عصر بایدن، جهان متفاوت

اطلاعات روز

رحمت‌الله رفعت، استاد دانشگاه

بی‌تردید سیاست خارجی ایالات متحده امریکا به‌عنوان قدرت هژمون دنیا از تأثیرگذارترین کنش‌های سیاست بین‌الملل است و جهت‌گیری آن می‌تواند تعاملات و مناسبات این عرصه را دستخوش تغییر و دگرگونی کند. به‌تبع این تأثیرگذاری است که در آستانه انتخابات این کشور میلیاردها انسان با چشمان منتظر و بهت‌زده تحولات مربوط به انتخابات امریکا را دنبال می‌کردند تا بدانند که در یکی از مهم‌ترین کرسی‌های تصمیم‌گیری سیاست بین‌الملل چه کسی تکیه می‌زند.

هرچند روند شمارش آرای انتخابات ایالات متحده امریکا به‌دلیل استفاده نسبتا گسترده‌ی شهروندان این کشور از رای ارسالی پستی به کندی پیش می‌رفت، اما از همان ابتدا مشخص بود که این‌بار بخت با جو بایدن نامزد حزب دموکرات، یار و رفیق است. اکنون اما سوال این است که با ورود جو بایدن به کاخ سفید تغییری در سیاست خارجی این کشور و نوع مواجهه‌ی آن با جهان به‌میان خواهد آمد؟

در پاسخ باید گفت که عوامل متعددی بر جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها موثر بوده و تغییر و تحول در این عرصه منحصر به تصمیم‌گیرندگان و کارگزاران حکومتی حتا در بالاترین سطح نمی‌شود. به پیروی از روش تحلیل جیمز روزنا، از پژوهش‌گران برجسته سیاست خارجی در پیوند به مولفه‌ها و متغیرهای موثر بر جهت‌گیری سیاست خارجی، می‌توان از مولفه‌های پنج‌گانه‌ی فرد، نقش، دیوان‌سالاری، قدرت ملی و ساختار نظام بین‌الملل نام برد که با ختم پروسه انتخابات امریکا و شروع کار بایدن از مجموع پنج متغیر صرف یکی از آن‌ها (فرد) تغییر می‌کند و باقی کماکان ثابت باقی خواهد ماند. ساختار نظام بین‌الملل، قدرت ملی، بروکراسی و دیوان‌سالاری حکومتی و نیز میزان صلاحیت قانونی نقش ریاست‌جمهوری دوران ترمپ و بایدن یکسان بوده و با برگزاری انتخابات تنها تغییری که در عوامل موثر بر سیاست خارجی امریکا واقع می‌شود، تغییر مولفه فرد و جابه‌جایی ترمپ و بایدن خواهد بود. پس برخلاف کلیشه‌ی رایج که گفته می‌شود، سیاست خارجی امریکا در کوتاه‌مدت تغییر نمی‌کند، با پیروزی بایدن، به‌تبع تغییر در متغیر فردی در سیاست خارجی ایالات متحده، تغییراتی به‌میان خواهد آمد، ولی ممکن است این تغییرات بسیار بنیادی و محتوایی نباشد.

از دید نگارنده، به‌طور مشخص مصداق‌های مهم‌ترین تغییرات و تفاوت‌های سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در دوره ترمپ و عصر بایدن، موارد ذیل خواهد بود:

1. استقرار چندجانبه‌گرایی و رویکرد نهادی به‌جای یکجانبه‌گرایی دوران ترمپ

ترمپ با ورود به کاخ سفید رویکرد سیاست‌ورزی خارجی ایالات متحده را به‌سمت یکجانبه‌گرایی و نادیده‌انگاری سایر قدرت‌ها و نیز نهادهای بین‌المللی جهت داد. در دوران وی برای اولین‌بار مناسبات اتحادیه اروپا و امریکا به ‌سردی گرایید و امریکا بدون توجه به دیدگاه متحدان سنتی خود از بسیاری از معاهدات چندجانبه بین‌المللی نظیر برجام و معاهده تغییرات اقلیمی پاریس خارج شد. علاوه بر آن ترمپ همواره نسبت به نقش نهادهای بین‌المللی با تردید نگاه کرده، از سازمان بهداشت جهانی خارج شد و در موارد حتا فرضیه خروج امریکا از ناتو را مطرح کرده است. در مقابل بایدن معتقد به جایگاه و نقش مهم سازمان‌های بین‌المللی و مشارکت با متحدان امریکا در مسائل بین‌المللی است. رییس‌جمهور جدید امریکا وعده بازگشت به برجام، سازمان بهداشت جهانی و معاهده تغییرات اقلیمی پاریس را داده است. به این ترتیب دوران بایدن عصر چندجانبه‌گرایی خواهد بود که مهم‌ترین مسائل جهانی در قالب نهادهای بین‌المللی با مشارکت اکثریت بازیگران نظام بین‌المللی حل‌و‌فصل خواهد شد.

۲. بازگشت به جایگاه رهبری جهان به‌جای انزوا‌گرایی جدید

سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در دوره چهار ساله ترمپ نوعی انزواگرایی جدید را تجربه کرده است. دونالد ترمپ با شعار «نخست امریکا» به کاخ سفید رفت و به مأموریت‌های خارجی امریکا از چشم‌انداز سود و زیان اقتصادی نگاه می‌کرد. از آنجایی ‌که حضور و مأموریت‌های امریکا در نقاط مختلف جهان از نظر اقتصادی سودی برای امریکا نداشته است، ترمپ تلاش کرد راه ترک و خروج نیروهای امریکایی را در پیش بگیرد. تقلا برای استقرار صلح در افغانستان و زمزمه‌های خروج نیروهای امریکایی از سوریه و عراق در این راستا قابل فهم است. مضاف بر آن در جریان همه‌گیری ویروس کرونا هم دونالد ترمپ از ایفای نقش قدرت هژمون جهان ابا ورزیده و با فرودآوردن سر در لاک مرزهای ملی امریکا، جهان را تنها گذاشت. روی‌هم‌رفته تلاش برای ترک مأموریت‌های نظامی امریکا در جهان، پشت‌کردن به نهادهای بین‌المللی، خروج از پیمان‌های چندجانبه، نادیده‌انگاری متحدان بین‌المللی و تأکید به ملی‌گرایی در دوران ترمپ را می‌توان به انزواگرایی جدید تعبیر کرد که با پیروزی جو بایدن، امکان تداوم آن وجود ندارد. دموکرات‌ها در مجموع، به‌ویژه بایدن گرایش به بین‌الملل‌گرایی لیبرال داشته و خواهان حضور امریکا در جهان و ایفای نقش جهانی از سوی ایالات متحده است. بایدن با وعده بازگشت به نهادهای بین‌المللی، معاهدات چندجانبه و اعتمادسازی با متحدان امریکا روند کنونی را دچار دگرگونی خواهد شد.

3. استقرار رویکرد ارزش‌مدار و همیلتونیستی به‌جای رویکرد جکسونیستی

عملکرد ترمپ در زمینه سیاست خارجی مبتنی بر واقع‌گرایی و متأثر از تفکر جکسونیستی است. برای ترمپ حفاظت از منافع و جایگاه ایالات متحده بدون ارتباط به گسترش ارزش‌های امریکایی مهم بود. درحالی‌که دموکرات‌ها در کل و بایدن به‌طور خاص در رویکرد سیاست خارجی خود پیرو مکتب همیلتونیسم است که گسترش ارزش‌های امریکایی در آن مهم‌ترین اولویت سیاست خارجی دانسته می‌شود. درحالی‌که ترمپ با تمرکز به منافع کوتاه‌مدت ایالات متحده اقدامات نظیر تحریم اقتصادی چین را انجام داد، به‌نظر می‌رسد برای بایدن مسأله تایوان و عدم رعایت موازین حقوق بشری مسلمانان اویغور مهم‌تر است.

4. انسجام سیاست خارجی و پایان لجام‌گسیختگی این عرصه

سیاست خارجی امریکا در دوران ترمپ و مواضع آن در قبال مسائل مهم جهانی با تویت‌های پراکنده و گاهی متعارض شخص رییس‌جمهور مشخص می‌شد. در دوران ترمپ سیاست خارجی امریکا از بی‌نظمی و عدم انسجام رنج می‌برد. این پراکندگی در حدی بود که گاه منجر به دودستگی و شکاف‌های عمیق در دستگاه حکومتی و میان تصمیم‌گیرندگان شد. درحالی‌که با روی‌کارآمدن بایدن مواجهه امریکا با جهان و مسائل حیاتی آن نظام‌مند و سنجیده خواهد بود، چون بیشتر این پراکندگی ناشی از ویژگی شخصیتی ترمپ بود که حتا دیوان‌سالاری قدرتمند امریکا نیز قادر به مهار آن نشد.

در پیوند به سیاست خارجی امریکا در قبال افغانستان و نوع مواجهه این کشور با روند صلح افغانستان باید گفت که افغانستان یکی از نادرترین موارد است که به احتمال اغلب بایدن در جای پای ترمپ قدم گذاشته و در تداوم آن حرکت خواهد کرد. تعهدات دوران مبارزات انتخاباتی و پیشینه فعالیت‌های سیاسی بایدن می‌تواند گواه این ادعا باشد.

در اخیر به‌عنوان جمع‌بندی می‌توان پیش‌بین شد که بازگشت بایدن به معاهده تغییرات اقلیمی پاریس، حل‌و‌فصل مسائل بین‌المللی از طریق سازمان‌های بین‌المللی، بازگشت به معاهدات چندجانبه در زمینه‌های مختلف از جمله سلاح‌های کشتار جمعی و در مجموع بازگشت ایالات متحده امریکا به جهان می‌تواند دنیای متفاوت از دوران ترمپ را رقم بزند. جهانی که مسائل عمده آن نظیر تغییرات اقلیمی، سلاح‌های کشتار جمعی، حقوق بشر و دموکراسی در کنار منافع دولت‌های ملی نادیده گرفته نشده و میکانیزم تصمیم‌گیری درباره آن‌ها نیز غالبا مبتنی بر مذاکره و چانه‌زنی خواهد بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه