قدرت کنار برود، اما احتمالا تفتیش آرا تا آن وقت به پایان نخواهد رسید. در جادهها و شبکههای اجتماعی افغانی، تنشها میان پشتونها و غیرپشتونها و در درازای شکافهای تاریخی دیگر، اوج میگیرند. کشور هنوز هم به نظر میرسد که در لبهی پرتگاه قرار دارد.
سوالی که مطرح میشود، این است که آنچه قبلا به نام شورای نظار یا ائتلاف شمال شناخته میشد، آیا دستآورد بهتری در یک معامله و توافق خواهند داشت، یا در یک کوتا. جواب، معامله و توافق است، اما تعدادی از مقامهای ارشد آنها، طور دیگری استدلال میکنند.
تندروان شمال به مسئلهی کودتا چنین نگاه میکنند که با راه انداختن یک جنگ آشکار در حال حاضر، تاجیکهای پنجشیری و متحدانشان، آزادی آن را خواهند داشت که فارغ از مزاحمت آنهایی که با طالبان همدردی دارند- آدمهای نظیر کرزی و همراهانش- بر جنگیدن با طالبان تمرکز کنند. از دست دادن میلیاردها دالر کمک و تجهیزات پیشرفتهی نظامی امریکا، دردآور خواهد بود؛ اما پول و سلاح ایرانیها، هندیها و روسها، سرانجام بخشی از خالیگاه را پر خواهد کرد.
پنجشیریها قبلا هم در این وضعیت بودهاند. آنها و متحدان تاجیک و هزارهیشان، عمیقا باور دارند که خواستهای سیاسیشان مشروع اند. آنها حاضر نیستند که بهآسانی و بهخاطر کمکهای کوتاهمدت امریکا، از این خواستها چشمپوشی کنند. به هر حال، روشن نیست که کنگره و قصر سفید تا چه وقت، شیر کمکهای مالی را باز نگه خواهند داشت.
بر همین اساس، افغانهای زیادی باور دارند که جنگ داخلی پساامریکایی، حتما آمدنی است. بعضی از تندروان پنجشیری استدلال میکنند که باید همین حالا اقدام کنند و از اظهار تقلبهای انتخاباتی، به عنوان پایه و اساسی برای بهدست آوردن مشروعیت بینالمللی استفاده کنند.
این طرز فکر بهصورت خطرناکی وهمآلود است، اما نه به اندازهی طرز فکری که در قصر حامد کرزی و دایرهی پشتونهای اطرافش- جایی که به نظر میرسد، تقلب از آنجا سرچشمه گرفته است- رایج است. کرزی آشکارا میگوید که ایالات متحدهی امریکا و ایران، توطئه میکنند تا گروههای قومی شمال را قدرتمند کنند و هزینهی آن را او و بهطور عموم، پشتونها میپردازند. شاید او حتا به این گفتهها باور داشته باشد. با در نظر گرفتن تمام شیطنتهایی که امریکا با آرامش از سوی کرزی و همراهانش تحمل کرده است، این باور، تیوری توطئهی مزخرفی بیش نیست.
کرزی و غنی، بر اساس گزارشهایی، بهصورت خصوصی اشاره کردهاند که اگر آنها معاملهی کرزی را رد کنند، از خواستهای امریکا سرپیچی کنند و با طالبان یکجا شوند، در این صورت، طالبان از آنها به عنوان قهرمانان ملیگرای پشتون، استقبال میکنند. عموما اما تصور میشود که طالبان آنها را به عنوان خیانتکنندگان به اسلام، از نزدیکترین پایه آویزان خواهند کرد. این فرضیهای نیست که کرزی یا غنی حاضر به آزمایش آن باشند. اگر جنگی شروع شود، انتخاب بهتر اینها، اولین هیلیکوپتر به میدان هوایی و پرواز بهسوی ابوذبی خواهد بود.
یکی از حاکمان متأخر افغانستان که با آرامش در خوابش مرد، ظاهر شاه بود. او در سال 1973 به تبعید رانده شد، اما در سال 2002 به عنوان بابای ملت و مهمان حامد کرزی به کشور برگشت. شاه سالخوردهی سابق، سالهای آخر عمرش را به عنوان نماد محترم ملیگرایی افغانی، در فضای وسیع قصر ریاست جهوری سپری کرد. او در سال 2007 از جهان رفت و برایش فاتحهی عمومیِ پر ازدحامی ترتیب دادند.
حامد کرزی، محل اقامت مستحکمی در نزدیکی قصر ریاست جمهوری در کابل ساخته است. اگر معاملهی کری دوام بیاورد، شاید او در آنجا با آرامش زندگی کند و بمیرد و به عنوان معمار عجیب و غریب اما سازندهی احیا و بهبود ملی، تصدیق شود.
اما اگر او و همراهانش یا عبدالله و همراهانش در چند هفتهی آینده دچار اشتباه در محاسبه شوند، کشورشان را به گونهای تراژیک به مسیر ویرانی بازخواهند گرداند.

Meet new friends, chat, shop, watch the best Youtube movies and play games.
Similar to the lute, Sims enjoy listening to it and will come around the hero playing it
and clap and dance. Writing a difficult and good novel will take time
so the Loner trait can be beneficial because your Sim will spend a lot
of time alone and Loners enjoy solitude. If you have Superstar and Makin’ Magic,
you can choose to either try to be the next Sim celebrity or a wizard.