توافقنامه‌ جمعه‌ی نیک

درس‌هایی از روند صلح ایرلند شمالی

فاطمه فرامرز
فاطمه فرامرز
فاطمه فرامرز متولد 1370 هجری خورشیدی است. او در دانشگاه کابل جامعه‌شناسی خوانده و سند ماستری خود را در رشته‌ی سیاست و امنیت در آسیای میانه...

ایرلند شمالی یکی از کشورهای چهارگانه‌ی اتحادیه شاهی بریتانیاست که بین سال‌های 1969 و 1999 به‌دلیل ماندن و یا خروج از این اتحادیه، 30 سال درگیر خشونت سیاسی و جنگ معروف به «دشواری‌ها» بود. در این جنگ 30 ساله بین پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها‌، تقریبا سه‌هزار و 500 نفر جان باختند. پروتستان‌ها که حدود 48درصد جمعیت ایرلند شمالی را تشکیل می‌دادند، خود را انگلیسی دانسته و طرفدار ماندن با اتحادیه شاهی انگلستان بودند و اما کاتولیک‎ها که 45درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند، ملی‌گرا و خواهان تشکیل جمهوری ایرلند بودند.

در دهم اپریل 1998 دولت‌های انگلستان، ایرلند و احزاب مهم ایرلند شمالی پس از دو سال مذاکره که در ابتدا مخفیانه جریان داشت، به یک توافق سیاسی رسیدند که به توافقنامه‌ جمعه‌ی نیک یا توافقنامه‌ بلفاست معروف است. این توافقنامه که «اصل رضایت اکثریت» را به رسمیت شناخت، درس‌های متعددی برای آموختن دارد.

همه‌شمول‌بودن مذاکرات

اولین و مهم‌ترین درسی‌که می‌توان از روند صلح ایرلند شمالی آموخت، این است که مذاکرات هرچه فراگیر و همه‌شمول باشد، به همان میزان به نتیجه‎ی محسوس می‌رسد. این روند نشان می‌دهد که صحبت با دشمن ایده‌ی خوبی‌ست، حتا اگر آن دشمن تروریست باشد. یعنی اگر کسانی که دست به خشونت زده‌اند، در روند صلح قرار نگیرند، امیدی به تأمین صلح هم نیست.

قبل از دستیابی به توافق در ایرلند شمالی، تلاش‌های زیادی برای مذاکره در مورد توافق صلح شکست خورده بود که در مقاطع زمانی مختلف، دلایل مختلف داشت اما انتقاد معمول این بود که مذاکرات به روی همه طرف‌های درگیری باز نیست و خصوصیت همه‌شمولی ندارد. تلاش‌های دولت بریتانیا برای تحمیل تقسیم قدرت بر کسانی که تمایلی به حمایت از آن در ایرلند شمالی نداشتند، در دهه‌ی 1970 بی‌نتیجه ماند. در دهه‌ی 1980 توافقنامه‌ی انگلیس و ایرلند توسط دولت‌های انگلیس و ایرلند مورد مذاکره قرار گرفت و هیچ نقشی برای طرف‌های محلی (شهروندان ایرلند شمالی) درگیری نداشت. برای بسیاری، به‌ویژه اتحادیه‌های صنفی در ایرلند شمالی، صلحی که مجبور به عضویت در آن بودند اما یک طرف یا شریک مذاکره نبودند، قابل تصور نبود. از این رو برخلاف تلاش‌های ناموفق قبلی، روند صلح ایرلند شمالی در دهه 1990 سرانجام تا حدی موفق شد، زیرا توانست توافق بین دو دولت انگلیس و ایرلند و همچنین رهبران اکثر احزاب سیاسی ایرلند شمالی را پیدا کند.

مذاکرات نه‌تنها شامل همه‌ی طرف‌های که می‌خواستند شریک گفت‌وگوها باشند بلکه توافقنامه‌ توزیع قدرت را نیز در نظر گرفته بود. علاوه بر این، توافقنامه سعی در جلب رضایت طرف‌های مختلف داشت. به‌عنوان مثال در این توافقنامه از بین‌بردن سلاح‌ها كه خواسته اصلی سایر اتحادیه‌های بریتانیا بود، نیز به‌گونه‌ی جدی مورد توجه قرار گرفت. این توافقنامه همچنین یک سیستم حاکمیتی ایجاد می‌کرد که ملیتی‌ها و جمهوری‌خواهان سهمی مشخص از قدرت را در مجلس محلی و همچنین اصلاح پولیس، خلع سلاح نظامی توسط نیروهای مسلح بریتانیا و آزادی زندانیان سیاسی را تضمین می‌کرد. این ترتیبات به نوبه خود منجر به کاهش شدید خشونت شد.

