امریکا در افغانستان 2001 – 2014
نویسنده: کارلوتا گال
برگردان: جواد زاولستانی
بخش چهل و ششم
6
دشمن اشتباهی در کشور اشتباهی
فرماندهی نظامیان امریکایی اصرار میکرد که فقط پنج تا هفت تن غیرنظامی و سی تا سی و پنج تن از شورشیان در این حملهی موقفانه علیه طالبان کشته شدهاند. این عملیات توسط نیروهای خاص زمینی که حمایت هوایی امریکا را پشت سرش داشت، انجام شده بود. اما بهتدریج، شواهد، زخمیها، گزارشهای شاهدان عینی، تصویرهایی که با تیلفون از اجساد در داخل مسجد گرفته شده بودند و گورهای تازه کنده شده که بیشتر به زنان و کودکان تعلق داشتند، نظامیان امریکایی را مجبور به آغاز تحقیقات در این باره کرد.
ما در غرب افغانستان، در ولسوالی شیندند بودیم. این ولسوالی در جنوبِ شهر فرهنگی و نسبتا آرام هرات قرار دارد. دقیقا یک سال پیش، من از همین جا دربارهی حملهی مشابه توسط نیرهای امریکایی که سبب کشته شدن 57 تن شده بود، گزارش تهیه کردم. پس از آن حمله، فرماندهان نظامی امریکا و ناتو شرایط درخواست کمک هوایی بر خانههای روستایی را سختتر کرد. این بار، این ویرانیها توسط گروهی از فرماندهی عملیات خاص نیروهای دریایی (Marine) انجام شده بود. با اتکا به یک گزارش استخباراتی، آنان فکر میکردند که یک فرمانده طالبان، ملا صادق، در دهکده است. مقامها و روستاییان گفتند که نیروهای خارجی توسط یک رقیب بازرگانی خانوادهی مهم دهکده، گمراه شده و نشانی اشتباهی داده شده بودند. جزئیات این حمله خیلی آزاردهنده بود. روستاییان به من گفتند که یک زن که از این حادثه زنده مانده بود، توضیح داد که چگونه سربازان مسلح امریکایی و داخلی پیاده در روستا داخل شده و بستگان مرد او را به قتل رسانده بودند. مقامهای ادارهی کرزی نیز با این زن مصاحبه کرده بودند و برای تداوی او را به هندوستان فرستادند. من بعدتر از یکی از مشاوران رییس جمهور پرسیدم که آیا او داستانی را که آن زن تعریف کرده، باور میکند. او پاسخ داد که بلی، باور کرده است. او گفت: «ما چیزهای بدتر از این را شنیدهایم.»
چنانکه ما در ویرانیهای ناشی از آن بمباران قدم میزدیم، شکایتهایی را که چندین بار پیش از آن شنیده بودم، گوش کردم. ولسوال شیندند، لال محمد عمرزی گفت: «کشتن نود نفر بهخاطر ملا صادق، بیانصافی است. اگر آنان اینگونه ادامه دهند، مردم اعتمادشان به حکومت و نیرهای ائتلاف را از دست خواهند داد.» یکی دیگر از کارمندان دفتر ریاست جمهوری به من گفت، «مردم از شنیدن خبر تلفات غیرنظامیان به ستوه آمدهاند.»
کرزی تا این زمان حرفش جدی گرفته نمیشد و مانند یک رکورد شکسته به نظر میرسید. او چند وقت پیشتر در همان سال در یک مصاحبهاش با من گفت: «این کار، مبارزهی ما علیه تروریزم را بهصورت جدی تحت تأثیر قرار میدهد. من از کاهش تلفات غیرنظامیان خوشحال نیستم؛ من خواهان توقف تلفات غیرنظامیان هستم. هرکس هر قدر بخواهد در این باره با من جدل و بحث کند که توقف آن دشوار است، من نخواهم پذیرفت.» او گفت که مقامهای امریکایی، در تلاش بودهاند که تلفات غیرنظامیان را کاهش دهند و او این کارشان را ستوده است. اما شکایت اصلی کرزی همچنان ثابت بود: ایالات متحده روستاهای افغانستان را بمباران میکند، در حالی که سرچشمهی شورش در پاکستان است. «جنگ علیه تروریزم در روستاهای افغانستان نمیشود؛ تروریزم در جای دیگر است و به این دلیل است که جنگ باید در آنجا انجام شود {جایی که ریشهی تروریستان در آنجاست}.»[1]
تلفات غیرنظامیان اما توقف نیافت. در سال 2009، در یکی دیگر از روستاهای غرب افغانستان، هواپیماهای امریکایی روستای گرانَی را بمباران کردند که 147 مرد، زن و کودک کشته شدند. این بمباران بدترین تلفات غیرنظامیان در این جنگ بود. یک گروه طالبان از این روستا جنگ میکردند. اما آنان پیش از اینکه هواپیماهای بمبافگن هزارها پوند مواد انفجاری را براین روستا بریزند، آنجا را ترک کرده بودند. یکی از خانوادههای مهاجران در جریان وحشت بمباران به یکی از بستگانش زنگ زده بود. اما وقتی که او به گرانی رسید، هرگز اجساد آنان را پیدا نتوانست. تمام نشانههای آنان از بین رفته بود.
یکی از روستاییان، سید ملهم که در کنار دختر زخمیاش در شفاخانه نشسته بود، با بیزاری پرسید: «چرا آنان طالبان را در داخل روستاها هدف میگیرند؟ چرا آنان را وقتی که بیرون از قریه اند، بمباران نمیکنند؟» هفت عضو خانوادهی او کشته و چهار تن دیگر زخمی شده بودند. او ادامه داد: «خارجیها مقصرند. چرا آنان هدفشان را بمباران نمیکنند؟ بهجای آن، میآیند و خانههای ما را بمباران میکنند.»
این رویدادها پیش از تعیین شدن جنرال استانلی مککریستال به عنوان فرمانده عمومی نیروهای بینالمللی در افغانستان در 2009 و تعیین شدن جنرال دیوید پتریوس به عنوان فرمانده ستاد مرکزی نیروهای امریکایی روی داد. پس از آن، نیروهای امریکایی به جنگ علیه تروریزم با تمرکز به حفاظت از غیرنظامیان روی آورد. مککریستال بیشتر از هرکسی، به تکرار اشتباه پایان بخشید و شرایط بسیار سختگیرانه اعمال کرد که سربازان شامل عملیات را مجبور میکرد تا پیش از خواستن کمک هوایی، در میدان جنگ بیشتر خطر کنند. پتریوس با من آن را رویکرد کاملا جدید توصیف کرد. اما تا آن زمان، تخریب به قدر کافی صورت گرفته بود. طالبان عمیقا در ولایتهای جنوبی لانه گرفته بودند که پاکسازی مناطق از وجود آنان، کار گرفتن از سلاح سنگین به شکل گسترده را الزامی میساخت که میتوانست ویرانی مناطق را در پی داشته باشد. مردم جنوب افغانستان در نقطهی انفصال قرار داشتند و دیگر اعتمادی به رییس جمهور و امریکاییها نداشتند.
[1] کارلوتا گال، «رهبران افغانستان از پیشبرد جنگ بر ایالات متحده انتقاد دارند»، نیویارک تایمز، 26 اپریل 2008،
Carlotta Gall, “Afghan Leader Criticizes U.S. on Conduct of War,” New York Times, April 26,
2008, http://www.nytimes.com/2008/04/26/world/asia/26afghan.html.

<满金星小叶紫檀
As a Website marketer, it is a outstanding chance to gain this
this advanced-technology before all the online benefits begin using
Rural Website Distribution.