اسماعیل یوسفی
روزهای اول سال ۲۰۲۰ میلادی که خبر شیوع ویروس جدید در چین به دنیا مخابره شد، من در چین با استفاده از رخصتیهای زمستانی به بیجینگ رفته بودم. گسترش سریع بیماری و افزایش آمار مبتلایان سبب شد تا دولت چین به سرعت اقدام کند و مکانهای تاریخی، رستورانها و مراکز پررفتوآمد را ببندد. برای همین سفرم نیمهتمام ماند و به شهر لنجو، جایی که در آن درس میخوانم برگشتم.
هرچه آمار مبتلایان و تلفات بیشتر میشد، خیابانها و کوچهها خلوتتر میشد. در کمتر از یک هفته شهر به یک خواب زمستانی فرو رفت. ورود و خروج ما از خوابگاه دانشگاه بهشدت محدود شد و مقررات شدید و شدیدتر شدند. این جا بیشتر مردم بیکار و خانهنشین شدند، ولی به فروشگاهها هجوم نبردند. مواد بهداشتی، ماسک و مایع ضدعفونی کمتر شدند، ولی قیمتها تغییری نکرد.
ما اما همچنان نگران نبودیم، شیوع ویروس، درگیر و کشتهشدن هزاران نفر هرچند خبر تکاندهنده و بدی بود، ولی برای من مثل دیدن اخبار یک قاره دیگر از پشت شیشههای تلویزیون بود، خود را درگیر و نگران حس نمیکردم.
خانوادههای ما اما شدیدا نگران بودند، تعداد تماسهای دریافتی دانشجویان در خوابگاه بهوضوح بیشتر شده بود. برخلاف دانشجویان که بهدلیل کنترلشدن بیماری در چین و کمبودن تعداد مبتلایان در شهر لنجو کمتر نگران بودند، خانوادهها روزانه چندین بار تماس میگرفتند و جویای احوال میشدند. شاید همین نگرانی سبب شد بیشتر دانشجویان کشورهایی که هنوز مرزهای خود را با چین نبسته بودند، به کشورهایشان برگردند.
با جاریشدن سیلآسای مردم ما از ایران به کشور و اعلام اولین موارد مثبت در هرات، حالا نوبت من بود که نگران شوم. هرچند اینجا در چین آمار روزانه پایین میآمد، شهر دوباره بیدار میشد و مردم بحران را پشتسر میگذاشتند، ولی گویا من تازه وارد بحران شده بودم، چون حالا موضوع در افغانستان جدی شده بود.
افغانستان مانند یک بیخانمان در یک شب بارانی است. این کشور آسیب زیاد دیده و توان مقابله با بحران را ندارد. افغانستان در مقایسه با دیگر کشورهای درگیر کرونا امکانات بهشدت محدودتری دارد که باعث شده کنترل این پاندمی بهشدت دشوار شود.
وزارت صحت عامه هر روز آمار مبتلایان را اطلاعرسانی میکند، ولی ممکن است این آمار پایینتر از واقعیت باشد. مرکز شیوع این بیماری در هرات بوده و حالا به ولایتهای شمالی بلخ و سمنگان و ولایتهای شرقی ننگرهار و کاپیسا رسیده و بیماران در این فاصله بین هرات و ننگرهار یا بلخ ناقل بودهاند و ممکن است تا هزاران نفر مبتلا شده باشند.
دنبالکردن اخبار از شبکههای اجتماعی باعث میشود انسان با هر نوع طرز فکری و هر نوع آدمی بیشتر آشنا شود، مانند آن گروهی که میگوید این یک بلای آسمانی برای عذاب مردم چین است در جواب ستمهای این کشور بر مسلمانان اویغور. یا آن دسته از مردم که معتقدند بهدلیل مسلمانبودنشان ویروس از آنها دوری میکند.
اینکه میبینم هنوز مسابقههای بزکشی و حضور هزاران نفر در آن جریان دارد، هنوز مردم کرونا را به مسخره میگیرند یا اینکه مردم گوسفند کشته و خیرات میکنند و دهها نفر را جمع میکنند تا برای نابودی کرونا دعا بخوانند، نگران و ناامید میشوم.
افغانستان و جمعیتی که نیم آن زیر خط فقر هستند باعث ایجاد فرصتطلبی میشود؛ چنانچه روزهای اول شیوع در کشور قیمت مواد اولیه و بهداشتی به چندین برابر افزایش یافت. حالا دولت قیود روزگردی را در هرات و کابل وضع کرده، ولی روز اول این طرح در کابل نتیجه عکس داده و مردم برای تهیه مایحتاجشان به مرکز شهر هجوم بردهاند. آدم از برخورد کاریکاتورگونه مردم و دولت با این ویروس جهانگیر عصبانی و ناامید میشود.
قرنطینهی کابل ممکن است از شیوع کرونا کمی کمتر کند، ولی مشکل دیگر فقر است که برای خیلی از مردم سه هفته در خانه ماندن و کارنکردن فاجعه و کمرشکن است.
***
زندگی در دورهی کرونا؛ باهم این دوره را بنویسیم
در سال 1900 در کابل وبا آمد. مرض واگیر و مهلکی که هر چند سال یکبار میآمد و هر بار، طی سه-چهار ماهی که دوام میکرد، جان آدمهای بسیاری را در شهر میگرفت. دلیل اصلی شیوع مکرر مرض هم آب رودخانهی کابل بود که مردم از آن هم در شستوشو استفاده میکردند و هم در پختوپز.
ما این حادثه را میدانیم بهدلیل اینکه فرنک مارتین، کارمند انگلیسی دولت، تمام اینها را دید و بعد در کتاب خاطرات خود نوشت. ساکنان کابل اما هیچ سند مکتوبی از وحشت وبا در آن سالها از خود بر جای نگذاشتهاند. چه بسا فجایعی که در تاریخ ما اتفاق افتاده و امروز یا ما آنها را به یاد نداریم و یا وارونه به یاد داریم.
در این روزها که ویروس کرونا دنیا را درنوردیده و به یک بلای عالمگیر بدل شده است، برخی مورخان پیشنهاد کردهاند که مردم تجربیات شخصیشان را ثبت کنند تا سندی باشد برای آیندگان.
ما در حال زندگیکردن یک لحظهی مهم تاریخی هستیم و مشاهدات شخصی ما سند باارزشی برای فهم این لحظه در آینده خواهد بود.
ثبت مشاهدات شخصی بهخصوص در افغانستان مهم است؛ جایی که هم ملت نانویسا است و هم دولت. به همین دلیل، آیندگان ما دربارهی حوادث این روزها به معلوماتی که توسط شاهدان عینی ثبت شده باشد، دسترسی محدود خواهند داشت؛ درست همانطور که امروز ما به سختی میتوانیم معلومات قابل اعتمادی دربارهی حوادث بزرگ قرون گذشته پیدا کنیم.
بیگمان، روزنامهها به مثابه تاریخ مکتوب یکی از گزینههای اصلی و بیبدیل برای ثبت این تجربهها است. بنابراین از شما مخاطبان گرامی دعوت میکنیم از تجربههای شخصی خود، از تغییرات و تأثیراتی که این بیماری همهگیر در زندگی شخصی و کاری، خانوادگی و اجتماعیتان آورده، از بیمها و امیدها و از سختیها و نگرانیهای که با آن درگیرید و از آنچه در اطراف و محل زندگیتان میبینید، از طریق ما برای آیندگان روایت کنید.
روزنامه اطلاعات روز یادداشتها، تجربهها، چشمدیدها و روایتهای شما را منتشر میکند.
[email protected]
+++
«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و بهویژه میان مالک و مستأجر راهاندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانههای مسکونی میخواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالیکه میدانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام دادهاند، تأکید میکنند که کرایههای ماهوار خانهها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آنرا با دوستان خود شریک سازید:
