کرونا دلخوشی‌هایم را برده، اما امیدم را نه

اطلاعات روز

وحید جازم

تماشای فوتبال و پیروزشدن تیم مورد علاقه‌ام، انجام کارهای روزمره خبرنگاری، نشستن ساعتی پای صحبت چند دوست صمیمی و دیدن لبخند مادرم مهم‌ترین دلخوشی‌هایم بود. کرونا فوتبال را تعطیل کرده؛ از دوستان دورمان کرده؛ کارهایم را با چالش‌های فراوان روبه‌رو کرده و مهم‌تر این‌که لبخند مادرم را ازش گرفته است. مادرم حالا نگران بیرون‌رفتن همه‌روزه‌ی من است و من نگران سن و ضعیف‌بودن مقاومت بدن مادر.

چندی پیش که میان آمریکا و طالبان توافق‌نامه‌ی صلح به امضا می‌رسید، هرچند نگران مبادای از دست‌رفتن آزادی‌های دو دهه پسین بودم، اما از سویی هم خوش بودم که شاید به آن آرزوی دیرینه (صلح) برسیم و سرزمین بودا، نورستان پر از درخت، ننگرهار همیشه‌بهار، دیار مولا علی، دره‌های بدخشان و بلندای پامیر را ببینیم و بگردیم.

کم‌کم به دوره‌گردی در افغانستان امیدوار می‌شدم که خبرهای ناامیدکننده‌ای از چین می‌رسید. در آغاز این ویروس را جدی نمی‌گرفتم. گمان می‌کردم ما کجا چین کجا. روزی یک دوست ویدیویی از شهر ووهان با تیتر «شهر وحشت» برایم فرستاد که به‌طور کل قرنطین شده بود و کسی در آن دیده نمی‌شد. از همان لحظه ترسی در دلم افتاد.

شهر هرات، ووهان افغانستان

از یک‌ونیم ماه به این‌سو شکل زندگی و کارمان در هرات فرق کرده است. دیگر مردم کم‌تر بیرون می‌شوند. اگر بیرون شوند، تلاش می‌کنند کسی آنان را نبیند. پولیس جاده‌ها را بسته است، جاهای مزدحم مانند پارک‌ها، هتل‌ها و کافه‌ها را نیز. حالا احساس می‌کنم شهر ووهان چین چرا خالی بوده و چه وحشتی داشته است. وقتی شهر هرات و جاده‌هایش را می‌بینم، یاد آهنگ «شهر خالی» امیرجان صبوری که او هم اهل همین شهر است می‌افتم.

ده‌ها تغییر را باید برای زنده‌ماندن انجام دهیم. خیلی‌ها اما توانایی انجام چنین کارهای را ندارند. در هفته‌ای که گذشت کارگرانی را دیدم که چند روز پس از وضع قیود روزگردی از بیکاری و گرسنگی به ستوه آمده بودند و مقابل دروازه اداره محلی هرات تجمع تشکیل داده بودند. آن هم زمانی که تجمعات ممنوع بود. از کرونا ترسی نداشتند. تمام دغدغه‌شان پیداکردن پولی بود تا بتوانند شکم گرسنه خانواده‌شان را سیر کنند. پیرمردی از میان جمع گفت اگر کرونا نکشد، گرسنگی می‌کشدش. دیگری از وسط صدا بلند کرد و گفت دولت باید چاره بسنجد. جوانی هم می‌گفت اگر گرسنه بمانیم مجبوریم از هر طریق ممکن پول پیدا کنیم.

قضیه برای آدم‌های متمول متفاوت است. آنان ماسک، دستکش، ژل و مایع ضد عفونی استفاده می‌کنند. گاهی در خانه می‌مانند و گاهی هم با موتر شخصی به تفریح می‌روند. ولی برای فقرا وضعیت نگران‌کننده است.

معتقدم که تجربه‌ی روزهای سخت ما را در برابر دشواری‌ها مقاوم‌تر می‌کند. باید تحملش کنیم. در عین حال تلاش متحدانه برای آینده‌ی بهتر انجام بدهیم. برای من امید اخرین چیزی‌ست که از بین می‌رود. به روز خوشی و شادی پس از این ایام غم امید دارم.

***

زندگی در دوره‌ی کرونا؛ باهم این دوره را بنویسیم

در سال 1900 در کابل وبا آمد. مرض واگیر و مهلکی که هر چند سال یکبار می‌آمد و هر بار، طی سه-چهار ماهی که دوام می‌کرد، جان آدم‌های بسیاری را در شهر می‌گرفت. دلیل اصلی شیوع مکرر مرض هم آب رودخانه‌ی کابل بود که مردم از آن هم در شست‌وشو استفاده می‌کردند و هم در پخت‌وپز.
ما این حادثه را می‌دانیم به‌دلیل این‌که فرنک مارتین، کارمند انگلیسی دولت، تمام این‌ها را دید و بعد در کتاب خاطرات خود نوشت. ساکنان کابل اما هیچ سند مکتوبی از وحشت وبا در آن سال‌ها از خود بر جای نگذاشته‌اند. چه بسا فجایعی که در تاریخ ما اتفاق افتاده و امروز یا ما آن‌ها را به یاد نداریم و یا وارونه به یاد داریم.
در این روزها که ویروس کرونا دنیا را درنوردیده و به یک بلای عالم‌گیر بدل شده است، برخی مورخان پیشنهاد کرده‌اند که مردم تجربیات شخصی‌شان را ثبت کنند تا سندی باشد برای آیندگان.
ما در حال زندگی‌کردن یک لحظه‌ی مهم تاریخی هستیم و مشاهدات شخصی ما سند باارزشی برای فهم این لحظه در آینده خواهد بود.
ثبت مشاهدات شخصی به‌خصوص در افغانستان مهم است؛ جایی که هم ملت نانویسا است و هم دولت. به همین دلیل، آیندگان ما درباره‌ی حوادث این روزها به معلوماتی که توسط شاهدان عینی ثبت شده باشد، دسترسی محدود خواهند داشت؛ درست همان‌طور که امروز ما به سختی می‌توانیم معلومات قابل اعتمادی درباره‌ی حوادث بزرگ قرون گذشته پیدا کنیم.
بی‌گمان، روزنامه‌ها به مثابه تاریخ مکتوب یکی از گزینه‌های اصلی و بی‌بدیل برای ثبت این تجربه‌ها است. بنابراین از شما مخاطبان گرامی دعوت می‌کنیم از تجربه‌‌های شخصی خود، از تغییرات و تأثیراتی که این بیماری همه‌گیر در زندگی شخصی و کاری، خانوادگی و اجتماعی‌تان آورده، از بیم‌ها و امیدها و از سختی‌ها و نگرانی‌های که با آن درگیرید و از آنچه در اطراف و محل زندگی‌تان می‌بینید، از طریق ما برای آیندگان روایت کنید.
روزنامه اطلاعات روز یادداشت‌ها، تجربه‌ها، چشم‌دیدها و روایت‌های شما را منتشر می‌کند.
[email protected]

+++

«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و به‌ویژه میان مالک و مستأجر راه‌اندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانه‌های مسکونی می‌خواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالی‌که می‌دانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام داده‌اند، تأکید می‌کنند که کرایه‌های ماهوار خانه‌ها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آن‌را با دوستان خود شریک سازید:

https://daadkhah.org/petition/hamdeli-campaign-afghanistan-covid-19-by-etrooz/?fbclid=IwAR2H-WMltT1Kg7–aFbDhDIe-UqTfAIFFLNzFyTfqJiuawVqKW4e8CtDso8

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه