از سرگیری حملات موشکی پاکستان بر مناطق شرقی افغانستان و پاسخ متقابل اردوی ملی، اکنون عملا دو کشور را در آستانهی یک رویارویی جدی قرار داده است. پس از موشکپراکنیهای نظامیان پاکستانی، چندین گروه اردو و پولیس ملی در مناطق شرقی کشور جابهجا شدند و برای پاسخ محکم به نظامیان پاکستانی، اعلام آمادگی کردند. بحثهای دوامدار حملات راکتی پاکستان، کم کم به رویارویی نظامی رسمی دو کشور همسایه تبدیل شده و لحن دیپلماتیک دو کشور، جایش را به ادبیات ستیزهگرایانه میدهد. هم اکنون افکار عمومی در دو کشور، خصوصا در افغانستان، بهشدت ملتهب بوده و جو حماسه و مقاومت در برابر پاکستان بر فضای عمومی افغانستان مستولی شده است. با حوادثی که اتفاق میافتند و روندی که در دیپلماسی بینتیجه و به بنبست رسیدهی کابل و اسلامآباد جاری است، از اشتعال یک جنگ جدی و پرهزینه، فاصلهی چندانی نداریم. اکنون پرسش این است که ادامهی این وضعیت، یا وقوع یک جنگ تمامعیار، چه پیامدهایی را برای دو کشور بهبار خواهد آورد؟ این رویارویی چه هزینهها و خطرهایی بر افغانستان تحمیل میکند و چه فرصتهایی را خلق میکند؟ چون هر جنگی، ضمن اینکه تخریب، وحشت و دهشت را بهبار میآورد، فرصتی را برای دگردیسی ساختارها و معاملات سیاسی کهنه و فرسوده نیز فراهم کرده و امکان طراحی یک معادلهی جدید و ساختار نوین را نیز میسر میسازد. بنابراین، تداوم این روند، یا اشتعال یک جنگ علنی محدود یا گسترده، میتواند فرصتها و پیامدهای زیر را برای افغانستان بهبار آورد.
1. پیش از هرچیز دیگر، این وضعیت، فرصت دگردیسی ساختار و معادلات سنتی و فرسودهی گذشته در افغانستان و پاکستان را فراهم میکند. افغانستان اگر نتواند معادلات سیاسی منطقه و افغانستان را تغییر دهد، حداقل زمینههای ذهنی و روانی دگردیسی این ساختارها و معادلات را در میان مردم افغانستان فراهم میکند.
2. با تداوم این روند، یا اشتعال یک جنگ احتمالی، پاکستان بنیادگرایی و افراطگرایی را به عنوان حربهی استراتژیک در قبال افغانستان از دست میدهد. این حربه صرفا در سیاست حسن همجوارانه و مناسبات نورمال دو کشور امکانپذیر است. یعنی زمانی این حربه مؤثر و قابل استفاده میباشد که ذهنیتهای مردمی در مناطق جنوب و شرق کشور، همسو یا حداقل بیمسئله با پاکستان باشند. در شرایطی که ذهنیتها در این مناطق علیه پاکستان باشند، این کشور نمیتواند از این ابزار در افغانستان استفاده نماید.
3. تنش یا رخ دادن یک جنگ احتمالی با پاکستان، ملیگرایی افغانی را زنده کرده و ذهنیت دشمنی با پاکستان را در میان مردم افغانستان گسترش میدهد. ملیگرایی افغانی در حال حاضر در دشمنی با پاکستان تعریف شده و اشاعهی این امر در میان مردم افغانستان، امکان هرگونه نفوذ و دخالتهای سیاسی پاکستان در افغانستان را از بین میبرد. رویداد «گوشته» که سال گذشته اتفاق افتاد و حوادثِ پس از آن، موج گستردهی دشمنی با پاکستان را در میان مردم و خصوصا نسل جوان ایجاد کرد و ذهنیت را برای بسیج ملی در برابر مداخلات پاکستان آماده ساخت. بنابراین، تداوم این روند، ملیگرایی افغانی را که در دشمنی با پاکستان تعریف میشود، افزایش میدهد.
4. با گسترش این نوع ملیگرایی و اشاعهی ذهنیت دشمنی با پاکستان، زمینههای نفوذ و دخالتهای فرهنگی و مذهبی پاکستان در افغانستان بسته شده و کشورِ همفرهنگ و هممذهب، به دشمن متجاوزی تبدیل میشود که همه از آن نفرت خواهند داشت.
5. تداوم این وضعیت، ذهنیتهای مردم افغانستان را برای امضای موافقتنامهی امنیتی با امریکا و ایجاد پایگاههای نظامی دایمی این کشور در افغانستان فراهم میسازد. تاکنون ذهنیتهای مردم و خصوصا گروههای مذهبی و محافظهکار برای امضای این سند و ایجاد پایگاههای نظامی آماده نبوده و آن را مغایر حاکمیت ملی و حسن همجواری با کشورهای همسایه میپندارند؛ اما اکنون ترس از تجاوز بیرونی و لزوم دفاع محکم از تمامیت ارزی افغانستان، ذهنیتهای اجتماعی را برای امضای این سند فراهم ساخته است.
6. تداوم این روند، به هیچوجه بهنفع پاکستان نیست. رهبران پاکستان نیز با درک این امر، تلاش خواهند کرد از وقوع یک جنگ جدی یا ادامهی روند موجود، جلوگیری نمایند. استراتژیستها و سیاستمداران در صورت قطعیت نیروهای امنیتی افغانستان مبنی بر پاسخ مشابه به پاکستان، حملات موشکی را متوقف خواهند کرد. چون در صورت رویارویی رسمی دو کشور، پاکستان تمامی ابزارهای استراتژیک خود در افغانستان را از دست میدهد.
