معصومه جعفری
خسته، کلافه و معترض است. منهاجالدین مادرش را از ولایت لوگر برای درمان به کابل آورده است. ۱۲ روز است که مادرش را در شفاخانه رابعه بلخی بستری کرده، میگوید در تمام این مدت شب و روز را بیرون دروازه شفاخانه سپری کرده است. وقتی منهاجالدین را پیش دروازه شفاخانه رابعه بلخی دیدم، بهتازگی مادرش را که راه رفته نمیتوانست، برای انجام آزمایش گراف قلب به دهافغانان برده بود. با اعتراض میگوید: «داخل شفاخانه آزمایشگاه نیست، اگر هم هست، کار نمیکند.»
شماری زیادی از همراهان بیماران بستری در شفاخانه رابعه بلخی که در فضای بیرون و پشت دروازه به انتظار نشستهاند، از مشکلات در ارائه خدمات شاکی هستند و میگویند ناگزیرند برای انجام آزمایشهای بیمارشان و همچنین گرفتن گراف قلب به بیرون از شفاخانه و عمدتا دهافغانان مراجعه کنند.
مسئولان در شفاخانه رابعه بلخی مشکلات بیماران مراجعهکننده به این شفاخانه را تأیید میکنند، اما میگویند این نارسایی ناشی از سهلانگاری آنها نیست، بلکه بهدلیل کمبود امکانات و مراجعه بیشازحد بیماران به این شفاخانه است.
«به شفاخانهی دولتی میآییم، چون پول نداریم»
منهاجالدین میگوید بهدلیل مشکلات در ارائه خدمات تا کنون هزینهی زیادی کرده است: «ما به شفاخانهی دولتی میآییم چون پول نداریم. اگر پول داشته باشیم شفاخانههای شخصی هم هست.» او که ۱۲ شبانه روز پشت دروازهی شفاخانه سر کرده میگوید، حتا باید خون را از بیرون تهیه کند و در شفاخانه چنین بخشی نیز وجود ندارد. خدمات صحی در شفاخانههای دولتی افغانستان رایگان است.
بشیراحمد از شهروندان کابل که بیمارش در شفاخانه رابعه بلخی بستری است، میگوید منصفانه نیست که بیمار برای انجام آزمایش یا گراف قلب چند منزل را پایین آمده و برای معاینه به مراکز دیگر فرستاده شود: «مسئولان بیایند و از نزدیک ببینند که چه وضعیت است. مریضها را به دهافغانان میفرستند. شفاخانه باید گراف قلب، گراف خون و معاینات را در داخل انجام دهد.»

در میان همراهان بیمار که در بیرون نشستهاند، مرد سالمندی نیز از ولسوالی نومیش ولایت هلمند بیمارش را در این شفاخانه آورده است. سه روز است بیمارش بستری است و خود در پشت دروازهی شفاخانه روز و شب را سپری میکند. میگوید چون مردان اجازهی ورود به بخشهای زنان را ندارند، مجبور شده یک نفر را برای پایوازی بیمارش در شفاخانه کرایه کند و روزی ۴۰۰ افغانی به او بپردازد. پرداختن ۴۰۰ افغانی کرایهی روزانه برای او که کشاورز است و به گفتهی خودش عاید سالانهاش فقط یکونیم خروار گندم است، کار آسانی نیست. او میگوید اگر چیزی برای مریض نیاز شود، در بلندگو اعلام میکنند و نسخه را گرفته و دوا تهیه میکنند و اکنون برای بیمارش خون ضرورت است و تا هنوز نتوانسته خون پیدا کند.

شفاخانه رابعه بلخی ۲۲۰ بستر فعال دارد که در بخشهای مختلف نسایی ولادی، جراحی داخله و بخش نوزادان خدمات ارائه میکند.
مشکلات بزرگتر از امکانات
معصومه جعفری، معاون سخنگوی وزارت صحت عامه در مورد شکایت از نبود جای برای همراهان بیمار در شفاخانههای دولتی، بهویژه شفاخانه رابعه بلخی و همچنان شکایت از نبود تجهیزات و امکانات آزمایشگاهی در شفاخانه رابعه بلخی میگوید ممکن است در حالت خاصی بیماران بهجای دیگری فرستاده شده باشند، اما همیشه چنین نیست؛ چرا که این شفاخانه دارای تجهیزات آزمایشگاهی است و این خدمات در تمامی شفاخانههای دولتی بهصورت رایگان ارائه میشود.
صدیقه ادیب، رییس شفاخانه رابعه بلخی میگوید این شفاخانه روزانه بیش از ۸۰۰ تا ۹۰۰ مراجعهکننده دارد و ساختمان شفاخانه معیاری نیست و بسیار قدیمی است. او میافزاید زمانی که شمار مراجعان زیاد باشد نمیتوانند رضایت مراجعان را جلب کنند، زیرا مشکلات بزرگتر از امکانات است: «گراف قلب و یا ایسیجی یا سیتیجی مربوط به بیماران داخل بستر است که روزانه نزدیک به ۳۰۰ مراجعهکننده داریم و این شفاخانه نمیتواند برای تمامی کسانی که بهصورت سرپایی مراجعه میکنند این خدمات را عرضه کند.»

رییس شفاخانه رابعه بلخی در مورد عرضهی دارو به بیماران نیز میگوید براساس قانون اساسی خدمات درمانی و توزیع دارو باید بهصورت رایگان به بیماران ارائه شود اما با توجه به نبود امکانات کافی و عدم تخصیص بودجه در این زمینه بیماران مجبور میشوند داروها را از بیرون تهیه کنند.
خانم ادیب میگوید بیماران توقع دارند که دارو به آنها داده شود و تمامی معاینات آزمایشگاهی نیز در داخل شفاخانه انجام شود و بیشترین نارضایتیهای مردم برخاسته از همین امر است.
«این روای خداست؟!»
وقتی برای تهیه گزارش به شفاخانه رابعه بلخی رفتم، بیش از ۵۰ نفر بر روی زمین نشسته و بر دیوارها تکیه زده بودند. برخی نیز از کارتن بهعنوان زیرانداز استفاده کرده بودند و شماری پتو و یا زیراندازی را برای نشستن با خود داشتند. ماه دوم خزان است و هوا سرد است. پایوازان به من گفتند تا زمانی که بیمارشان از شفاخانه مرخص میشود، در بیرون انتظار میکشند.

منهاجالدین میگوید جایی برای همراهان بیمار در داخل وجود دارد، اما روباز است: «شبها بر روی زمین میخوابم. همین دیشب تلفن من و یکی دیگر از پایوازان را دزدیدهاند. بسیار به تکلیفایم. هوا در حال سردشدن است … از روی کراچی چیزی میخریم و حتا برای گرمکردن غذایی که از خانه میآوریم ۲۰ افغانی میدهیم».
فیضلالله از باشندگان ولایت جوزجان که همسرش برای زایمان فرزند چهارماش در این شفاخانه بستری شده، میگوید برای هر مریض دو پایواز نیاز است که یکی در داخل باشد و دیگری در بیرون. به همین خاطر او نیز زن همسایه را برای همراهی همسرش آورده است و خودش سه شبانهروز است پشت دروازهی شفاخانه منتظر است: «همین حالا زن همسایه را به خانهاش رساندم و برگشتم. خودم از داخل خبر ندارم. همسرم عملیات شده و حالش چندان خوب نیست به این و آن عذر میکنم تا از او برایم خبر بیاورند که حالش چطور است و آیا چیزی نیاز دارد یا نه.» این باشندهی ولایت جوزجان میگوید داروها را از بیرون تهیه میکند. این در حالی است که به گفتهی خودش روزی ۳۰۰ افغانی درآمد دارد، اما روزی ۵۰۰ افغانی فقط خرج روزانهاش میشود.

رییس شفاخانه رابعه بلخی در پاسخ به اعتراض همراهان بیماران در این باره میگوید تعمیر این شفاخانه کوچک است و ظرفیت کافی ندارد. با این حال دو پایوازخانهی زنانه و مردانه وجود دارد که بهصورت اتاقهای کانتینری است. او با پذیرفتن مشکلات پایوازان و شکایاتشان آنها را حقبهجانب دانسته و میگوید بارها به وزارت صحت عامه در این باره مکتوب فرستاده شده و راهحلهایی را نیز پیشنهاد کردهاند، اما با توجه به نبود ساحه در این مکان و عدم تخصیص بودجه هنوز در این زمینه اقدامی صورت نگرفته است.

معصومه جعفری، معاون سخنگوی وزارت صحت عامه میگوید در تمامی شفاخانهها جایی برای همراهان بیماران در نظر گرفته شده است. شفاخانه رابعه بلخی با این میزان مراجعهکننده ظرفیت کافی ندارد. با این وجود وزارت در نظر دارد تا راهحلی برای این موضوع بیابد. خانم جعفری میافزاید این وزارت در تلاش است تا در شفاخانهها تغییرات و اصلاحاتی بیاورد و تعمیر شفاخانهها را معیاری کند. اینکه چه زمانی این وعدهها عملی خواهد شد، معلوم نیست. اما فیضالله که سه شبانهروز است در هوای سرد و در پشت دروازه شفاخانه سپری کرده با اشاره به حالت پایوازان که در هوای سرد بر روی زمین نمناک نشستهاند میگوید: «ما میرویم و افراد دیگر میآیند. چند روز دیگر برفباری میشود. روی میدان، این روای خداست؟»
