سید صابر ابراهیمی، پژوهشگر امور افغانستان در مرکز همکاریهای بینالمللی دانشگاه نیویورک
امريكا بعد از نزدیک به دو سال مذاکره با طالبان توانست «توافقنامهی ایجاد صلح در افغانستان» را در دوحه به تاريخ ٢٩ فبروری ٢٠٢٠ امضا کند. انتظار میرفت که امضای این توافقنامه سبب کاهش خشونت و در نهایت ختم جنگ در کشور شود. برخی این سند را بهعنوان «تفاهمنامهی صلح» و يا «معاملهی صلح» میپندارند و برخی از اینکه نتیجهی ملموس به افغانستان بهدست نیامده شاکیاند که چطور میشود به این تفاهمنامه، موافقتنامهی صلح گفت؟ پرسش این است که صلح در کجای این توافقنامه است؟ آیا وضاحتی در مورد صلح در این تفاهمنامه وجود دارد؟ آیا محتوای این سند از خصوصیات یک توافقنامهی صلح برخوردار است یا خیر؟
عنوان توافقنامه میان امریکا و طالبان اینگونه نامگذاری شده است: «موافقتنامه برای ایجاد صلح در افغانستان بین امارات اسلامی افغانستان که توسط ایالات متحده بهعنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمیشود و بهنام طالبان شناخته میشود و ایالات متحده امریکا.» در نخست به صلح سراسری بعد از تحقق شرایط شرحشده در پیمان یادآوری شده است. موضوع مهم چهار پیششرط است که به گمان این موافقتنامه منجر به صلح سرتاسری در کشو خواهد شد. چهار موضوع عمده متشکل است از: آغاز خروج نيروهای خارجی از افغانستان، قطع روابط طالبان با گروههای دهشتافگن مانند داعش و القاعده، آتشبس و کاهش خشونت و گفتوگوهای بينالافغانی که حالا مشروط به آزادی پنجهزار زندانی طالب در بدل هزار نظامی دولت خوانده شده است. مسألهی کاهش خشونت و آتشبس که مهمترین عنصر روند صلح برای مردم اففانستان است به گفتوگوهای بینالافغانی ارجاع داده شده است. البته در جریان مذاکرات امریکا کوشش کرده بود تا طالبان را قانع به آتشبس کند، اما نتوانست به نتیجه مثبت دست یابد. قابل یادآوری است که خبر از ضمیمههای سری نیز منتشر شده که عمدتا روابط امنیتی امریکا با طالبان را در بر میگیرد.
در اصل این موافقتنامه سند امضاشدهی رسمی بین دو جناح درگیر جنگ است. گذشته از جنبه قانونی و اینکه توافقنامه میان یک دولت و یک گروه شبهنظامی امضا شده است، مورد تأیید شورای امنیت ملل متحد نیز قرار گرفته است. بهنظر میرسد طراحان این سند متوجه خطر مشروعيتبخشيدن و رسمیسازی طالبان نيز بودهاند. اينكه در جريان مذاکرات، امريكا تا چه حدی به طالبان مشروعيت بخشيده، بحثی جداگانهای است. اما در متن اين سند به صراحت آمده است كه تفاهمنامه بين امريكا و امارت اسلامی -كه امريكا آن را بهعنوان یک دولت به رسميت نميشناسد- امضا شده است. جملهی كه «امريكا آن را بهعنوان یک دولت به رسميت نميشناسد» به تکرار در هر بند و جملهی كه نياز به ذكر گروه طالبان بوده نیز در این سند ذکر شده است. همچنین در جایی از «تفاهمنامهی صلح» و يا هم «معاملهی صلح» بین طالبان و امریکا ياد نشده است.
تعدادی بر این باورند که نمیتوان این سند را توافقنامهی صلح خواند. داکتر توماس جانسون، استاد در دانشگاه دریایی ایالت کالیفورنیا میگوید مذاکرات صلح بدون آتشبس بیمعنا است. داکتر ویدا مهران، استاد علوم سیاسی در دانشگاه ایکستر بریتانیا میگوید: «من این موافقتنامه را بهعنوان توافقنامهی صلح نه، بلکه سند خروج نیروهای امریکایی از افغانستان میبینم.» یکی از موضوعات کلیدی توافقنامه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان است. البته هر تفاهمنامهی صلح نسبت به شرایط کشور و چگونکی منازعه فرق میکند، اما عموما در قدم نخست محصول موافقتنامههای صلح، آتشبس مؤقتی و يا دایمی است كه در «تفاهمنامهی ایجاد صلح در افغانستان» این موضوع روشن نیست.
مهمتر از همه تفاهمنامههای صلح متشكل از چندين بخش و شامل شرح اقدامات بعدی جهت برقراری صلح سراسری است. از جمله ميتوان از برنامههای ادغام مجدد، خلع سلاح، عدالت انتقالي، مشارکت سیاسی، موضوعات اجتماعی، اقتصادی و انكشافی نام برد. بهگونهی مثال میتوان از موافقتنامهی صلح میان دولت کلمبیا و گروه فارک یاد کرد که شامل شرح موضوعات بالاست و مسئولیت دولت و گروه فارک را در بیشتر از ۳۲۰ صفحه و ۵۷۸ شرط روشن کرده است. در پیمان چهارصفحهای میان امریکا و طالبان مواردی که مستلزم یک تفاهمنامهی صلح جامع برای افغانستان است، گنجانیده نشده است. داکتر نعمت ابراهیمی، استاد روابط بینالمللی در دانشگاه لاتروب آسترالیا گفته کسی که با اوضاع افغانستان و یا هم با ادبیات صلح و جنگ آشنا باشد، نمیتواند بپذیرد که این سند موافقتنامهی صلح است. اخیرا، حملات خونین کابل، ننگرهار و غزنی و دستور تغییر وضعیت نیروهای امنیتی افغانستان از حالت دفاعی به تهاجمی و تشدید جنگ در سراسر کشور، به این امر دلالت میکند.
اما در عین حال برای امریکا و طالبان این سند میتواند توافقنامه صلح و ختم جنگ بین هر دو طرف باشد. آقای خلیل رومان، تحلیلگر موضوعات سیاسی میگوید دو نیرویی که در حال جنگ بودند، حاضر شدند و موافقتنامه صلح امضا کنند. این سند برای واشنگتن یک دستآورد امنیتی بهشمار میرود و آن هم در قالب قطع روابط طالبان با تروریزم بینالمللی که تهدید به امنیت ملی امریکا شمرده میشود. البته یک نوع آتشبس نیز بین امریکا و طالبان بهوجود آمده. طالبان با امریکاییها تعهد کردند که دیگر بر نیروهایشان حملات نظامی انجام نمیدهند و در بدل آن امریکاییها نیز حملاتشان بر طالبان را کاهش دادند. با وجودی که نظامیان امریکایی گفتند در صورت نیاز به نیروهای افغانستان کمکهای اپراتیفی خواهند کرد. برای طالبان نیز این توافق پیروزی خوانده شده و به گفتهی آنان منجر به ختم اشغال میشود. به قول آقای رومان مهمترین بخش یک موافقتنامه صلح این است که طرفها روی یک سلسله تفاهمها موافقه و تعهد به اجرای آن میکنند.
علاوه بر این، موافقتنامههای صلح گام نخست به سمت ایجاد صلح بهشمار میرود. داکتر عمر صدر استاد در دانشگاه امریکایی در کابل میگوید روند صلح حد اقل از سه مرحله کلیدی عبور میکند: ایجاد صلح(peacemaking) ، نگهداری صلح (peacekeeping) و برقراری صلح(peacebuilding) . با وجود روی هم افتادن بعضی موارد روند صلح، مرحله اول ایجاد صلح است که شامل مذاکرات میان گروهای درگیر و رسیدن به یک توافق است. مرحله دوم نگهداری صلح ایجادشده است که در قالب نظارت بر اجرای موافقتنامه از جانب گروهای ذینفع و در برخی موارد منجر به استقرار نیروهای صلح ملل متحد نیز میشود و مرحله سوم برقراری صلح است که متشکل است از اجرای برنامههای تحکیم صلح در چار جوب طرحهای انکشافی، استقرار مجدد و غیره که در اجرای موافقتنامه موثر واقع شود و سبب همسازی در جامعه و جلویگری از سرگیری خشونت شود. موفقیت این روند هم ربط دارد به موضوعات پیچیده سیاسی و منافع گروهای درگیر. میتوان گفت افغانستان فعلا در مرحله اول تلاشها برای ایجاد و یا آوردن صلح قرار دارد.
در کل، توافقنامهی امريكا و طالبان برای هر دو طرف میتواند یک تفاهمنامه ایجاد صلح باشد، اما نه برای دولت افغانستان که شامل مذاکرات نبوده و یکی از طرفهای امضاکنندهی سند نیست. توافقنامه دربرگیرنده مقاصد كليدی امريكا و طالبان بوده و محتوای آن شامل شرایط صلح سراسری در افغانستان نیست. به گفتهی دکتر ابراهیمی به باور برخی گروههای سیاسی امریکا این موافقتنامه منجر به ختم اشتراک امریکا در جنگ با طالبان خواهد شد، اما برای افغانستان فقط میتواند چارچوب ابتدایی برای گفتوگوهای بينالافغانی باشد. توافقنامهی واقعی و جامعتر صلح برای افغانستان میان طالبان، دولت افغانستان و ديگر جناحهای دخیل بعد از اتمام موفقانه مذاكراتی كه تا هنوز آغاز نشده، رقم خواهد خورد. شروع مذاکرات میان افغانها مشروط به آزادی پنجهزار زندانی طالب و هزار زندانی نظامی دولت خوانده شده است. افزایش خشونت از جانب طالبان سبب عکسالعمل تند دولت افغانستان شده اما طرفین درهای مذاکره را باز نگهداشتند و احتمالا کاهش خشونت زمینه را برای گفتوگوها فراهم خواهد کرد.
