عیسا قلندر
زلمی خلیلزاد: بنده نهایت تلاشم را کردم که از این بیآبرویی جلوگیری کنم. پیش غنی میرفتم و میگفتم که جور بیایید، غنی میگفت فلان مه جور میآید. پیش عبدالله میرفتم و خواهش میکردم که مصلحت را در نظر بگیرد، عبدالله میگفت تا کی ما مصلحت را در نظر بگیریم. آسیاب اگر از مادربزرگ فلانی هم باشد، اینبار نوبت اوست که مصلحت را در نظر بگیرد. به ترمپ زنگ میزدم و میگفتم که اینجا گدودی جدی است، ترمپ میگفت د بلای مه. تو میفهمی و مردم عقبماندهات. به پمپئو زنگ میزدم، پمپئو میگفت که زل عزیز جو را طوری تقسیم کن که جنجالها در نهایت به آن انکرالاصوات خلاصه شود. اما بههر صورت، ما کاری کردیم که باید میکردیم. ما رفتنی هستیم و پیش از رفتن باید ناز ملابرادران را برداریم.
نخستوزیر پاکستان: ما دیروز جلسهی فوقالباده دایر کرده بودیم و اوضاع را از نزدیک رصد میکردیم. خوشبختانه افغانستان به آرامش و ثبات قابل قبولی رسیده و دستاندرکاران دولت افغانستان، شاخههای درخت تنومند فقر را قطع کرده، تنهی آن را پوست کرده و آتش زده است و بهزودی ریشههای این درخت را نیز خواهند خشکاند. امنیت افغانستان در حال حاضر برای کل جهان نمونه است، بهحدی که امریکاییها در این کشور از بیمضمونی به مرض دقی مبتلا شده و تصمیم دارد هرچه عاجل خارج شوند. ما تلاش میکنیم که قناعت اشرف غنی را فراهم کنیم و از امنیت افغانستان الگوبرداری نماییم. فعلا دعای ما این است که آن دو نمایندهی ما یگان چیز داخل هیلیکوپتر اردوی افغانستان جا نگذاشته باشند که خدای نخواسته پسا انفجار نکند. آ بخدا!
سفیر اتحادیهی اروپا: جای بسیار افتخار است که اشتراککنندگان مراسم تحلیف به این درک رسیده بودند که خودشان را نترقانند. در هردو مراسم، مردم بسیار با حوصله ظاهر شدند. هرچند وقتی آقای اشرف غنی یخنش را باز کرد و پلههای کرتیاش را پس کرد و زیر پیراهنش چیزی معلوم شد و ما ترسیدیم که سویچ را فشار ندهد، اما خدا را شکر که زره بود. به آقای غنی تبریک میگویم.
محمدحنیف اتمر: قصهی انتخابات تمام شد. غنی رییسجمهور آیندهی ماست، حالا نوبت صلح است که در آن مثل انتخابات ریاستجمهوری خوش بدرخشیم. از رییس صاحب جمهور عاجزانه خواهش میکنیم یگان مدیر مدبر مثل حوا علم نورستانی در عرصهی صلح هم پیدا کند. بدون حوا کاری از آدم نمیبرآید.
رحمتالله نبیل: فرض من بر این است که سیاسیون افغانستان هنوز هم کمی غیرت و مردانگی دارند. اگر فرض من درست باشد، اوضاع گدود خواهد شد. گدودی عبارت از اوضاعیست که در آن خران بهجای حمله بر مزارع رشقه، بر کتابهای قانون حمله میکنند. از بس که خرند دیگر.
حکمتیار: از قرار معلوم به من چیزی نمیرسد، پس بهنظر من دوام حکومت وحدت ملی با تمام توافقاتی که در این حکومت بهوجود آمدهاند، ادامه پیدا کند. هرچه نباشد، میلیونها افغانی خرچ دسترخوان و کرایه خانه و میلیونها افغانی معاش محافظین من کلان غنیمت است.
پروفیسور نجرابی: با استطاعت، اجابت، اطاعت، شفاعت و حضانت از خداوند کبیر، خبیر، بصیر، قدیر، نصیر و بشیر موضع خود را در قبال مراسم تحلیف، تکلیف، تضعیف، تحریف، تخفیف و تصنیف ریاست جمهوی اعلام میکنیم. موضع ما این است که وضعیت فعلی مطلوب، مرغوب، محبوب، مکتوب و مجذوب نبوده بلکه مغضوب، منکوب، مصلوب، مرعوب، مثقوب، مغلوب، ملهوب و مخروب میباشد. ما مجبوریم مثل بقیه مردم صبر، جبر، قبر و گبر را تحمل کنیم.
اشرف غنی: من بهزور تانک و طیاره به ارگ نیامدهام، من از طریق رای مردم آمدهام. دانش صاحب تشویش داشت که نموشه، فضلی صاحب سر دانش قهر میشد و میگفت که موشه و مه به دانش صاحب گفتم که موشه. داکتر صاحب عبدالله برادر من است، چهل درصد قدرت و چوکی و کد ۹۱ را برایش پیشنهاد کردم و او کبر کرد و خداوند متعال او را به کبرش گرفتار کرد. حالا هم دیر نشده، مقصد چهل درصد نی، مثل پنج سال گذشته چهار درصد برایش تحفه میدهم. غضنفر را به آرزویش رساندم و نمایندهی خاص ساختم. خلیلزاد گفت اگر پنج هزار طالب را رها کنی، در مراسم شرکت میکنیم، اشرف غنی به وعدههایش وفا میکند. پنج هزار چیست، کاش ۹۳۷ طالب را سال قبل آزاد نکرده بودم، که حالا پنجهزار و ۹۳۷ طالب را برای آقای خلیلزاد آزاد میکردم. پاینده باد جمهوریت! جمهوریت خط سرخ ماست. دیگر خطها زرد و قهوهای شده فعلا.
داکتر عبدالله: اینبار نتیجهی تقلب را نمیپذیریم. حکومت همهشمول را اعلان کردیم. خلیلزاد چندین بار آمد و ما را ترساند، اما ما نترسیدیم و اصلا بچه ترس نیستیم. فعلا یگانه تشویش ما این است که وزیرهای ما از کجا رای اعتماد بگیرند. نه در پارلمان نفر کافی داریم، نه در مجلس سنا. مجبوریم وزرای کابینه را به شورای ولایتی پنجشیر معرفی کنیم و از آنجا رای اعتماد بگیرند.
مردم: خواهش میکنیم! گور پدر همهی ما. مقصد شما خوش باشید. ما خو هستیم، شما رفتنی هستید و نباید دستخالی بروید.