کاهش حتی‌الامکان پیش‌شرط‌ها

روند صلح ایرلند شمالی نشان می‌دهد که میزان حداقلی پیش‌شرط‌ها برای ورود به روند صلح یک ضرورت اساسی است که همه طرف‌های درگیر را به مشارکت در مذاکرات ترغیب می‌کند و این احتمال را که هر یک از طرفین بتوانند ادعا کنند که مذاکرات علنی و باز نیست، به حداقل می‌رساند. از نظر تاریخی، پیش‌شرط‌ها اغلب به‌عنوان بهانه‌ای برای جلوگیری از آغاز مذاکرات و تلاش برای «شکست» طرف مقابل با افشای تمایل بیشتر آن‌ها برای دادن امتیاز اولیه، مورد استفاده قرار گرفته است.

در روند ایرلند شمالی، دولت انگلیس تحت فرماندهی جان میجر اصرار داشت كه از رده خارج شود تا تعهد ارتش جمهوری‌خواه ایرلند به روند صلح را نشان دهد و از مذاكرات به‌عنوان وسیله‌ی تأخیر برای بازگشت به خشونت در آینده استفاده نكند. هنگامی که دولت انگلیس خواستار برچیدن کار توسط ارتش جمهوری‌خواه ایرلند شد، اتحادخواهان پروتستان به سرعت با این شرط موافقت کردند اما جورج میچل، حقوق‌دادن و سیاست‌مدار حزب دموکرات ایالات متحده که بیل کلینتون را همراهی می‌کرد و ریاست مذاکرات را بر عهده داشت، اصرار می‌کرد که تنها پیش‌شرط ورود به مذاکرات، پذیرش چشم‌پوشی از خشونت باشد. این پیش‌شرط اجازه داد که پس از موافقت ارتش ایرلند شمالی با آتش‌بس دوم، شین فین، حزب سیاسی جمهوری‌خواه سوسیالیست‌دموکراتیک ایرلندی که در جمهوری ایرلند و ایرلند شمالی فعال بود، در مذاکرات شرکت کند.

فقدان پیش‌شرط‌های اضافی به این معنا بود که همه طرف‌های که شرکت در مذاکرات را انتخاب می‌کردند، نیز می‌توانستند این کار را انجام دهند. نبود پیش‌شرط‌ها همچنین به نمایندگان طرف‌های مختلف در مذاکرات، اجازه انعطاف‌پذیری بیشتر را می‌داد. کاهش حتی‌الامکان پیش‌شرط‌ها برای کسانی که در مذاکرات منتهی به توافقنامه شرکت داشتند، چگونگی جست‌وجو برای یافتن نقاط مشترک را برجسته می‌کرد.

نقش طرف سوم در روند صلح

بازیگران خارجی و سازمان‌های بین‌المللی معمولا به‌عنوان میانجی یا تسهیل‌کننده‌ی روند صلح در کشورهای که از درگیری‌های قومی و جنگ داخلی رنج می‌برند، به‌عنوان طرف‌های سوم در روند صلح دیده شده است. با توجه به تنوع نقش و کارکردهای که اشخاص ثالث به‌عنوان میانجی ایفا می‌کنند، رسیدن به یک نتیجه‌گیری کلی و ساده در مورد نقش میانجی‌ها، دشوار است. برخی از پرونده‌های روند صلح نشان می‌دهد که میانجی ممکن است در کوتاه‌مدت به انعقاد توافق بین طرفین کمک کند اما لزوما به راه حل‌های پایدار درگیری منجر ‌نشود. اما اشخاص ثالث می‌توانند از نظر دیپلماسی و ارائه‌ی کمک‌های اقتصادی که ممکن است صلح نوپا را پشتیبانی کند، نقش پررنگ‌تری داشته باشند.

همچنین اگر طرف‌های درگیر یک جنگ می‌توانستند اختلافات خود را حل کنند، قبلا این کار را می‌کردند. درحالی‌که نباید نقش دیپلماتیک اشخاص ثالث اغراق‌آمیز باشد، اما اگر تصور می‌شود اشخاص سومی سبب حل عادلانه منازعه هستند، می‌توانند نقش مثبتی داشته باشند.

تیموتی وایت در مقاله‌ی تحت عنوان «آموزش از روند صلح ایرلند شمالی» می‌نویسد الزامی نیست که میانجی‌ها یا اشخاص ثالث در روند صلح باید کاملا بی طرف باشند: «فقط خیلی مغرضانه عمل نکنند، کافی‌ست. اگر اشخاص ثالث مغرض باشند، این می‌تواند به‌عنوان اهرم فشار برای نفوذ در طرف متحد آن‌ها مورد استفاده قرار گیرد.»

به باور آقای وایت نقش میانجی هنگامی می‌تواند سودمند باشد که بازیگر خارجی بتواند از گروه‌های قومی ضعیف‌تر در متن مذاکرات حمایت کند. هنگامی‌که طرفین درگیری آمادگی مذاکره یا توافق برای پایان‌دادن به درگیری را ندارند، طرف‌های سومی معمولا در اوج درگیری مداخله می‌کنند. بنابراین، از نظر تاریخی، میانجی‌گری در حل رقابت‌های پایدار موفقیت‌آمیز تلقی نمی‌شود.

روند صلح ایرلند شمالی با این وجود نشان می‌دهد که اگر طرف‌های محلی درگیری آماده مذاکره باشند و در مقایسه با بازیگر میانجی نسبتا کوچک و ضعیف باشند، قدرت میانجی می‌تواند نقش موثری در ارتقای صلح داشته باشد. میانجی مهم در روند صلح ایرلند شمالی، ایالات متحده به ریاست‌جمهوری بیل کلنتون بود.

صاحب‌نظران روند صلح ایرلند شمالی معتقدند که نقش دولت کلینتون در روند صلح به اندازه‌ای که تصور می‌شد، خیرخواهانه و قابل اغماض نبود اما میانجی‌گری و مداخله ایالات متحده اغلب باعث پیشرفت روند صلح و اجرای توافقنامه می‌شد، حتا اگر سیاست‌ها اغلب براساس مفروضات نادرست ساخته می‌شد و معمولا تصور می‌شد که با دولت‌های انگلیس و ایرلند ناسازگار است.

عدالت انتقالی سبب ایجاد سرمایه اجتماعی

در روند صلح ایرلند شمالی کنارگذاشتن مردم عادی، تهیه توافقنامه را برای نمایندگان سیاسی آسان‌تر می‌کرد اما خارج‌کردن مردم از روند صلح به‌عنوان یک روند سیاسی، سبب ‌شد که توافقنامه، جامعه‌ مدنی و اعتماد مردم به‌عنوان سرمایه‌ی اجتماعی را از دست بدهد.

با وجود کنارگذاشتن مردم عادی از روند صلح ایرلند شمالی، این قضیه نشان می‌دهد شمولیت جامعه مدنی در روند، سرمایه اجتماعی لازم را برای گروه‌های مختلف ایجاد می‌کند تا در چارچوبی بسیار مثبت با یکدیگر تعامل داشته باشند.

مصالحه یک جنبه حیاتی برای ایجاد صلح در جوامع کاملا متفرق است که سابقه‌ی درگیری‌های خشونت‌آمیز دارند. حقیقت در مورد کسانی‌که قبل از امضای توافقنامه صلح یا صلح رسمی، از قدرت استفاده و یا شاید سوءاستفاده کرده‌اند، گفته شود. برای این‌که مردم در سطوح پایه از حق خویش بگذرند و بی‌عدالتی‌های گذشته را فراموش کنند، مستلزم آن است که مرتکبین بی‌عدالتی‌های گذشته به جرم‌شان اعتراف کنند یا دست‌کم مجرم شناخته شوند.

تیموتی وایت می‌گوید که نیاز به آشتی، قبل از دستیابی به صلح، الزامی‌ست. آشتی باید احساس قدرت را به قربانیان بازگرداند و چهره اخلاقی مرتکبان را بازیابی کند. دست‌کم عدالت انتقالی باید نوید تحول اجتماعی را برای بخشی از تلاش‌ها برای مقابله با غم و اندوه کسانی که قربانی شده‌اند، داشته باشد.

درباره ایرلند شمالی، به‌دلیل نیاز به روند صلح، شامل‌کردن افرادی که که مرتکب خشونت نه اما با مرتکبین خشونت همکاری کرده بودند، تصمیم بر این شد که روند مشابهی با کمیسیون حقیقت آفریقای جنوبی تکرار نشود. این امر منجر به سوءظن بسیاری از کسانی شد که در طول تاریخ قربانیان خشونت بوده‌اند. از این رو ، عدم آشتی در ایرلند شمالی، اجرای توافقنامه را با چالش روبه‌رو کرده است.

مذاکرات نیازمند افراد متخصص است

مورد ایرلند شمالی نشان می‌دهد که فرایندهای موفقیت‌آمیز صلح علاوه‌بر افرادی که مهارت کافی در تعامل دارند، به رهبرانی شجاع که آماده‌ی ریسک‌پذیری برای صلح باشند، نیز نیاز دارد. در مذاکراتی‌ که منجر به امضای توافقنامه‌ جمعه‌ی نیک شد، افراد زیادی مشارکت داشتند، نه‌تنها رهبران بلکه مشاوران نیز نقش‌های حیاتی داشتند تا روند به موفقیت بینجامد. تصور موفقیت‌آمیزبودن روند صلح ایرلند شمالی بدون مشاورانی که از دانش و تعهد کافی برخوردار بودند، دشوار است.

مارتین منصرق یکی از نمونه‌های افراد ماهر و توانا در روند صلح ایرلند شمالی و نماینده‌ی دولت ایرلند بود که با مهارت و توانایی در پی‌گیری مذاکرات، نقش بسیار مهمی در برقراری روابط با جمهوری‌خواهان در شمال و تجدید نظر در تصور جمهوری از رضایت اکثریت داشت. مهارت‌های آقای منصرق به روند اجازه داد که ماده‌های دوم و سوم قانون اساسی ایرلند شمالی تغییر کند و نقشی برای جمهوری در سیاست‌های آن کشور ایفا کند. به همین ترتیب آقای مو مولام نقش مهمی به‌عنوان وزیر امور خارجه ایرلند شمالی ایفا کرد و با موفقیت بی‌پیشینه، جمهوری‌خواهان را در روند درگیر کرد.

رهبران و مشاوران روند صلح باید بر جلوگیری از تأخیر بی‌مورد و تشویق سازش‌های لازم برای دستیابی به توافق تمرکز کنند. هرچه شدت مذاکرات بیشتر باشد، طرفین احتمال امتیازات لازم برای صلح را بیشتر می‌کنند. تونی بلر، نخست وزیر پیشین بریتانیا با صحبت در مورد توافقنامه‌ی صلح ایرلند شمالی گفته بود که شرایط سخت و ناراحت‌کننده‌ای که او در هفته‌های اخیر مذاکره با آن روبه‌رو شده بود، به وی انگیزه‌ی اضافی داده بود تا برای پایان‌یافتن موفقیت‌آمیز مذاکرات در اسرع وقت تلاش کند. همین‌طور بیل کلینتون در هفته‌ی آخر مذاکرات بیشتر شب‌ها را بیدار می‌ماند تا معامله نهایی را بین همه طرفین انجام دهد.

جورج میچل می‌گوید که درباره تعیین ضرب‌الاجل برای مذاکرات، طرف‌های درگیر در ایرلند شمالی هرگز توافق نمی‌کردند. وی استفاده از ضرب الاجل طرفین را به امتیازدادن ترغیب کرد و فضایی را ایجاد کرد که توافق نهایی را ایجاد کنند. در چنین فضای شدید مذاکره، هر یک از طرفین مایل به موافقت با امتیازات لازم و یافتن نقاط مشترک توافقنامه بودند.

حمایت از میانه‌روها و به حاشیه‌راندن تندروها

اعتدال‌گرایان هرچند که از دید تندروها خائن به هدف‌اند، اما روند صلح ایرلند شمالی نشان می‌دهد که برخلاف میانه‌روها که تمام فرصت‌ها را مد نظر می‌گیرند، تندروها هرگونه فرصت برای دستیابی به صلح را به خطر می‌اندازند. برای کاهش احتمال خطرات، اگر تندروها (کسانی که حاضر به مذاکره نیستند) منزوی شوند، از نظر سیاسی ضعیف می شوند. برعکس باید از کسانی‌که برای صلح ریسک می‌کنند حمایت شود. اعطای ویزا به گری آدامز از ارتش ایرلند شمالی از سوی رییس‌جمهور کلینتون که منجر به اولین آتش‌بس از جانب ارتش ایرلند شمالی شد، می‌تواند نمونه‌ای از این نوع تلاش‌ها در روند صلح ایرلند شمالی باشد.

جان هیوم، برنده‌ی جایزه صلح نوبل به‌عنوان نماینده‌ی میانه‌رو جمهوری‌خواهان که نقش مهمی در روند صلح ایرلند شمالی در توسعه روابط با رهبران شین فین، اتحادیه های اولستر، دولت‌های انگلیس، ایرلند و امریکا داشت، باعث شد نخبگان سیاسی به اندازه کافی برای مذاکره در مورد توافق به یکدیگر اعتماد کنند. روند صلح در ایرلند شمالی تلاش می‌کرد تا فراگیر باشد و نمایندگان هر دو طرف احساس کنند که نهادهای حاکم جدید منافع آن‌ها را نمایندگی می‌کنند.

با وجود ادغام موفقیت‌آمیز بسیاری از جمهوری‌خواهان و طرفداران اتحاد با انگستان در روند سیاسی مسالمت‌آمیز، برخی از جمهوری‌خواهان تندرو هنوز هم صلح را تهدید می‌کنند اما روند برچیده‌شدن و جریان اصلی سیاسی شین فین، خلای سیاسی را برای جمهوری‌خواهان تندرو ایجاد کرده است. و اکنون حاشیه‌نشینی و عدم توانایی آن‌ها در برهم‌زدن روند صلح، بر این اساس استوار است که مردم عام در هر دو جامعه با استفاده از خشونت موافق نیستند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه