افغانستان با وجوی که در دو دهه اخیر شاهد پیشرفت و ترقی در بخشهای آموزشی، جامعه مدنی، ارزشهای دموکراتیک و نهادسازی بوده، اما هنوز با چالشهای روزافزون افراطگرایی مذهبی خشونتطلب روبهرو است. گروههای افراطگرای مذهبی خشونتطلب که در گذشته از مساجد و مدارس برای نفوذ ایدیولوژیهای مذهبیشان استفاده میکردند، اکنون بهصورت گسترده از فضای مجازی بهخصوص شبکههای اجتماعی برای ترویج ایدیولوژی جهاد و افراطیت مذهبی استفاده میکنند.
یک پژوهش تازه انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان نشان میدهد که فضای مجازی در افغانستان به میدان جدید نبرد ایدیولوژیکی میان بازیگران مختلف از جمله حکومت، گروههای سیاسی، جامعه مدنی، فعالان حقوق زن و بهویژه گروههای بهشدت افراطی خشونتطلب و محافظهکار تبدیل شده و رسانههای اجتماعی مرکز حیاتی این میدان نبرد را شکل میدهد.
این پژوهش نشان میدهد که گروههای افراطی مذهبی خشونتطلب در افغانستان با الهامگرفتن از تجربهی گروههای جهادی در خاور میانه، بهشکل فعال از رسانههای اجتماعی برای سربازگیری و جنگ رسانهای و اطلاعاتی استفاده میکنند. به عقیده الهام غرجی، نویسندهی این پژوهش، فعالیت این گروهها میتواند بر روند رادیکالسازی آنلاین و تکثیر ایدههای افراطی خشونتگرا در افغانستان تأثیر گسترده داشته باشد. افغانستان یکی از جوانترین کشورهای جهان است که بیشتر از 64 درصد نفوس آن را جوانان زیر 25 سال تشکیل میدهند. این جوانان که بیشترین مصرفکنندهی انترنت و کابران شبکههای اجتماعیاند با مشکلاتی نظیر خشونت دوامدار، فقر گسترده، فساد و بحران سیاسی که شرایط ساختاری برای رادیکالسازی را بهوجود میآورد، دست به گریباناند. در چنین شرایطی، فعالیت گروههای افراطی در انترنت میتواند خطر گسترش افراطیت خشونتطلب را در میان جوانان افغان افزایش داده و دورنمای صلح و ثبات در کشور را با خطر مواجه کند.
یافتههای اساسی پژوهش
این پژوهش توسط الهام غرجی، دانشجوی مقطع دکترای رشتهی سیاست بینالملل در دانشگاه کویمبا (Coimbra) کشور پُرتگال و با حمایت نهاد پژوهشی گروه سیک دیف (SecDev Group)، در کانادا انجام شده است.

در این پژوهش حدود 280 کانال و آدرسهای گروهی مربوط به گروههای طالبان، داعش و شبکههای سلفی خشونتگرا در فیسبوک، تویتر، تلگرام و یوتیوب مورد ارزیابی قرار گرفته است. کانالهای که مورد ارزیابی قرار گرفته شامل حسابهای رسمی و یا حسابهای فعالان رسانهای و سخنگویان گروههای افراطی خشونتگرای مذهبی میشوند. این حسابها که بین هزار تا ۲۵۰ هزار و بیشتر از ان عضو یا دنبالکننده دارند براساس شواهدی دال بر فعالیت هدفمند رسانهای برای ترویج افراطیت و حمایت از گروههای افراطی خشونتگرای مذهبی در افغانستان انتخاب شده و شامل حسابهای شخصی افراد عادی طرفدار این گروهها نمیشود. تمام این کانالها و حسابهای که برای ارزیابی انتخاب شده، به یکی از دو زبان پشتو و فارسی و یا هر دو فعالیت دارند. شماری از آنها مطالبی را نشر میکنند که در آن مخاطبان در ایران، افغانستان، پاکستان و تاجیکستان بهصورت کلی هدف قرار میگیرند؛ مانند بعضی کانالهای سلفی ایرانی و یا کانالهای تاجیکی مرتبط با گروه داعش که یک قسمت مهم مخاطبان آنها را شهروندان افغانستان نیز تشکیل میدهند.
در این پژوهش آمده است که حضور و میزان فعالیت افراطیون مذهبی خشونتطلب در فضای دیجیتالی افغانستان نسبت به آماری که در این پژوهش ارائه شده، به مراتب بیشتر و گستردهتر است و این پژوهش در واقع یک ارزیابی اجمالی از این پدیده بهشمار میرود. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که شبکههای اجتماعی تویتر و تلگرام بهدلیل داشتن ویژگیهای فنی و کاربرد رسانهای بیشتر از دیگر شبکهها مورد استفادهی گروههای افراطی مذهبی خشونتطلب در افغانستان قرار دارند؛ تویتر بهدلیل ویژگی میکروبلاگینگ (نشر مطالب با محتوای کم) و جایگاه آن در پیامرسانی بینالمللی و جنگ اطلاعاتی، و تلگرام بهدلیل داشتن فناوری رمزگذاریشده و قابلیت برقراری ارتباطات امن و مطمئن از محبوبیت نسبی بیشتری بین گروههای افراطی مذهبی خشونتطلب برخوردار است.

از نظر تعداد، بعد از تویتر و تلگرام، بیشترین کانالهای مربوط به گروهای افراطی خشونتگرا در شبکههای اجتماعی فیسبوک و یوتیوب قرار دارد. این آمار البته در سطح کل مطرح است. در سطح گروهی، تفاوت در این خصوص زیاد است. بهطور مثال ۹۰ درصد آدرس های مربوط به شبکههای سلفی در فیسبوک است. با آنکه شبکه اجتماعی فیسبوک بیشترین کاربر را در افغانستان دارد، برخی دیگر از گروههای افراطی، بهويژه طالبان و داعش کمتر از آن استفاده میکنند، چون شبکههای اجتماعی فیسبوک و یوتیوب سیاستهای سختگیرانهتری را برای جلوگیری از نشر محتوای خشونتآمیز و رادیکالیستی عملی میکند.
در پژوهش همچنان آمده که در شش ماه گذشته شبکه اجتماعی تلگرام در سطح گسترده کانالهای مرتبط با گروههای افراطی خشونتطلب را حذف کرده که این اقدام روی میزان فعالیت و شمار کانالهای گروههای افراطی خشونتطلب در آن در فضای مجازی افغانستان هم تأثیر کرده است. اما بررسیهای این پژوهش نشان میدهد که کانالهای حذفشده بعد از چند روز و با استفاده از میکانیسمهای آنلاین و آفلاین نشر و پخش لینک دوباره فعال میشود و بعضی نیز به شبکههای اجتماعی دیگر کوچ میکنند.
بخش دیگری از یافتههای این پژوهش نشان میدهد که گروههای طالبان و شاخه خراسان دولت خودخوانده اسلامی (داعش) دو بازیگر اصلیاند که افراطیت مذهبی خشونتآمیز را در فضای شبکههای اجتماعی افغانستان شکل میدهند. سومین بازیگر فعال تمام شبکههای افراطی سلفی را شامل میشود که در اغلب موارد از کدام گروه افراطی خاصی نمایندگی نمیکنند، اما نقش بسیار مهم و فعالی را در حمایت ایدیولوژیک افراطیت خشونتآمیز در افغانستان بازی میکنند. این سه گروه افراطی خشونتطلب بهصورت مجموعی بیشتر از 2.3 میلیون (دو میلیون و 392 هزار و 165) عضو یا دنبالکننده در چهار شبکه اجتماعی پیشتاز در افغانستان از جمله تویتر، فیسبوک، تلگرام و یوتیوب دارند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کانالهای مربوط به شبکههای افراطی سلفی دارای بیشترین میزان عضویت در فضای مجازی افغانستان است. کانالها و حسابهای مرتبط با این گروه 1.4 میلیون از کل حدود 2.3 میلیون دنبالکننده را در فضای مجای افغانستان به خود اختصاص داده که 90 درصد آن در شبکه اجتماعی فیسبوک قرار دارند.
براساس یافتههای این پژوهش، کانالهای مرتبط با گروه طالبان حدود یک میلیون (925 هزار و 942) از کل حدود 2.3 میلیون دنبالکننده در فضای مجازی افغانستان به خود اختصاص داده که ۶۰ در صد انها در تویتر و ۲۹ درصد در فیسبوک و بقیه ان در تلگرام و یوتیوب حضور دارند.

براساس این پژوهش، کانالها و حسابهای کاربری مرتبط با شاخه خراسان گروه داعش کمتر از پنج هزار دنبالکننده یا حامی دارند که فقط 0.5 درصد کل مطالب نشرشده خشونتآمیز و رادیکال در چهار شبکه اجتماعی پیشتاز در افغانستان به خود اختصاص دادهاند.
در این پژوهش تصریح شده که آمار تعداد کل دنبالکنندگان یا حامیان کانالها و حسابهای کاربری گروهای افراطی خشونتطلب شمار دقیق آن بوده نمیتواند چون یک نفر میتواند در عین حال در هر چهار شبکه، کانالها و حسابهای کاربری مرتبط با گروههای افراطی را دنبال کند. همچنان تصریح کرده است که همهی دنبالکنندگان ممکن در افغانستان نباشند، چون هرکس از هرگوشهی دنیا میتواند کانالها و صفحات مرتبط با گروههای افراطی مذهبی خشونتطلب را دنبال کند.
گروههای افراطگرا از چه استراتژیهای استفاده میکنند؟
گروههای افراطگرای مذهبی خشونتطلب فعال در افغانستان از ترفندها و استراتژیهای متفاوت برای ترویج افراطیت و جذب حامی از میان شهروندان بهخصوص جوانان، استفاده میکنند.
گروه طالبان درشتترین بازیگر افراطی خشونتگرا در فضای مجازی و اجتماعی افغانستان است که ضمن داشتن ویبسایت رسمی به زبانهای فارسی، پشتو، عربی، انگلیسی و اردو، دارای کانالهای زیاد در شبکههای اجتماعی به زبانهای پشتو و فارسی و حتا ازبیکی و روسی است. افراد این گروه تقریبا از تمام شبکههای اجتماعی پیشتاز در افغانستان استفاده میکنند. نشرشدن پروپاگندها و تبلیغات این گروه در تمام شبکههای اجتماعی پیشتاز در افغانستان به چند زبان، این گروه را به فعالترین مهرهی افراطگرای مذهبی خشونتآمیز در افغانستان تبدیل کرده است.
براساس این پژوهش، اولین حساب رسمی مربوط به این گروه در سال 2011 در تویتر ایجاد شد که پس از چندی از طرف این شبکه مسدود شد. یک دهه بعد از تأسیس اولین حساب رسمی طالبان در تویتر، حالا فعالان رسانهای این گروه در شبکههای اجتماعی بهصورت گستره حضور دارند، استدیوی مجازی و نشرات فعال دارند. این یک تغییر بنیادی برای گروهی بهشمار میرود که در دوران تسلطشان بر اکثریت خاک افغانستان رویکرد بهشدت محافظهکارانه و خصمانه در برابر استفاده از تکنولوژی مدرن داشتند،
این تغییر احتمالا در پاسخ به تحولات دموگرافیکی صورت میگیرد که که در مدت 20 سال گذشته و پس از سقوط حکومت طالبان در افغانستان رونما شده است. مهمترین هدف طالبان از استفاده رسانههای اجتماعی جذب نیروهای جدید و کسب مشروعیت اجتماعی و یا پیشبرد جنگ روانی است. بخش مهمی از نشرات این گروه در شبکههای اجتماعی را محتواهای محرک و ترغیبکننده برای جوانان به کنشهای افراطی چون جهاد و شهادت تشکیل میدهد. کانالهای طالبان صدها ساعت فلم مستند، گفتوگو با جنگجویان و تصویرهای انگیزشی را نشر کرده که ضمن تبلیغ و ترویج جهادگری و روحیه استشهادی در میان جوانان، در پی خلق روایت بدیل از جنگ در افغانستان و خلق مشروعیت برای این گروه است. در این تبلیغات، طالبان خود را «یک جنبش ملی آزادخواهی مسلمانان مظلوم» در برابر «اشغال خارجیها» معرفی میکنند و این هسته اصلی روایت طالبان از جنگ جاری و استراتژی بسیجشان را تشکیل میدهد.
شبکه اجتماعی تویتر در میان کاربران رسانههای اجتماعی افغانستان خیلی مروج نیست و نسبت به فیسبوک به مراتب کمتر شناخته شده است، اما بررسی این پژوهش نشان میدهد که فعالان رسانهای گروه طالبان بهگونهی خاصی بیشتر روی تویتر تمرکز دارند؛ چون این گروه بهصورت حسابشده به دنبال تأثیرگذاری روی مخاطبان بینالمللی میباشد. براساس یافتههای این پژوهش، 53 درصد کانالهای مربوط به طالبان در تویتر فعال است. از 180 کانال متعلق به طالبان که در این پژوهش بررسی شده، 70 کانال آن در مدت زمان میان اگست 2018 تا دسامبر 2019 زمانی که مذاکرات صلح میان طالبان و ایالات متحده امریکا در قطر جریان داشت، ایجاد شده است.

در این پژوهش آمده که در زمان مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان، بیشتر فعالان گروه طالبان در تویتر و در مواردی زیادی به زبان انگلیسی مطلب مینوشته و بهدنبال تأثیرگذاری روی مخاطبان بینالمللی بودهاند. با حضور در تویتر و نوشتن به زبان انگلسی، فعالان این گروه بهصورت ضمنی در پی تغییر چهرهی این گروه در نزد خارجیها از یک گروه روستاییهای بیسواد مذهبی و متعصب به گروهی که دیگر با دنیا مدرن بیگانه نیست، نیز بودهاند.
شاخهی خراسان گروه خودخوانده دولت اسلامی (داعش) دومین بازیگر افراطی خشونتگرا در فضای مجازی افغانستان است. گرچند پس از دستگیری رهبری این گروه توسط نیروهای امنیتی افغانستان، آیندهی آن از نظر تشکیلات و ساختارهای فیزیکی با پرسشهای جدی مواجه است، اما از نگاه ایدیولوژیک این گروه همچنان زنده است و فعالیت ان و بهصورت آنلاین همچنان ادامه دارد.
در این پژوهش آمده که تمرکز اصلی این گروه روی شبکه اجتماعی تلگرام است که بیشتر از سوی اعضای تاجیکستانی این گروه مدیریت میشود. فعالان آن در شبکههای دیگر مثل فیسبوک و یوتیوب بیشتر در عقب کانالهای مذهبی سلفی پنهان میشوند. کانالهای این گروه خشنترین و رادیکالترین مطالب را به نشر میرساند. در شش ماه گذشته حذف شمار زیادی از کانالهای مربوط به گروههای افراطی خشونتگرا از سوی تلگرام سبب کاهش در شمار کانالهای مرتبط با داعش در افغانستان شده است.
براساس این پژوهش، محتوای تبلیغاتی این گروه مانند طالبان معطوف به دعوت به جنگ علیه دولت افغانستان، خارجیها و ارزشها و نظامهای دموکراتیک و نیز شیعیان است. اخیرا گروه طالبان هم از نگاه این گروه مردود شمرده میشود.
شاخه خراسان گروه داعش، مانند طالبان از رسانههای اجتماعی برای سربازگیری نیز استفاده میکند. گروههای هدف این گروه را جوانان در افغانستان و آسیای میانه تشکیل میدهند. پس از امضای توافقنامه صلح میان امریکا و طالبان، یک بخش تبلیغات رسانهای این گروه متمرکز بر ایجاد شکاف در میان جنگجویان طالبان و جذب آنها به داعش بوده است. فعالان رسانهای گروه داعش در تلاش است که میان صفوف طالبان رخنه کرده و آنها را جذب گروه خود کنند. گروههای ناراضی طالبان دومین گروه بزرگ محلی پس از سلفیها بودند که در سال ۲۰۱۵ داعش شاخهی خراسان را با طالبان پاکستانی ایجاد کردند.
یافتههای این پژوهش همچنان نشان میدهند که شبکههای افراطی سلفی و وهابی سومین بازیگر فعال در ایکوسیستم رسانهای گروههای افراطی خشونتگرا در فضای مجازی افغانستاناند. با آنکه این شبکهها از کانالهای کمتری نسبت به گروه طالبان در شبکههای اجتماعی برخوردارند، اما از بزرگترین میزان عضویت یا دنبالکننده در فضای مجازی افغانستان برخوردارند. در این پژوهش آمده است که شبکههای سلفی خشونتطلب در کنار تبلیغ ایدیولوژی جهاد علیه دولت افغانستان و همپیمانان غربیاش در پی تحریک احساسات فرقهای در افغانستاناند.
