عیسا قلندر
حکومت پاکستان که همیشه پالک را ناشسته میخورد، رهبر یک جریان دادخواهی را بازداشت و زندانی کرده است. این کار پاکستان خشم رییسجمهور عزیز ما آقای اشرف غنی را برانگیخته و او را مجبور کرده که علیه این ستم آشکار موضع بگیرد و آن را یک اقدام ظالمانه و برخلاف آزادیهای انسانی از جمله آزادی بیان بخواند. از آنجایی که مردم افغانستان از ظلم بسیار نفرت دارند، ما به رییسجمهور غنی حق و صلاحیت میدهیم که به نمایندگی از مردم افغانستان اقدامات نادرست حکومت جابر پاکستان را نکوهش کند.
رییسجمهور غنی یکی از حامیان بسیار جدی حرکتها و اعتراضهای مدنی و جریانهای دادخواهی است. او در طول سالهای گذشته، بارها و بارها به مردم افغانستان و جهان ثابت کرده است که هیچوقت در برابر ظلم و ستم سکوت نمیکند و همیشه موضع درست میگیرد. همین چندسال پیش وقتی مردم به جاده برآمدند و از حکومت غنی خواستند که اجازه دهد تا لین برق موسوم به توتاپ از بامیان عبور کند، همه دیدیم که رییسجمهور غنی چقدر با متانت و شکیبایی در مسیر آنها در دهمزنگ کانتینرهای پر از ریگ گذاشت تا خدای نخواسته اگر از طرف سینما پامیر سیل جاری شود، معترضان را سیل نبرد. همچنان دیدیم که آقای غنی چقدر با تواضع و آیندهنگری این خواست را نادیده گرفت. شاید شما بعضی از شما فکر کنید که آقای غنی از روی خصومت و بخیلی این کار را کرد و اجازه نداد لین برق از مسیر بامیان منتقل شود؛ اما سخت در اشتباهید. غنی هیچ خصومت با بامیان و مناطق مرکزی ندارد، برعکس بسیار این مردم را دوست دارد. اگر یادتان مانده باشد، غنی چندبار به بامیان سفر کرد و در یکی از سفرهایش صورت یک دختر شش ساله و یک پسر هشت ساله را بوسید و به ریشسفیدان بامیان گفت که حیات و جانجوری فرزندان بامیان از هرچیزی دیگری برای رییسجمهور غنی مهمتر است.
آقای غنی به ریشسفیدان بامیان توضیح داد که برق برای فرزندان بامیان بسیار خطرناک است. چرا که برق آدم را میگیرد. در بامیان اگر خدای نخواسته کسی را برق بگیرد، حتما تلف میشود، چرا؟ چون این ولایت نه شفاخانه دارد، نه آمبولانس دارد، نه دوا و داکتر دارد. راههای جلریز و سیاهگرد هم که ناامن است. برقگرفتگیها را باید خیلی زود به شفاخانه رساند و واکسین کرد، اما اگر در بامیان کسی را برق بگیرد، تا به کابل میرسد بیچاره تلف خواهد شد. پس ما برای اینکه فرزندان رشید بامیان را برق نگیرد، با تمام توان مانع عبور لین برق شدیم تا حیات بچههای بامیان را تضمین کرده باشیم. من نمیگویم که مردم بامیان سرخلاص نیستند و میروند خود را از سیم برق آویزان میکنند، بلکه برعکس من مردم بامیان را خوب میشناسم. مردم بامیان مدنی اند، مثلا تصور کنید اگر یکی از جوانان شما عاشق یک دختر شود و خانوادهی او دختر اجازه ازدواج و عشق را به دخترش ندهد، آیا فکر کردهاید که چه بر سر آن جوان میآید؟ حتما یا میرود در بندامیر خودش را غرق میکند یا سیم برق را لُچ کرده و در دهنش میگیرد تا بمیرد. بنابراین ما گزینهی دوم را حذف کردیم و اگر خدا بخواهد، بندها را هم یگان کار میکنیم. مردم بامیان با شنیدن این سخنان رییسجمهور شدیدا قانع شدند و چندتایشان به رییسجمهور گفتند که در زمستان پیشرو هرکدام یک قرآن برای آمرزش اموات وی ختم خواهند کرد.
حالا که رییسجمهور یک بار دیگر برای حمایت از دادخواهان و معترضین ابراز نظر کرده، شماری از مخالفین، رییسجمهوری چنین نازنین را به یاد حرکتها و دادخواهیهای گذشته میاندازند و سوالهای بیربط میپرسند. حیف که من سخنگوی رییسجمهور نیستم ورنه به این عزیزان میگفتم که عزیزان! پیش از اینکه انگشت اتهام را بهطرف آقای غنی نشانه بروید، اول از خود بپرسید که به شما چه مربوط که حکومت لین برق را از کجا تیر میکند و از کجا نمیکند؟ به شما چه مربوط که دل رییسجمهور از دستگیری رهبر یک جریان دادخواهی در آنسوی مرز خون میشود و از پارهپارهشدن صدها جوان در حرکتهای اعتراضی در کابل خون نمیشود؟ او رییسجمهور مملکت است، اختیار دل خود را ندارد؟
از این گپها که بگذریم، پاکستانیها اعتراض رییسجمهور غنی را مداخله در امور داخلی پاکستان عنوان کرده است. اما بنازم غیرت افغانها را. محبالله رشتین در پاسخ به وزیر خارجه پاکستان گفت: «شما تروریست به خاک ما روان میکنید، شما به طالبان آموزش میدهید و آنها را تجهیز میکنید تا با دولت و مردم ما بجنگند، من بر علیه شما سند دارم، پدرم قومندان پولیس مرزی است و بارها شاهد بوده اما تیر خوده آورده. شما در کار ما مداخله میکنید نه ما. پاکستانیهای بیشرم!».
