رحمتالله نبیل، رییس پیشین ریاست امنیت ملی افغانستان
ممکن چیزهای زیادی را به عاریت و امانت گرفت، ولی در این میان تنها چیزیکه نمیتوان به عاریت گرفت اقتدار یک کشور و یک ملت است. میدانید که هیبت و صلابت یک کشور و یک ملت فقط اقتدار آن است و هیچگاه نمیتوان با اقتدار عاریتی و مصلحتی ثبات یک کشور را تضمین کرد. یک دولت مشروع اقتدارش را از مردم و ملتاش بهدست ميآورد و مردم بهحیث پشتیوانهی محکم و مستحکم دولت را تشکیل میدهد.
اما، متأسفانه آنچه این روزها میبینیم، سران حكومت بدون اينكه بدانند و يا بخواهند بدانند كه در كشور و پیرامون آن چه ميگذرد، فقط آنها دو مصروفيت عمده دارند: یکم- تقسيم چند قرص نان آغشته بهخون سربازان و دوم- تقسيم و حفظ چند موقف عاريتى حکومت براى خود و هواداران خود.
اين وضعیت در حالىست كه به نمايندگی از مردم و ملت افغانستان دكتر خليلزاد روى سرنوشت و آيندهی مردم ما با پاكستان و دیگر كشورها صحبت و مذاكره میکند و اسم این را هم گذاشتهاند «صلح بينالافغانى». در اینجا میتوان گفت که اگر آقای خلیلزاد اینقدر درست برای ما میاندیشیدند در کنفرانس بُن تصمیم درست میگرفتند تا ما در چنین وضعیتی امروز قرار نمیداشتیم.
تاریخ گواه است که ما زمانی به اقتدار مشروع و بالاخره به حاكميت ملى و صلح دايمى بهمعنای واقعی رسيده میتوانیم که افغانها خود بر سرنوشت خود حاكم شوند و از حيله و خدعه، جهت كسب اقتدار عاريتى و مصلحتی به كمك ديگران بپرهيزند و خود احساس مالكيت بر سرنوشت خود کنند. باید اذعان داشت که احساس مالكيت به معنای دشمنى با هیچ كشور ديگرى نيست، بلكه حق و ضرورت ما است. حاكميت و اقتدار یک دولت هیچگاه و به هیچ صورت در تقسيم چند کرسی و موقف مؤقت دولتى بين چند رهبر و نيمچهرهبر بهنام قوم و زبان بهدست نمیآید.
تا امروز هر جا بحثى از غرور، افتخار، ایستادگی، صبر، مقاومت، شكيبايى و دلاوری به میان آمده، نام افغانستان و مردم فداكارش با اين مفاهیم ارزشمند گره خورده، اما آنسوتر حاکمان و پیشگامان سیاسی افغانستان هميشه اين ارزشهای والا را در مقابل كسب قدرت عاريتى و موقتیشان در خفا و دور از انظار مردم به معامله گرفتهاند و میراث بدی از خود بهجا ماندهاند.
بدون ترديد كه کشور عزیز ما در یک منطقهی ساده و صادق قرار ندارد، بلکه ما در منطقه و جغرافیای حساسی با همسایگان حريص و توسعهطلب زندگی ميکنیم و این سبب شده است كه هميشه در فضای پر از آشوب و توطئه باشیم. ما زمانى در اين منطقه سرافراز زندگی میتوانیم كه اقتدار مشروع نظام و دولت برخاسته از ملت واحد را داشته باشيم. در اطراف ما در طول تاريخ هميشه قدرتهای متجاوز قرار داشتهاند ولى افغانستان در سایه قدرت و اقتدار مشروع توانسته بود در اين منطقهی پر از چالش، منحيث يك كشور باصلابت و داراى حاكميت ملى تعریفشده با وجود فقر و تنگدستی عرضاندام كند. بدبختى ما زمانى آغاز شد كه رهبران و حاکمان افغانستان جهت كسب و حفظ قدرت غيرمشروع به مداخلات همسايگان و ديگران اجازه دادند و گذاشتند دیگران برای ما تعیین سرنوشت کنند.
تجربهی چهل سال اخیر به ما نشان میدهد كه ما نباید به دنبال اقتدار عاریتی و زودگذر در لای منافع دیگران باشیم و از سوی همسايهها و قدرتهای بزرگ، بهجای یک نظام دارای اقتدار و صلابت چیزی شبیه یک رژیم نامشروع را در افغانستان داشته باشيم. ما حرفمان را همواره صریح بیان میداریم و هرگاه در رأس نظام باشیم، به جز نیروی خودی و مردمی به هیچ قدرت بیرونی اجازهی تعیین سرنوشت را نمیدهیم.
گرچه بسیار دهد شاد نبایدت شدن
بهعطاهاش که جز عاریتی نیست عطاش
ناصر خسرو

د افغانستان جیو ستراتیژیک موقعیت (د لر او بر د زور ازموینې او نفوذ میدان) او طبعي زیرمې د افغانستان د بې ثباتۍ عمده لامل دی.
ګاونډیان او زموږ مشران په دې اړه هیڅ رول نلري، فقط پروژې عملي کوي.