اکونومیست
مترجم: جلیل پژواک
تمدن اسلامی شروع سختی داشت. حاکمان اولین شهر اسلامی که تهداب آن در صحرای بیآب و علف عرب نهاده شد، غیرمسلمانان را از حقوقشان محروم و «مرتدان» را اعدام میکردند. با اینحال، همین آغاز نامیمون است که شکوفایی بعدی تمدن اسلامی را شگفتانگیزتر میکند. طی چند دهه بعد از شروع تمدن اسلامی، حاکمان کلانشهرهای جهان اسلام در پی خلق بهشت روی زمین برآمدند. «جاستین ماروزی»، نویسنده عربزبان در کتاب خود «امپراتوری اسلامی» 15 کلانشهر جهان اسلام را که طی تاریخ 15 قرنهی این دین بنا شدند و رونق یافتند [و سرانجام رو به زوال نهادند]، مرور میکند. کتاب آقای ماروزی خلاف لحن اغلب بدبینانهی ادبیات مرسوم در مورد خاستگاه اسلام است.
شهر دمشق که سه دهه پس از درگذشت حضرت محمد (در سال 632 میلادی) به پایتخت اسلام تبدیل شد، دارای اکثریت مسیحی بود. معاویه، خلیفهی وقت دمشق بسیاری از راه و روش حکمروایی و زندگی بومیان شهر را در پیش گرفت. خزانهدار، پزشک دربار و همسر مورد علاقهی معاویه همه مسیحی بودند. زبان یونانی و پهلوی برای مدتی طولانی زبانهای رسمی دمشق باقی ماندند. کاخهای عیش و نوش رهبران با نقاشیهای دیواری زنان سینهبرهنه تزئین شده بودند. جشن بادهگساری در این کاخها امری معمول بود.
بغداد که در سال 762 میلادی تأسیس شد، اولین شهر دایرهای جهان بهشمار میرود که لذتطلبی در آن مرسومتر از دمشق بود. درست است که هارونالرشید، بزرگترین خلیفه عباسی، حافظ قرآن بود، اما زندگی او با «ابونواس اهوازی»، شاعر دربارش، چنان با لذتطلبی گره خورده بود که منتقدانش هارون را سردار کفار نامیده بودند. با اینحال مسامحه و مدارا در بغدادِ هارونالرشید برقرار و پایدار بود. در واقع این سلطان امپراتوری عثمانی در سال 1858 میلادی بود که یک قرن قبل از انگلیس، همجنسگرایی را ممنوع و غیرمجاز کرد.
شهرهای اسلامی چون دمشق و بغداد، به اندازهی امپراتوریهای اسلامی چندملیتی، چندقومی، چندزبانه و چند فرهنگی بودند. وقتی عمر فاروق خلیفه دوم اهل سنت اورشلیم را فتح کرد، «کوه معبد» را که مسیحیان برای نشاندادن پستی یهودیان، به انبار فضولات تبدیل کرده بودند، پاکسازی کرد و از یهودیان دعوت کرد تا برگردند و با مسلمانان دعا بخوانند. نام عربی اورشلیم یعنی بیتالمقدس، از نام عبری کوه معبد یعنی «بیت هامیکداش» (محل مقدس) برگرفته شده است. این کثرتگرایی برای جهان اسلام نمونه و سرآغاز کثرتگرایی بعدی شد. درحالیکه فاتحان مسیحی در اسپانیا، هنگری و یونان مسلمانان را بیرون راندند و دروازههای مساجد آنان را بستند، حاکمان مسلمان از پیروان سایر ادیان استقبال میکردند.
«قرطبه»، پایتخت حکومت امویان در «اندلس» احتمالا بزرگترین شهر اروپا بوده. استانبول که در سال 1453 میلادی فتح شد، به مقر مسیحیان ارتدکس، خاخام ارشد یهودیان و همچنین خلیفهی مسلمانان تبدیل شد. (هرچند «ایا صوفیه»، کلیسای جامع بیزانس بعدا به مسجد تبدیل شد). در اصفهان، پایتخت شاه عباس، 30 کلیسا بهشمول یک کلیسای جامع ارامنه واقع بود.
