ایدیولوژی‌‌ها صلح‌ناپذیرند؛ با طالبان چه باید کرد؟

اطلاعات روز

افضل عثمانی- دانشجوی دکترا پالیسی و اداره عامه

ایدیولوژی‌ها صلح ناپذیرند؛ ایدیولوژی‌ها یا تحت فشار و زور مرده‌اند یا از طریق زور به اهداف خود رسیده‌اند. در طول تاریخ سراغ نداریم که گروه‌های ایدیولوژیک با گفتمان و رویکردهای نرم و مفاهیم حقوق بشری تن به صلح داده باشند. به‌گونه‌ی مثال یهودستیزی نازی‌ها در آلمان استوار با شعار «پیروزی به هر قیمت که شود» بود و این ایدیولوژی یهودستیزی «انتی‌سمیتیزم» هتلری از یک ناسیونالیزم عقده‌مندانه سیاسی نشأت می‌گرفت. برای این‌که هتلر شکست جنگ اول جهانی را به پای یهودها می‌بست و می‌گفت «یهودان مرض سل نژادی‌اند». اگرچه یهودستیزی در آلمان دوره‌ی نازی‌ها پیشینه‌ی تاریخی دارد و نشأت از بنیادگرایی مذهب مسیحی می‌گیرد. اما آنچه هتلر در کتاب «نبرد من» می‌نویسد عقده‌های با نگاه سیاسی علیه یهودان است. نمونه‌ی بزرگ دیگر رقابت دو ایدیولوژی فراگیر سوسیالیزم و کپیتالیزم است که هیچگاه از طریق مذاکرات و نشست‌های که طرف‌ها در طول تاریخ جنگ سرد داشتند، به توافق نرسیدند. بالاخره اتحاد جماهر شوروی عملا در رقابت با غرب شکست خورد، با این‌که مذاکرات بار بار برای کاهش سلاح کشتار جمعی و کاهش قدرت نظامی صورت گرفت. به همین منوال جنگ‌ها در امریکای لاتین که هیچ‌گاه با مذاکرات حل نشد، تا این‌که شکست خوردند. جنگ‌ها در بالکان با ایدیولوژی ناسیونالیستی هیچ‌گاه به توافق مطلوب نرسید، بالاخره باعث از هم‌پاشی یوگسلاوی سابق شد. اما بعد از جنگ سرد ایدیولوژی که رشد کرد و در عین حال خطرناک‌تر از همه ایدیولوژی‌ها ایدیولوژی دینی است که ریشه در باورهای مذهبی دارد و اندک‌ترین حرکت خود را رضای خداوند می‌دانند. امروز طالب و تروریست با شعار خدا و مرگ با دولت می‌جنگد. روش نرم را ضعف و «بی‌ایمانی» دولت می‌پندارند، شکست و تلفات خود را امتحان خدا. بنابراین، رویکرد نرم و دیپلماسی در برابر گروه ایدیولوژیک مانند طالب و یا هر گروه تندرو دیگر اشتباه بزرگ بود/ است. ایدیولوژی‌ها هدف دارند و از هر راه ممکن در تلاش رسیدن به آن هستند. لذا، طالبان به‌عنوان یکی از گروه‌های مذبور پابند به هیچ پیمان و تعهدی نیست؛ جز این‌که منتظر سود به تمام معنا از فرصت به‌دست‌آمده باشند که رهایی هزارها زندانی است. جامعه امروز و دیروز افغانستان خیلی تفاوت دارد. امروز سیاست، آزادی، برابری و پویایی در مخیله هر جوان امروزی مشاهده می‌شود، مثل گذشته معیار سواد تنها نوشتن «دعا و سلام» نیست. امروز طالب از هر لحاظ طرد و احتمال زیاد می‌رود که به جنگ متوسل شوند.

تیوری‌پردازان دست‌کم یک قرن پیش در باب انقلاب‌ها و جنگ‌ها علیه کشورهای استعمارگر نسبت به امروز نظرات فوق‌العاده‌ای را ارائه کرده‌اند. از جمله سانتازوا که از جنگ چریکی و پارتیزانی نظریه عرضه کرد که چگونه علیه یک اردوی منظم باید جنگید و غالب شد. ماوسیتون در باب جنگ چریکی توصیه می‌کند که گروپ های «گریلای» مانند «ماهی در آب» باید عمل کنند؛ یعنی شیوه‌ی جنگ به‌صورت «حمله و گریز» باید باشد. چون جنگ چریکی در برابر یک نیروی منظم بیش‌تر از نیم ساعت توان مقاومت را ندارد. همچنان نظریه‌پردازان دیگر جنگ چریکی را آخرین کلید برای انقلاب وضع حاکم می‌داند. مهم‌ترین تعریف از جنگ و هدف در جنگ را «کلاوز وتز» عرضه می‌کند که «جنگ هدفمند را یک پالیسی برای ادامه سیاست و بقای یک جامعه می‌داند». دیگر تعریف و رویکردهای در باب جنگ (حمله و گریز) وجود دارد که هدف این نوشته نحو جنگ چریکی نیست؛ بل در پی یک نظریه‌ی تاکتیکی و پیش‌گیرانه معطوف به اوضاع سیاسی و اقتصادی افغانستان و مفهوم «جنگ» به نگاه کلاوز وتز در این جغرافیا پس از خروج ایالات متحده است که جنگ چریکی دشمن را چطور باید مهار کرد. هرچند اهداف جنگ‌ها و شورش‌ها فرق می‌کند، اما جنگ ایدیولوژیک با قرائت و صبغه‌ی دینی و به هدف ایجاد یک حکومت اسلامی طولانی‌ترین و شنیع‌ترین نمونه از جنگ‌هاست.

جنگ یک نیروی منظم را در برابر گروه‌های شورش‌گر نامتقارن تعریف کرده‌اند. نامتقارن‌بودن جنگ در کمیت و کیفیت ابزار جنگ طرف‌های متخاصم است. تروریست یا طالب در مجموع گروه‌های شورش‌گر ذاتا پابند هیچ نوع مسئولیتی نیست. اندک‌ترین حرکت این گروه‌ها به ضرر و ضعف دولت می‌انجامد و درنگی بر آنچه اتفاق می‌افتد، ندارد. برای این‌که طالب کمر به ویرانی و کشتار بسته، اما نیروی منظم برعکس در قید مسئولیت و پابند به اصول و ضابطه‌های جنگ‌اند. به‌گونه‌ی مثال سرباز ارتش افغانستان با اندک‌ترین اشتباه در برابر اسیر طالب و یا هم تلفات ملکی مورد بازجویی قرار می‌گیرد و مسئول است. اما یک طالب، تروریست، شورش‌گر مبرا از این مسئولیت و تفکرند. گروه‌های که صاحب ایدیولوژی و هدف خاص سیاسی‌اند، بیش‌تر پابند قوانین‌اند تا مردم را جذب کنند، اما طالبان نه به‌لحاظ دین پابند اصول‌اند و نه به‌لحاظ حقوق بشری. بنابراین، شورش‌گری در برابر یک دولت آسان و کم‌هزینه است. مراد از یادآوری این مورد یافتن ابعاد فکری و عملی طالب است. رویکرد جنگ علیه تروریزم در افغانستان یک شیوه کُند و در عین حال خیلی هزینه‌بردار بود. چرا؟ جنگ نیروهای امریکای و افغان با رویکرد کند و طاقت‌فرسا در برابر طالب پیش می‌رفت که دلیل عمده نبود تاکتیک مشخص علیه تروریسم دیده می‌شد که رهبری ایالات متحده امریکا هدف حذف طالب را هیچ‌گاه نداشت. ترمپ باری به صراحت گفت «اگر امریکا بخواهد در جنگ افغانستان در ظرف یک هفته پیروز خواهد شد.» همچنان در کتاب «روایت از درون» از دکتر اسپنتا که اوباما بارها به کرزی در مسأله‌ی طالب طفره رفت و طالب را دشمن امریکا نمی‌دانست. مسلما، این آن‌قدر پوشیده در لفافه‌ی ابهام هم نیست و نبود که مردم از هدف حضور امریکا در افغانستان نداند. معلوم‌دار بود که امریکایی‌ها ظاهرا برای سرکوب القاعده آمده بودند و القاعده در جامه طالب با عین قرائت دوباره رشد یافت اما امریکا طالب را به‌عنوان دشمن اصلی خود هیچ‌گاه نپنداشت و در 29 فبروری تفاهم‌نامه صلح دوجانبه را به امضا رسانیدند. هیچ تضمینی برای مسلط‌نشدن طالب بر اوضاع افغانستان وجود ندارد. هژمونی‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند روسیه، ایران و پاکستان طالبان را محق می‌دانست، اما داعش را تروریست. امریکا القاعده را دشمن اصلی خود می‌دانست و امروز القاعده به‌عنوان یک شبکه‌ی تروریستی فعالیت گسترده ندارد و امریکا در متن قرارداد صلح از طالب ضمانت می‌طلبد. این صحبت‌های جداافتاده مبین اهداف هژمون‌های منطقه و فرامنطقه در مسأله جنگ و امنیت افغانستان است که هدف این نوشته چیز دیگری‌ست.

در صورت نیاز چگونه با هزینه اندک پس از خروج امریکا با طالبان جنگید؟

امریکایی‌ها در جنگ ظاهرا «علیه تروریزم» در افغانستان مجهز با سیستم امنیتی پیشرفته بودند که از قشله‌های عسکری تا ملکی‌شان خطر را از فاصله‌های دور توسط دوربین‌های نصب بر «پوقانه» و رادارها تشخیص می‌دادند و با آن‌هم در حالات وخیم قطعه هوای واکنش سریع، مجهز با جت داشتند که نجات می یافتند. اما نیروهای امنیتی که در هر گوشه و کنار افغانستان «بیز» یا قرارگاه امنیتی دارند با این امکانات مجهز نیستند. از همین رو است که بیش‌تر قرارگاهای امنیتی به‌زودترین فرصت به آسانی مورد حمله طالب قرار می‌گیرد. همچنان پوسته‌اندازی در ساحات تسخیرشده که خود نقطه سرخ برای دشمن است، همیشه پرتلفات بوده. بعد از انتقال مسئولیت‌های امنیتی به دوش نیروهای امنیتی افغانستان، تلفات نیروها روزبه‌روز بالا رفت و سقوط قرارگاها بیش‌تر شد. ولسوالی‌ها یکی پی دیگر سقوط کرد. حتا مناطق وجود دارد که بعد از سال‌ها تازه به‌دست دولت می‌افتد و خبرساز می‌شود که غالبا عیب در نحو جنگ و نبود استراتژی جنگی بود.

احتکار در تجهیزات جنگ

سیاست روابط بین‌الملل استوار به منافع کشورهاست؛ در مکتب ریالیسم دوست و دشمن دایمی وجود ندارد؛ آنچه تعین‌کننده است منافع ملی دولت‌هاست. افغانستان از نگاه ترمپ بازار مصرفی برای امریکا بود و منافعی که اوباما و بوش در چارچوب سیاست خارجی ایالات متحده در افغانستان تعریف می‌کردند، ترمپ سنجش بیهوده می‌خواند و به این مأموریت طولانی ایالات متحده سرانجام خاتمه داد. امریکا نگران آن‌که چه گروهی در آینده مسلط بر سیاست افغانستان می‌شود، نیست. اخیرا ترمپ از احتمال بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان سخن زد و این برای افغانستان مایه‌ی نگرانی می‌تواند باشد. دولت افغانستان نمونه‌ای از دولت‌های شکننده است. همین حالا احتکار در باب تجهیزات نظامی صورت بگیرد تا مبادا سرنوشت حکومت داکتر نجیب‌الله بار دیگر بر ما تکرار شود. کم‌هزینه‌ترین جنگ در برابر طالب دهشت‌افگن جنگ همسان با رویکردهای چریکی و یا کماندویی است. ثابت شده که جنگ چریکی را با توپ و تانک نمی‌شود مهار کرد. نهادهای امنیتی تا کنون به شیوه‌ی امریکایی‌ها در جنگ رفتار می‌کنند. رویکرد جنگ مدل امریکایی در کشوری که فقر کمرش را خم کرده و متکی به دیگران است، خیلی سنگین و پرمصرف است. حضور و جنگ امریکا در افغانستان با کمک تکنولوژی بود، نه استوار به یک تیوری ساختارمند که نحو جنگ را در برابر طالب آن‌هم در جغرافیای کوهستانی نشان‌گر باشد. عمده‌ترین راهکار که امریکایی‌ها برای حراست از ساحه تسخیرشده ایجاد کرده بودند، طرح پولیس محلی بود که عین رویکرد را جنرالان امریکایی در عراق پیش گرفت که کلید امنیت در عراق شد.

طالبان هدف صلح با دولت افغانستان را ندارند. مانیفست اصلی طالب امارت اسلامی در افغانستان است که در هر رسانه سخن از آن می‌زنند. احتمال زیاد می‌رود که طالبان بعد از رهایی زندانیان‌شان در صورت رد و نپذیرفتن امارت اسلامی از طرف مردم و دولت افغانستان جنگ را شدت بخشند و نیروهای امنیتی باید شیوه جنگ را در برابر طالب تغییر بدهند و آماده این وضیعت باشیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه