فردای مقاومت در برابر دیکتاتور

سخیداد هاتف

اشرف غنی و عبدالله عبدالله به‌صورت همزمان برای مقام ریاست‌جمهوری افغانستان سوگند ادا کردند. اشرف غنی پشتیبانی امریکا را با خود دارد و عبدالله ندارد. امریکا به روشنی گفته که مخالف حکومت موازی عبدالله در برابر حکومت اشرف غنی است.

آیا حمایت امریکا از اشرف غنی به معنای پایان ماجراست و عبدالله عبدالله و همراهانش هیچ چاره‌ای جز تسلیم در برابر خواست قدرتمندترین کشور دنیا ندارند؟

در پاسخ به این سوال می‌توانیم از بدترین فرض یا سناریو شروع کنیم. به این معنا که بگوییم بلی، اگر امریکا با ریاست‌جمهوری موازی عبدالله مخالف باشد، حکومت عبدالله دیر یا زود فرو خواهد پاشید.

در چنین حالتی عبدالله چه کار می‌تواند بکند؟

دو کار بسیار مهم از عبدالله برمی‌آید:

یک- پخش آگاهی در حوزه‌ی مقاومت؛

دو- کشاندن اشرف غنی به میدان زورگویی عریان.

چرا این دو کار مهم‌اند؟ جواب‌ این سوال را می‌آورم. اما قبل از آن باید این دو کار را کمی توضیح بدهم: پخش آگاهی در حوزه‌ی مقاومت به این معناست که عبدالله و همراهانش با مردمان حوزه‌ی مقاومت رو در رو سخن بگویند. یعنی مستقیما از مردم بپرسند که آیا حاضرند برای مقاومت در برابر دیکتاتور با او همراهی و ایستادگی کنند یا نه. باید به مردم این اندیشه را تفهیم کنند که چون اشرف غنی به‌هرحال برای مردم کاری نخواهد کرد (همچنان که در گذشته نکرده)، مخالفت با او از نظر قطع منابع یا اجرای برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی هیچ تأثیر معناداری بر زندگی مردم نخواهد گذاشت. وقتی که مردم اشرف غنی را رییس‌جمهور خود می‌دانستند چه خیری از او دیدند که حالا اگر با او -به‌عنوان یک دیکتاتور قبیله‌ای- مخالفت کنند زیان ببینند؟ عبدالله و همراهانش باید این نکته را با نمونه‌های روشن به سمع و نظر مردم برسانند و آنان را متقاعد کنند که با ایستادن در برابر دیکتاتور زندگی‌شان بدتر از اینی که حالا هست، نمی‌شود.

کشاندن اشرف غنی به میدان زورگویی عریان به این معناست: عبدالله و همراهانش نباید از بلوف‌های اشرف غنی و پشتیبانان خارجی‌اش بترسند. غنی اگر می‌خواهد بساط ریاست‌جمهوری عبدالله را برچیند، باید برای این کار به زورگویی عریان متوسل شود و جبهه‌های مقاومت را یکی-یکی اشغال کند. مردم حوزه‌ی مقاومت باید با چشم خود ببینند که ماجرای ستم قومی و انحصار قدرت در این مملکت عملا و در سطح محلی چگونه چیزی است و چگونه رخ می‌نماید.

سود این کارها چیست؟ سود این اقدامات این است که اگر مردم پیروز شدند و غنی را به عقب‌نشینی وادار کردند، مقصود مقاومت حاصل می‌شود. اگر شکست خوردند، یاد می‌گیرند که برای رخنه انداختن در قلعه‌ی انحصار قدرت و ستم قومی به چه چیزهایی نیاز دارند. شاید کسی بگوید فقط همین؟ فقط همین که مردم چیزی یاد بگیرند؟ بلی، این چیز اندکی نیست. مردمان حوزه‌ی مقاومت هنوز یاد نگرفته‌اند که چگونه از ظرفیت عظیمی که برای شکستن انحصار دارند استفاده کنند. چرا؟ برای این که تا هنوز ندیده‌اند که مستبدان این سرزمین چگونه حقوق سیاسی‌شان را غصب می‌کنند. مردم حوزه‌ی مقاومت هیچ وقت مثل امروز به روشنی ندیده‌اند که غاصبان قدرت چگونه قواعد بازی عادلانه را زیرپا می‌کنند. قبل از این کسی نمونه نداشت. حالا «ریاست‌جمهوری عبدالله» یک نمونه است. سرکوب این نمونه عینی‌ترین جلوه‌ی سرکوب هویت سیاسی مردمان حوزه‌ی مقاومت است. غنی باید مجبور شود یا به اراده‌ی مردم احترام بگذارد یا به زور عریان متوسل شود و برخلاف شعارهای دروغین خود به صراحت نشان بدهد که حاضر است برای انحصار قدرت در چنگ قبیله‌ی خود به چه کارهای غیراخلاقی و غیرقانونی و ضد انسانی دست بزند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
2 دیدگاه