روز یکشنبه دستهی اصلاحات و همگرایی در سلسلهی افشاگریهایش در مورد تقلب در انتخابات دور دوم، نوار صوتیای را منتشر کرد که ادعا شده است، مربوط به محمدکریم خلیلی، معاون دوم ریاست جمهوری میباشد. در این نوار محمدکریم خلیلی به هواداران و اعضای حزب وحدت اسلامی که او رهبری آن را به عهده دارد، میگوید: «من هم صحبتهایی با جلالتمآب رییس جمهوری افغانستان داشتم و هم با دوستان جهانی {جامعهی جهانی} و دوستان بینالمللی ما، به ما وعده کردند که با استفاده از هر ابزار و فرصتی باید به نفع این تیم استفاده صورت گیرد، ولو که این ابزار خلاف سازوکارهای انتخاباتی باشد». (بیبیسی)
در واکنش به نشر این نوار، مسئول دفتر آقای خلیلی آن را جعلی خواند و گفت که در این نوار گفتههای پراکندهی آقای خلیلی جمعآوری و ترکیب شده است. دستهی تحول و تداوم هم در واکنش به آن گفته است که این نوار تقلبی است و دستهی اصلاحات و همگرایی آن را به تقلید از صدای محمدکریم خلیلی ساخته است.
طرفداران آقای خلیلی نشر نوار صوتی را از سوی تیم اصلاحات و همگرایی، کار اعضای شورای نظار خواندهاند و میگویند که شورای نظار با نشر این نوار خواسته است مرجعیت سیاسی استاد خلیلی و رهبری مردم هزاره را خدشهدار سازد و این عمل ادامهی قساوت و کینهی فاشیستی این گروه علیه مردم هزاره و مرجعیت رهبری سیاسی این قوم است. انگیزهی اصلی در پشت سر نشر این نوار صوتی، بیاعتبار کردن وجههی رهبری محمدکریم خلیلی و ایجاد تفرقه میان جامعهی هزاره میباشد.
هنوز درستی، جعلی و ساختگی بودن این نوار صوتی و گفتههای محمدکریم خلیلی معلوم نیست. اگر به اثبات برسد که این نوار مربوط به آقای خلیلی است، نوع نگرش، تلقی، ذهنیت سیاسی و شیوهی ایشان که برای جلب اطمینان اعضای حزب وحدت در مورد پیروزی تیم تحول و تداوم ابراز کرده، پرده از این واقعیت برمیدارد که آقای خلیلی و تمامی چهرههای سیاسی-سنتی باورمند به ارزشهای مدرن و دموکراسی نیستند و جهاننگری فکری و سیاسیشان با ارزشهای جدید و دموکراتیک ناسازگارند و آنها به خاطری که اقتدار سیاسی و پایگاه اجتماعیشان حفظ باشند، شعار دموکراسی سر میدهند. در واقع آنها نمیتوانند نقش مثبتی را برای تحکیم دموکراسی و زمینهسازی برای نظام دموکراتیک در افغانستان ایفا نمایند. تا زمانی که این افراد در عرصهی رهبری سیاسی جامعهی افغانستان از اقتدار برخوردار باشند، به همان تناسب زمینههای تحکیم جامعهی قانونمند، دموکراتیک و نوگرا در افغانستان محدود و آسیبپذیر میباشد.
محمد کریم خلیلی یکی از رهبران جهادی میباشد. او در مقایسه با سایر رهبران سنتی-قومی، با زرنگی در سطح رهبری حکومت موقف سیاسی خویش را حفظ کرده است و با رویکرد نرم و متعادل در سیزده سال گذشته تلاش کرده که از خویش یک چهرهی باورمنده به دموکراسی و وحدت ملی نشان دهد و در بسا موارد حتا در شرایط حساس که منافع و مصالح قومش با تهدید مواجه شده است، با حفظ روحیهی محافظکارانه، از موضعگیری صریح و تند ابا ورزیده است. همینگونه، رهبران دیگر قومی و جهادی که شعار دموکراسی را سر میدهند، از لحاظ فکری و باورهای سیاسی دگماندیشتر و تندروتر از آقای خلیلی هستند و آنها هم ادعا دارند که به دموکراسی باورمندند و برای فریب مردم، سخن از ارزشهای دموکراتیک و پاسداری از انتخابات و رای مردم میزنند و برای اغوای جامعه و نسل جوان، خود را رهبر معرفی میکنند.
بیباوری به ارزشهای دموکراتیک و ذهنیت سنتی آقای خلیلی بهخوبی به اثبات رساند که برای این قماش آدمها دموکراسی و داعیهی نوگرایی و احترام به ارزشهای مدنی بازیچهای است که از آن تنها برای منافع فردی و سیاسی خویش استفاده میکنند و بهطور واقعی شایستگی رهبری دموکراتیک جامعه و نسل جوان و باورمند به دموکراسی و ارزشهای مدرن را ندارند.
لغزش سیاسی و فکری محمدکریم خلیلی برعلاوهی اینکه ناباوری وی را به ارزشهای دموکراتیک نشان میدهد، برای جامعهی هزاره این پیام را میدهد که باید مرجعیت رهبری سیاسی این جامعه از چهرههای سنتی و بیگانه با ارزشهای جدید به نسل جوان و نخبگان دانشآموخته و نوگرا تغییر یابد. دیگر باور و عمل سیاسی محمدکریم خلیلی، محمد محقق ، محمد اکبری، صادقی پروانی و… با ارزشهای جامعهی شهروندمدار، نوگرا و دموکراتیک سازگار نیستند. اینها همان اربابان قبیلهاند که با تفکر سنتی و ارزشهای قبیلهای توانایی رهبری سیاسی جامعه را برای ایجاد یک جامعهی شهروندمدار و نوگرا ندارند.
فریبکاری، تحجرگرایی، نفی ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشری عناصری هستند که رهبری سیاسی و عدالتخواهی جامعهی هزاره به آن آلوده نبوده است. از اینرو، منطقی و هوشیارانه است که رهبریت سیاسی و اجتماعی خویش را نقد کنیم و هشدار دهیم که از آدرس رهبری جامعهی هزاره هیچکسی حق ندارد با رویکرد و منش غیردموکراتیک ادعای رهبری کنند.
