ای که دستت می‌رسد «وندی» بزن | طنز

اطلاعات روز

عیسا قلندر

من مدت کوتاهی در پاکستان زندگی کرده‌ام. در همین چند ماه اخیر، زیاد سابق نبود. در پاکستان یک باور بسیار ناشایست و غیرانسانی در مورد مقام و چوکی در دولت وجود دارد. چند تا مثال برای تان می‌آورم، بعدش می‌روم روی اصل مطلب.

در پاکستان وقتی انتخابات پارلمانی نزدیک می‌شود، دو گروه خود را کاندیدا می‌کنند: ۱- آن‌هایی‌ که فعالیت‌های مافیایی دارند؛ ۲- آن‌هایی‌که فکر می‌کنند پاکستان نیاز به تغییر دارد. گروه اول پول و قدرت دارند و همیشه تلاش می‌کنند با برانگیختن احساسات قومی و مذهبی مردم رای جمع کنند. این گروه موفق‌تر است. وقتی به کرسی وکالت مردم می‌رسند، اولین کاری که می‌کنند از یاد بردن مردم است. تمام تلاش‌شان این است که تجارت و فعالیت‌های مافیایی خود را قوی‌تر و وسیع‌تر کنند. مردم پاکستان هم مردم بدبختی‌اند. خوب می‌بینند که وکلای‌شان مصروف پرکردن جیب و خزانه‌ی خودند و اصلا ‌در فکر مردم نیستند، بازهم پند نمی‌گیرند و در انتخابات‌های بعدی دوباره به یک خرس از قوم و منطقه خودشان رای می‌دهند. گروه دوم پول و قدرت قومی ندارند، دل‌شان به این خوش است که دست‌شان به خون کسی آغشته نیست و حق کسی را نخورده و تا جایی‌که توان داشته برای پاکستان و مردمش کار کرده و هیچ‌وقت نگفته که این از فلان قوم است و آن از قوم دیگر. این گروه بسیار کم به پارلمان راه پیدا می‌کنند و وقتی راه پیدا می‌کنند، میان وکلای به‌شدت مافیا تنها می‌مانند. در نتیجه، یک خرتاخری بنیادین در پاکستان حاکم است. پاکستانی‌ها این را می‌فهمند، اما دل‌شان به این خوش است که اوضاع کشور همسایه‌اش بدتر از آن‌ها است و از این بابت خدای خود را شکر می‌کنند.

مثال بعدی مقام و منصب در حکومت پاکستان است. همین چند ماه پیش «قربان چوهدری» به‌عنوان وزیر مالیه پاکستان انتخاب شد. آقای چوهدری پیش از این‌که کارکردهای وزیر قبلی را بررسی کند و عیب و نقص کار را پیدا کند، اول تعدادی از رفقا و اقوام نزدیکش را در وزارت مقرر کرد. او برای این کارش دلیل آورد و گفت «من نمی‌توانم روی هرکسی اعتماد کنم، پس کسانی را آورده‌ام که قابل اعتمادند.» نه شرمی نه خجالتی. فکر می‌کند وزارت مالیه خانه‌ی شخصی خودش است تا آدم‌های قابل اعتمادی را به‌عنوان خدمت‌کار استخدام کند و چیزی از خانه‌اش گم نشود. غیر از خودش همه را دزد و دغل فکر می‌کند. البته یک دلیل محکم دیگر هم دارد و آن این‌ست که اگر وزیر مالیه از صلاحیت‌هایش سوءاستفاده کرد یا از بودجه دولت دزدی کرد، این آدم‌های قابل اعتماد که همان خویش و دوست خودش است، دزدی‌ها و سوءاستفاده‌های او را برملا نکند و به گمانم که دلیل دوم، دلیل محکم‌تری باشد. تنها وزیر مالیه‌شان این‌گونه نیست، اکثر مقامات پاکستان چنین است. آن‌ها باز هم دل‌شان به این خوش است که همسایه‌شان بدتر از آن‌هاست و به‌خودشان شکر می‌کشند.

مثال سومی نخست‌وزیر پاکستان است. خودش را شاخ مملکت می‌گیرد. هروقت یک میکروفون گیر می‌آورد از دموکراسی و عدالت سخن می‌گوید و از لاف‌زدن که فارغ شد مثل یک یاغی دستور می‌دهد که جنبش تحفظ پختون را سرکوب کنید، بزرگانش را دست‌گیر و زندانی کنید. دروازه ادارات حکومتی را به‌ روی پشتون‌ها بسته است، اما پنجابی‌های خودش را حتا اگر سواد کافی هم نداشته باشند، در چندین بست مهم مقرر می‌کند. خلاصه بسیار یک بی‌وجدان آدم است.

مثال چهارمش مردم پاکستان است. دور از جان ما و شما، بسیار مردم بی‌خاصیت‌اند. مردم ایالت بلوچستان شب و روز به این آرزویند که مردم ایالت سند را سیل ببرد. مردم ایالت پنجاب خوش دارند که مردم اسلام‌آباد برق نداشته باشند و خلاصه یک رقم به جان هم افتاده‌اند که هیچ نپرس. کتاب‌های درسی خود را سهمیه‌بندی کرده‌اند. پشت جلد کتاب‌ها را سهم یک قوم، فهرست مطالب را سهم قوم دیگر و اصل مطلب را هم برای یک قوم دیگر جدا کرده‌اند. تا بخواهی بگویی که این کار درست نیست، با بمب به جانت می‌آید و مجبور می‌شوی بگویی درست است.

هرچند مردم پاکستان اکثریت‌شان زبان فارسی را نمی‌دانند، اما این شعار در پاکستان سرلوحه کار مقامات و زورمندان است: «ای که دستت می‌رسد وندی بزن». این‌گونه است که وضعیت پاکستان روزبه‌روز خراب‌تر می‌شود. هرچه جهان به آن‌ها کمک می‌کند که خوب شود، می‌بینی که بدتر می‌شود. بعد آن‌قدر دولت و ملت بی‌شرم دارد که فکر می‌کند وضعیت‌شان از ما بهتر است،‌ درحالی‌که ما این چیزها را وقت ریشه‌کن کرده‌ایم. مثال بدهم، هفته قبل در بست شش در یک وزارت خانه امتحان داشتیم، ۷۰۰ نفر شرکت کرده بودند و ۳۵۰ نفرشان ماستری داشت. درحالی‌که در پاکستان اکثریت بست‌های اول و دومش را کسانی اشغال کرده که شهادت‌نامه‌ی پولی جور کرده‌اند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه