‪نخبگان سیاسی و سرنوشت دولت‌سازی در افغانستان ‬‬

اطلاعات روز

جاوید جاوید

افغانستان یکی از کشورهای توسعه‌نیافته است. این کشور در تاریخ معاصرش دست‌کم در دوهه‌ی اخیر، شاهد تلاش‌های دولت‌سازی و در تقلای گذر از معرفت‌شناسی سنتی به مدرنیته بوده، اما این تلاش‌ها همواره با شکست و دشواری‌ها روبه‌رو شده است. انتخابات ۲۰۱۹ و پس‌لرزه‌های آن یکی از فراز و فرودهای است که روند دولت‌سازی در افغانستان با ان روبه‌رو است. علت این شکست و ریخت‌های دولت‌سازی چیست؟ چرا افغانستان به رفاه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نمی‌رسد؟

در پیوند به علت‌یابی پرسش‌های مطرح‌شده عوامل گوناگونی چون عوامل جغرافیایی، فرهنگی، اقتصـادي، سـیاسـی، تاریخی و عوامل خارجی مطرح شده است. طوری که دیده می‌شود تلاش‌هاي دولت‌سازی و نوسازی در دو دهه‌ی اخیر در افغانســتان از بالا به پایین بوده و از سوی نخبگان سیاسی انجام شده است. به‌رغم نقش نســبی عوامل یادشــده‌ی هفتگانه، نقش نخبگان سیاسی در شکست‌هاي دولت‌سازی در افغانستان برجسته به‌نظر می‌رسد؛ به همین علت در این یادداشت، به‌صورت اجمالی نقش نخبگان سـیاسـی در شـکسـت دولت‌سازی در افغانستان بررسی می‌شود.

نگاه تئوریک

اصل اساسي نظريه نخبه‌گرايی اين است كه تاريخ سياست، تاريخ سلطه‌ی ‌نخبه اسـت. گائتانو موسكا نظریه‌پرداز سیاسی ایتالیایی می‌گوید در همه جوامع از جوامعي كـه كم‌تـر توسعه یافته تا جوامعي كه توسـعه‌يافتـه و قدرتمندنـد، دو طبقه از مردم حضور دارند: طبقه‌ای كه حكومت مي‌كنند و طبقه‌ای كـه بـر او حكومـت مي‌شود. اولی كه اغلب در اقليت است تمام كـارويژه‌هـاي سياسـت را در اختيـار دارد، قدرت را قبضه مي‌كند و از تمامي امتيازات قدرت بهره مي‌برد، درحالي‌كه طبقـه‌ی دوم كـه اكثريت است، توسط اولـي كنتـرل و هـدايت مـي‌شـود. تئوریسن‌های کلاسیک نخبه‌گرایی چون ويلفردو پاره تو، ربرتو ميخلز، ماكس وبر و همچنان نظریه‌پردازن جدید چون شومپتر، میلر و دال باور دارند که تمركز قدرت در جوامع مختلف در دست مجموعه‌ی كوچكي از نخبگـان است.

چارلز رایت میلز کتابی دارد به‌نام «نخبگان قدرت». او در این کتاب به نخبگانی اشاره می‌کند که بر توده‌های اجتماعی اعمال قدرت می‌کنند. میلز نخبگان قدرت را شبکه‌ی پیوسته می‌داند که به‌واسطه علایق و منافع شخصی و ساختاری به هم پیوند خورده‌اند.

در فلسفه‌ی سیاسی و جامعه‌شناسی، نخبگان به بخش برگزیده‌ی یک جامعه گفته می‌شود؛ گروه کوچکی که با قرارگرفتن در رأس اجتماع، دارای قدرت سیاسی و امتیازات دیگر هستند.

نخبگان سیاسی افغانستان

با این حال، روند دولت‌سازی در افغانستان همواره با نزاع نخبگان سیاسی سمت‌وسو گرفته است. لجاجت و شماتت نخبگان در دوهه‌ی اخیر مسیر دولت‌سازی را کند کرده است. جدال نخبگان سیاسی بر تقسیم وزارت و ریاست همواره مانع دولت‌سازی بوده است. اگر نخبه سیاسی از حلقه‌ی قدرت بیرون بماند، حکومت و دولت فاسد، انحصارطلب و فاشیست می‌شود. این نخبگان سیاسی پس از معامله با نخبگان بر سر قدرت همکاسه می‌شوند و تبدیل به مدافعان همین انحصارطلبان و تمامیت‌خواهان می‌گردند. بنابراین روند دولت‌سازی با چالش روبه‌رو می‌شود و قانون اساسی و ارزش‌های دیگر حقوقی همواره برای اقناع این نخبگان سیاسی تغییر کرده است. مثلا اگر به موضع‌گیری‌های قبل و بعد از انتخابات دکتر غنی و داکتر عبدالله در برابر نخبگان سیاسی چون عبدالرشید دوستم، عطامحمد نور و حنیف اتمر و دیگران نگاه کنیم، دیده می‌شود که بیش‌تر این موضع‌گیری‌ها مقطعی و با رویکرد معطوف به قدرت و مقام بوده است. خودی‌ها برای مدتی شخصیت ملی می‌شوند و بعد از متارکه‌ی سیاسی از شبکه‌ی همسو به دیگری تبدیل می‌شوند و از انقلاب و دندان‌کشی سخن به میان می‌آید و این دور باطل و این حلقه‌ی خبیثه ادامه می‌باید.

پیاده‌نظام نخبگان سیاسی

از سویی هم نخبگان سیاسی دارای هواداران و طرفدارانی سرسپرده‌ای هستند که نخبگان را در شرایط مختلف حمایت می‌کنند. در مقابل، نخبگان قدرت هم از این گروه‌ها حمایت می‌کنند تا در گسترش قدرت، هژمونی و سلطه‌ی نخبگان نقش فعال بازی کنند. نخبگان قدرت در افغانستان، دارای شبکه‌ها و حمایت‌گرانی هستند که این هواداران با فریب توده در تلاش جلوه‌دادن این نخبگان به‌عنوان شخصیت‌های محلل مشکلات و مدافع حقوق تهی‌دستان و مظلومان هستند. این هواداران از حد و مرزهای اخلاقی و سیاسی می‌گذرند و در پشتیبانی از نخبگان سیاسی خود چنان جان‌فشانی می‌کنند که پس از مدت مورد طعن و لعن خودشان قرار می‌گیرند و غزل مولوی زمزمه می‌کنند: زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.

این حمایت‌گران از راه‌های مختلف چون، رسانه‌های جمعی (تلویزیون، فیس‌بوک تویتر و …) در رسیدن نخبگان قدرت به اهداف‌شان نقش بازی می‌کنند. در ادبیات متداول سیاسی افغانستان از این گروه‌ها به‌نام‌های مختلف چون «فیس‌بوک چلوونکی» یاد می‌شوند. در این میان مردم هیزم سوخت و ابزار نخبگان سیاسی است که در برابر رقیبان استفاده می‌شوند.

مردم؛ هیزم سوخت

انتخابات‌های افغانستان نقش نخبگان سیاسی را به‌عنوان یک عامل بازدارنده بر سر راه دولت‌سازی در افغانستان، تقویت می‌کند. انتخابات‌های ۲۰۰۹، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ نشان داد که تنش اصلی بر سر قدرت و ثروت میان نخبگان سیاسی کشور است. توده (مردم) هیزم سوخت این کشمکش‌ها بوده است. نخبگان سیاسی برای رسیدن به قدرت مفاهیم و ارزش‌های حقوق بشری چون، عدالت اجتماعی، حقوقی سیاسی، مدنی را سر می‌دهند و در صورت رسیدن به قدرت سخن از مدینه‌ی فاضله می‌زنند، اما پس از مدتی از ارزش‌هایی که می‌گفتند، پا پس می‌کشند و با گرفتن سهمی در کنج خوان ثروت و قدرت سیراب می‌شوند و همه چیز را فراموش می‌کنند. اگر به تنش‌های سیاسی کنونی هم نگریسته شود، دیده می‌شود که ریشه‌ی اصلی منازعه، قدرت و ثروت میان نخبگان سیاسی فرصت‌طلب است، نه توده‌ها. یک فرد معمولی بلخی با یک پکتیایی و یک هراتی با یک پنجشیری و یک بامیانی با یک بدخشانی منازعه و جنجالی ندارد؛ حتا اگر گاهی صف‌بندی‌های قومی و سمتی در تحولات کلان سیاسی کشور اتفاق می‌افتد، ریشه‌ی آن در اختلاف‌های نخبگان سیاسی و قدرت است. اگر شما به تیترهای روزنامه‌ها و به سرخط خبرهای ساعت شش نگاه کنید، پشتون، تاجیک هزاره و ازبیک چی توقع دارند؟ چی می‌خواهند؟ همین که با هم جور بیایند. تفاهم کنند.

امیدواری

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، نخبگان قدرت در تحولات کشورهای جهان سوم و مسأله دولت‌سازی نقش تعیین‌کننده دارند. تحولات سیاسی دو دهه‌ی اخیر افغانستان راوی نقش برجسته‌ی نخبگان سیاسی است. حتا بیش‌تر منازعات تاریخ نیم قرن اخیر افغانستان ریشه در منازعات نخبگان سیاسی قدرت دارند تا میان توده‌ها. پس یکی از راه‌های بیرون‌رفت از شکست‌های پی‌هم دولت‌سازی -با آن‌که دشوار است، اما ناممکن نه- اتحاد نخبگان سیاسی سنتی برای منافع معقول و کلان‌کشوری است. افزون بر این، فعال‌شدن نهادهای مدنی و حضور گسترده و آگاهانه‌ی مردم در تصامیم سرنوشت‌ساز در حوزه سیاست، می‌تواند شکست‌های متواتر دولت‌سازی را در افغانستان به پیروزی مبدل کنند و امید‌واری‌ها را برای ایجاد افغانستان باثبات و توسعه‌یافته بیش‌تر کند.

+++

«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و به‌ویژه میان مالک و مستأجر راه‌اندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانه‌های مسکونی می‌خواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالی‌که می‌دانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام داده‌اند، تأکید می‌کنند که کرایه‌های ماهوار خانه‌ها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آن‌را با دوستان خود شریک سازید:

https://daadkhah.org/petition/hamdeli-campaign-afghanistan-covid-19-by-etrooz/?fbclid=IwAR2H-WMltT1Kg7–aFbDhDIe-UqTfAIFFLNzFyTfqJiuawVqKW4e8CtDso8

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه