فرشته عباسی
تصویر، سربازی از نیروهای ویژه را نشان میدهد با طفل نوزادی در آغوش که از حملهی تروریستان بر یک شفاخانه نجات داده است. تصویر دیگری مادری را نشان میدهد درحالیکه طفل نوزادش را با یک دست محکم گرفته است، بیهوش روی زمین اتاقی در همین شفاخانه افتاده است. کسی هنوز نمیداند، آن طفل و مادرش نجات یافتند یا جان سپردند. این دو صحنهی دردناک از سهشنبه خونین این هفته در افغانستان بود. در یک حمله بر شفاخانه و زایشگاه در غرب کابل که از سوی داکتران بدون سرحد حمایت میشود.
در حملهای دیگر بر مراسم تشییع جنازه یک فرمانده محلی پولیس در ولایت ننگرهار در همین روز دهها تن کشته و زخمی شدند. روز قبلاش طالبان بر یک پاسگاه ارتش در ولسوالی علیشنگ ولایت لغمان حمله کردند و براساس گزارش ها 21 سرباز ارتش را کشتند و 6 تن دیگر را زخمی کردند.
طالبان مسئولیت حمله بر سربازان ارتش را به عهده گرفتند، اما گفتند دو حمله دیگر کار آنها نیست. واقعیت این است که اطلاعات قابل اعتمادی وجود ندارد که نشان دهد کدام حمله کار طالبان است و کداماش نیست. ممکن است حمله بر غیرنظامیان کار گروههای افراطی خرابکار مخالف روند صلح باشد تا روند صلح دولت افغانستان و طالبان را به بن بست بکشانند. این احتمال هم وجود دارد که طالبان پشت این حملهها باشند، به این دلیل که چنین حملهها نمیتواند خیلی مخالف باورهای طالبانی باشد. آنها قبلا نیز چنین حملاتی انجام دادهاند. طالبان میتوانند این حملات را انجام دهند و به آسانی با یک اعلامیه رفع مسئولیت کنند.
نکته قابل نگرانی این است که ادامهی خشونتها دولت افغانستان را که از قبل با مشکلات زیادی دست به گریبان است، بیش از پیش تحت فشار قرار داده و پرتو کمنور صلح را در معرض خاموشی قرار داده است. از حملات و ادامهی خشونتهای طالبان برمیآید که این گروه، به صلح به معنای واقعی آن و گفتوگوی صادقانه با دولت و مردم افغانستان باور ندارد.
طالبان به توافق صلح با امریکا، رهایی زندانیانشان و بحران کرونا به چشم فرصت برای افزایش فشار بر دولت و همین طور تقویت توان نظامیشان میبینند. اگر اتفاقات پس از توافق صلح این گروه با امریکا را مرور کنیم همه چیز نشاندهنده نیت نادرست طالبان در رابطه به صلح است. مقامهای امنیتی افغانستان نیز بارها به وضاحت گفتهاند که عملکرد طالبان پس از توافق صلح این گروه با امریکا نشان میدهد که طالبان در پی صلح واقعی نیستند.
حتا اگر بپذیریم که طالبان پشت حمله به غیرنظامیان نیست پس چه کسی پشت این حملات است؟ دولت با کدام گروه صلح کند تا مردم کشته نشوند؟ اگر دولت افغانستان به رهایی زندانیان طالب ادامه دهد و این افراد رهاشده دوباره به طالبان بپیوندند و به میدان جنگ برگردند و تنور جنگ را داغتر کنند چه؟ چه ضمانتی و جود دارد که این افراد به میدان جنگ برنگردند؟ این سوالها روند صلح و نتیجهبخشبودن آن را با تردیدهای بسیار جدی مواجه میکند.
در سوی دیگر، دولت به جز زندانیان طالب برگ برندهی دیگری در اختیار ندارد، از همین رو به هر حمله طالبان با بیانیه یا دفاع فعال پاسخ میدهد. گروه افراطی مثل گروه طالب اگر احتمال پیروزیاش را با توسل به خشونت ببیند چرا با طرف مقابل که از بنیاد با آن تضاد ایدئولوژیک دارد به گفتوگو بنشیند. اینها متأسفانه واقعیتهای عریان و دردناک در کشوری است که مردم آن سالهاست زیر بار جنگ، خشونت، فقر و فساد خرد و خمیر شدهاند و نوری را در افق آینده زندگیشان نمیبینند.
اگر رهبری سیاسی افغانسان نگاه دوراندیشانهتری داشت از سالها قبل به فکر ایجاد یک جبههی قوی ضدطالب میشد تا امروز بهجای بیانیهدادن، با قدرت در برابر طالبان سخن میگفت و کارتی برای بازیکردن میداشت. اگر حداقل پنج سال گذشته را در نظر بگیریم، زمانی که طالبان سنگرهای جنگشان را تقویت میکردند، رهبران سیاسی افغانستان بر سر مقررکردن و برکنارکردن افراد وابسته به همدیگر جنگ و دعوا داشتند. نتیجهی آن دعواهای کودکانه امروز همین است که حمله طالبان و کشتار سربازان و ارتش را با بیانیه پاسخ دهیم، چون کار بیشتری از ما برنمیآید. این وضعیت بسیار دردناک است، چون مردم نمیتوانند کاری برای تغیر وضعیت بکنند و به ناچار میان گروههای آدمکش و دولتی ناکارآمد گیر ماندهاند و هزینه واقعی این وضعیت را آنها پرداخت میکنند.
بعید است رهبران سیاسی افغانستان بهخصوص دو تیم رقیب انتخاباتی که هشت ماه پس از برگزاری انتخابات هنوز بر سر تقسیم قدرت چانهزنی دارند، درک درست و واقعبینانه از شرایط موجود داشته باشند. اگر چنین نمیبود، رهبری دو تیم رقیب که شریک قدرت در دولت وحدت ملی بودند، برای انتخابات و بحران احتمالی آن چارهای از قبل میاندیشیدند. اگر ظرفیت رهبری در رأس دو تیم مدعی قدرت وجود داشت، آنها بهجای گلاویزشدن با همدیگر فکری برای روبهروشدن با طالب و چارهای برای انسجام جبههی ضدطالب و تیم گفتوگوکننده میکردند.
متأسفانه اکنون نیز امید زیادی از رهبری سیاسی افغانستان وجود ندارد. عملکرد گذشتهی رهبری سیاسی افغانستان نشان از خرابی اوضاع در آینده دارد. هیچ معجزهای رخ نخواهد داد مگر اینکه رهبری سیاسی از منافع تیمی عبور کند و با نگاه وسیعتری به روند صلح سروسامان بهتری بدهد و جبههی متحدی در برابر طالبان ایجاد کنند. ادامهی آشفتگی موجود فقط به منافع طالبان و گروههای همسوی آنان خدمت میکند.
