نجیبه ایوبی
توافقنامه صلح میان امریکا و گروه طالبان در پی انتظار طولانی در آخرین روز ماه فبروری ۲۰۲۰ به امضا رسید. با امضای این توافقنامه سناریوی صلح افغانستان وارد مرحله جدیدی شد و تبوتاب تازهای در این مورد بهوجود آمد. قبل از امضای این موافقتنامه مردم افغانستان از جمله زنان کشور نگران محتوای توافقنامه بودند؛ چون تا روز و لحظهی امضا، هیچگونه معلوماتی از محتوای توافقنامه در دست افغانها نبود و حرف و حدیثها بیشتر حولوحوش حدس و گمانها میچرخید. در آن مرحله زنان حق خود میدانستند که از آنچه با زندگی و آیندهی آنان رابطه دارد، بدانند و از این موافقتنامه آگاهانه حمایت یا با آن مخالفت کنند. اما متأسفانه که چنان نشد و توافقنامه فقط بعد از امضا به دسترس عموم قرار گرفت. با پخش این توافقنامه دیدگاههای متفاوتی در مورد آن بهوجود آمد: عدهای نگران ضمایم این توافقنامهاند که همچنان مکتوم باقی مانده است. زنان به این موافقتنامه با نگاه مثبت و نگران دیدند؛ نگاهی به افق صلح دایمی و پایدار و نگاهی نگران به آیندهی گنگ که همه چیز در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
در روز امضای توافقنامه هیچ زن افغانی بهعنوان ناظر حضور نداشت، ویزای قطر زمانی به دسترس شش تن از خانمهای افغان قرار گرفت که برای رسیدن به مجلس توافقنامه خیلی دیر شده بود، سوالی که در اینجا پیش میآید اینست که چرا با وجود 18 ماه آمادگی، حضور زنان از قبل پیشبینی نشده بود؟
آیا این خود نگرانی دیگری را مقابل زنان قرار نمیدهد؟ آیا طالبان نیامده، فصل طلایی پیشرفت زنان دچار پاییز سرد بیمهری و بیتوجهی شده است؟
روزها و هفتههای جاری و شاید ماههای پیشرو برای زنان این کشور بهعنوان قربانیان اصلی 40 سال جنگ در کشور، حساستر از هر زمانیست. زنان باید حضور معنادار خویش را در همه سطوح مذاکره و در کل در روند صلح ثابت و حفظ کنند و این خیلی دشوار مینماید وقتی سیاسیون، زنان و حضور زنان و نقش آنان را در پروسهها و رویدادهای ملی کم یا نادیده میگیرند.
بهگونهی مثال، زمانی که در پی جنجالهای انتخاباتی، سیاستمداران مثل حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، استاد سیاف، گلبدین حکمتیار و شماری از چهرههای دیگر، فعالیتهایشان را برای میانجیگری آغاز کردند. دیدار های متعددی شکل گرفت و انجام شد و ادامه هم دارد تا راه حلی برای بنبست بهوجودآمده از انتخابات پیدا شود. اما در این نشستها هیچ زنی از جمع زنان سیاستمدار، دانشمند، فعالان جامعه مدنی و حقوق بشر حضور ندارند. میپرسم: آیا زنان هم شهروند این کشور هستند یا قبالهی آن به دست مردان سپرده شده است؟ همه میدانند که جنگ 40 ساله در کشور توسط مردان رهبری و انجام شده، اما زنان که در 40 سال گذشته علاوهبر اینکه در جنگ سهم مستقیم نداشتند، برعکس همیشه بهحیث آسیبپذیرترین گروه اجتماعی قربانی جنگهای فرسایشی بودهاند، در جلسات و نشستهایی که در مورد مسایل ملی و مملکتی برگزار میشود حضور ندارند یا بهتر است گفته شود که راه داده نمیشوند.
با در نظرداشت آنچه گفته آمدیم، نگرانی و دلهرهی زنان را از آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد نمیشود نادیده گرفت. نزدیک است هیأتی برای مذاکره با طالبان تعیین شود. حضور زنان در میز مذاکره با طالبان خیلی مهم است. چون زنان حق خود میدانند تا در هر سطحی که دربارهی سرنوشت و آینده سیاسی اجتماعی کشور صحبت میشود یا تصمیمی اتخاذ میشود به مثابهی نیم نفوس افغانستان حضور فعال و معنادار داشته باشند و فرصت اظهار نگرانیها و دغدغههای همجنسانشان در میز مذاکره برای همیشه و در همهجا برایشان حفظ باشد.
از نظر زنان کشور توافقنامه آغاز و فرصت خوبی برای صلح در افغانستان شمرده میشود، اما اگر این فرصت معطوف بر حفظ دستآوردها و زمینههای مشارکت و پیشرفت زنان نباشد، میتواند تأثیر نامطلوبی بر روند مذاکرات بینالافغانی برجا بگذارد.
امضای توافقنامه صلح میان امریکا و گروه طالبان خوشبینیهایی را در سطح ملی، منطقهای و جهانی بهوجود آورد، اما حوادث چند روز قبل نشان میدهد خشونتها از میان نرفته و هنوز طالبان از خشونت در مقابل نیروهای امنیتی و ملکی افغان دست نکشیدند.
زنان کشور به این باورند که فرصت بهوجودآمده باید هم از جانب حکومت افغانستان و هم از جانب طالبان به مثابه یک فرصت برای آوردن صلح واقعی، نه صلح وارداتی و پلاستیکی، استفاده شود تا صلح پایدار، همیشگی و واقعی در کشور مستقر شود.
از قرار معلوم اگر همه چیز مطابق برنامه به پیش برود، ظرف چند روز آینده گفتوگوهای بینالافغانی در یکی از کشورها آغاز میشود، حضور پررنگ زنان در این مذاکرات به معنای حضور نصف نفوس کشور در میز مذاکره خواهد بود، خوشبختانه ظرفیتهایی در میان زنان کشور وجود دارد که سیاسیون نمیتوانند آنان را نا دیده بگیرند. امروزه زنان هم دارای دانش اکادمیکاند و هم شناخت لازم از تاریخ و وقایع کشور دارند. در کنار اینها خوشبختانه ظرفیتهایی در زمینهی مذاکره و گفتوگو در میان زنان کشور وجود دارد که باید از آنها در این مقطع خاص و تاریخی کشور استفاده شود.
توقع میرود که از آغاز مذاکرات، زنان افغان در میز مذاکره حضور فعال داشته باشند.
حفظ مواد و فقرههایی از قانون اساسی که ضامن حضور و اشتراک اجتماعی زنان است، یکی از دغدغههای زنان بوده و از تیم مذاکرهکننده اعم از زنان و مردان توقع میرود تا به آن عطف توجه صورت گیرد.
برای جلوگیری از خونریزی بیشتر برقراری آتشبس دایمی تا رسیدن به توافقات نهایی باید تأکید صورت گیرد .
حضور گروه بیطرف ناظرین بینالمللی میتواند به زنان و جامعه مدنی اطمینان دهد که مذاکرات بهصورت مسلکی با در نظرداشت قواعد بینالمللی به پیش میرود.
زنان کشور خواهان این است تا از جریان مذاکرات اطلاعرسانی مناسب صورت گیرد.
از نظر زنان صلح یعنی اینکه زنان در همه لایههای سیاسی/ اجتماعی کشور حضور فعال و برابر داشته باشند.
