سخنان امانوئل ماکرون، رییسجمهور فرانسه، دربارهی تروریسم اسلامی و پیشنهادهایش برای مهار این گونه از تروریسم خشم بسیاری از مسلمانان را برانگیخت. رجب طیب اردوغان، دیکتاتور ترکیه، گفت که ماکرون عقل خود را از دست داده است. رسانههای مجازی پر شدند از واکنشهای تند مسلمانان.
تحلیل امانوئل ماکرون از رشد رادیکالیسم اسلامی در فرانسه دقیق بود. اگر خودمان را بهجای او و حکومتش بگذاریم، پیشنهادهایش برای مهار این رادیکالیسم ویرانگر را نیز نمیتوان بهسادگی رد کرد. مسلمانان افراطی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی و غربی میخواهند برای خود حکومتهای موازی با حکومت مرکزی آن کشورها تشکیل بدهند؛ نوعی امارت اسلامی در دل نظامهای جمهوری آن ممالک. این افراطیان باورهای مذهبی خود را نسبت به هر نظام دیگری از باورها برتر میدانند و ایمان دارند که ویران کردن سیستمهای دموکراتیک و سکولار غربی تکلیف شرعی و اخلاقیشان است. در نظر این افراطیان، آزادی بیان و آزادی عقیده و سایر آزادیهای فردی شهروندان هیچ ارزش و اهمیتی ندارند و باید از زندگی مسلمان و غیرمسلمان برچیده شوند. آرزوی افراطیان مسلمان این است که روزی در فرانسه و ممالک دیگر غربی بهجای نظام دموکراسی حاکمیت شریعت را بنشانند، بهجای ثبات و امنیت آشوب و هرجومرج را، بهجای مدارا شلاق و خشونت را، بهجای آزادی بندگی را، بهجای انتخابات انتصابات را، بهجای رفاه و آرامش فقر و پریشانی را، بهجای عدالت زورگویی را و بهجای علم و پژوهش تلقین و تقلید را.
حال، آیا رییسجمهور یک کشور متمدن و پیشرفته –که سوگند یاد کرده از قانون اساسی و امنیت مردم کشور خود دفاع کند و حامی ارزشهای مدرن جامعهی خود باشد- میتواند بهسادگی تسلیم امارت اسلامی افراطیان شود؟ اگر نه، چه کار باید بکند؟ امانوئل ماکرون (و هر رهبر دیگر در کشورهای متمدن) هیچ چارهای ندارد جز اینکه با تشکیل حکومت موازی اسلامیستهای رادیکال مقابله کند. او نمیتواند –و نباید- بنشیند و تماشا کند که تروریستهای خشکمغز شهروندان کشورش را در کوچههای پاریس سر ببرند و حکومت وحشت و ترور برپا کنند. «محل آموزش تروریسم»، با هر نامی که روی آن گذاشته شود، مرکزی برای تروریسم است و هیچ حکومت مدبری نمیتواند آن را تحمل کند. وقتی که در مسجدی تمام آنچه آموزانده و تبلیغ میشود این باشد که ما قانون اساسی و ارزشهای مدنی جامعهی فرانسه را قبول نداریم و هر کسی را که مخالف باورهای مذهبی خود بیابیم اعدام صحرایی میکنیم، هیچ دولت مسئولی نمیتواند در برابر چنان مراکزی خاموش بنشیند.
مسلمانانی که از رییسجمهور فرانسه انتقاد میکنند، نگاهی به کشورهای خود بیندازند. تصور کنید که چند نفر فرانسوی در طرابلس یا در کابل و تهران و اسلامآباد و بغداد مراکز پرورش «تروریستهای مسیحی» برپا کنند و علیه نظامهای اسلامی کشورهای مسلمان فعالیت کنند. مسلمانان با آنان چگونه برخورد خواهند کرد؟ اصلا از «پرورش تروریستهای مسیحی» بگذریم. تصور کنید که مسیحیان در کابل، پایتخت کشور ما، فقط یک عبادتگاه مسیحی بسازند و در آن هیچ گونه فعالیت تروریستی هم نکنند. چند نفر افغان مسلمان حاضرند صرف وجود چنان عبادتگاهی را در افغانستان تحمل کنند؟ تصور کنید که یک مسیحی در ایران یک کلمه بر ضد ولایت فقیه بنویسد. چه بلایی بر سرش خواهند آورد؟ آن وقت، وقتی میشنویم که در فرانسه یک مسلمان مهاجر چچنی سر یک معلم فرانسوی را بریده است، میگوییم ماشاءالله کار خوبی کرده است. تازه گریبان رییسجمهور فرانسه را هم میگیریم که چرا به تروریستان میگوید بالای چشمتان ابروست.
رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه، قاتل صدها و عامل آوارگی هزاران کُرد مسلمان در خاورمیانه است. همین آدم، که در ملک خود دیکتاتوری اسلامی برپا کرده، از امانوئل ماکرون انتقاد دارد که با مسلمانان بدرفتاری میکند. اتوریتهی اخلاقی اکثر مسلمانان برای انتقاد از دنیای غرب صفر است. سزاست که تا دهان باز کنیم، تمام جهان بر ما بخندند.