آقای ماروزی میگوید که آغوش باز اسلام به روی پیروان سایر ادیان باعث شد که شهرهای اسلامی به «آزمایشگاه ایدههای عظیم» تبدیل شوند. پس از ورود کاغذ در قرن هشتم به شهرهای اسلامی، حاکمان مسلمان مدرسههای جدید با کتابخانههای بزرگ گشودند. مدرسه قرویین (که امروزه بهنام دانشگاه قرویین یاد میشود) در سال 859 توسط یک زن (فاطمه الفِهری) در شهر «فاس» (واقع در مراکش) در شمال آفریقا تأسیس شد. این مدرسه قدیمیترین نهاد دانشگاهی جهان است که تا کنون فعالیت دارد. به گفتهی «ابن تودلا»، پزشک یهودی که در قرن دوازدهم به بغداد سفر کرده، خلیفهی آنزمان به زبان عبری مسلط بوده. اکبر، سومین امپراتور مغول آغازگر عقیدهی جهانی بود که با ایجاد اندیشکدهی بینالادیان بهنام «عبادتخانه» تکمیل شد. در اوج تمدن اسلامی، شهرهای زمردین در حاشیههای بیابان با پارکهای مونتاژشده آراسته شده بودند. باغسراهای قاهره با درختزارهای نارنجیرنگش به این شهر زیبایی و عظمت بخشیده بود. در قرن شانزدهم، بابر با احداث 10 پارک در کابل بهعنوان باغبانشاه معروف بود.
با اینحال، وقتی تهدیدات از جانب غرب افزایش یافت، حاکمان شهرهای اسلامی سختگیرتر شدند. شکستها و عدم مدارا (تعصب دینی) به هم آمیختند. سلطان حسین، یکی از شاهان سلسله صفویه وقتی باران میبارید مسیحیان و یهودیان را در خانههایشان قفل میکرد تا مبادا شیعیان آلوده شوند. او در سال 1722 میلادی اصفهان را به افغانها باخت و در کاخ خیرهکنندهی خود موسوم به «سالن آینهها» سربریده شد. آقای ماروزی مینویسد که در کابل «از باغچهها فقط گودال باقی ماند. جامعه ناهمگن جای خود را به جامعه همگن داد.»
آقای ماروزی در برابر این ایده که بگوییم اسلام مدرن به منشأ خشن و متعصب خود برگشته است، مقاومت میکند. دو شهر آخری که آقای ماروزی در کتاب خود به آن پرداخته، یعنی دبی و دوحه با تجارت آزاد، جمعیت چندملیتی، فرهنگ لذتطلبی، موزیمهای ممتاز و معماری ویژه و مدرن خودشان، یادآور دوران شکوه از دسترفتهی تمدن اسلامی است. میل میزبانی از رویدادهای عظیم ورزشی مانند جام جهانی فوتبال 2022، گواه جاهطلبیهای جهانی این شهرهاست. اما کاش دبی و دوحه میتوانستند آوازهی علمی و فکری اسلام را نیز احیا کنند.

تشکر بسیار زیاد.
لطفا مقالات بیشتر نشر نمایید از این قبیل.
تشکر از اینکه چنین متن هایی را ترجمه می کنید.
من با یک نگاه گذرا اشتباهات فاحش و نابخشودنی را در ترجمه یافتم. این نخستین باری است که برگردان های شما را می بینم. برگردان کننده باید دست کم با ادبیات اسلام پژوهی و تاریخ اسلام آشنا باشد. در این متن حروف اضافه و پیوندی بی پروایانه به کار رفته، “منطقه/Region” به “دین اسلام” برگردان شده است.
امیدوارم در برگردان های آینده کمتر چنین اشتباهات بارز دیده شود.
کامگار باشید!