این تحقیق میافزاید که شبکههای سلفی با وجود مخالفت بخشهای مختلف جامعه افغانستان بهشمول امامان حنفی در افغانستان، رو به رشد است. گرچند این شبکهها در اکثر موارد از سازمان مسلح مشخصی نمایندگی نمیکنند، در مواردی شواهدی مبنی بر رابطه با داعش در کانالهای سلفی دیده میشود. براساس این تحقیق، سلفیت افراطی هستهی مرکزی اندیشه داعش را تشکیل میدهد و افراطیون سلفی اولین کسانی بودند که با اولین اعلانات داعش در افغانستان در سال 2015 جذب این گروه شدند.
در این پژوهش آمده که 90 درصد کانالهای مرتبط با شبکههای سلفی افراطی در فیسبوک قرار دارند. کانالهای این شبکهها مانند طالبان و داعش در فضای مجازی مخاطبان خودشان را برعلیه ارزشهای دموکراتیک، آزادیهای مدنی و بهصورت ویژه حقوق زنان تشویق و ترغیب میکنند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در مقابل فعالیت گروههای افراطگرای مذهبی خشونتآمیز در فضای مجازی، جوانان افغانستان بهصورت فعال در عقبراندن آن از فضای مجازی فعالیت میکنند، اما تلاشهای اخیر برای برگرداندن گروه طالبان به قدرت، این فعالان مدافع دموکراسی، حقوق زن و … را با چالش مواجه میکند.
این پژوهش هشدار میدهد که فعالیت گروههای افراطی مذهبی خشونتگرا در فضای مجازی افغانستان بر مشکلات امنیتی و سیاسی در افغانستان خواهد افزود. در قدم اول، فعالیت این گروهها در شرایطی که اکثر مردم بهویژه جوانان با چالشهای جدی از جمله فقر گسترده، فساد، بیکاری، بحران سیاسی-اجتماعی و خشونتهای پایدار روبهرویند، خطر رادیکالیزاسیون را در میان جوانان افزایش میدهد.
در قدم دوم، کانالهای افراطی خشونتگرا در شبکههای اجتماعی به گسترهی نفوذ ایدیالوژیک گروههای افراطی مانند طالبان که قبلا در مناطق دوردست و روستایی نفوذ داشتند در یک سطح وسیعتر در افغانستان کمک میکنند. در قدم سوم، فعالیت این گروهها در فضای مجازی، خصوصا فعالیتهای شبکههای سلفی خشونتگرا در شبکههای اجتماعی باعث تشدید روحیه فرقهگرایی و خلق دینامیکهای جدید منازعه در افغانستان خواهد شد که این امر روی دورنمای صلح و ثبات کشور تأثیر منفی میگذارد.

در قدم چهارم، ترویج افراطیت مذهبی از طریق کانالهای مربوط به گروههای افراطی خشونت گرا در دراز مدت نورمهای مذهبی مبتنی بر مدارای اجتماعی و سیاسی در افغانستان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. این امر با در نظرداشت تضعیفشدن نهادهای سنتی مذهبی در سالهای پسین در افغانستان زمینه را برای نفوذ اجتماعی و رهبری گروهها و قرائتهای افراطیتر از دین در افکار عامه آماده میکند.
با در نظرداشت اینکه حذف کانالهای افراطی از انترنت دشوار است، این پژوهش پیشنهاد میکند که برای جلوگیری از تأثیر فعالیت گروههای افراطی خشونتگرا در فضای مجازی افغانستان، آگاهی عامه از خطرات آنها باید افزایش داده شود و روی امنیت و مصونیت انترنت برای کاربران در افغانستان سرمایهگذاری و کار صورت گیرد. واردشدن جامعهی مدنی به بحث افراطگرایی، تقویت نهادهای مدنی و گروهها و افکار مذهبی میانهرو میتواند در درازمدت به رشد توان و ظرفیت اجتماعی برای مواجهه با مشکل و حل گرایشهای افراطی در کشور کمک کند.
