عیسا قلندر
تاریخ پنجهزارسالهی ما پر است از رسوم و آداب. دور نه، همین چندصد سال قبل، وقتی پادشاه مملکت میخواست به یکی از جاهای دیدنی کشور چکر برود، اول یک لشکر مسلح را میفرستاد در آن منطقه، صدها نفر را شلاق میزد و دهها نفر را میکشت، سپس شاه با یک تیم از حشم و خدم به آن منطقه میرفت. باری یکی از پادشاهان به خواجهعمری غزنی رفته بود و در آن سفر زکام شده بود، در برگشت به قصر، مالیات خواجهعمریان را پنجاه برابر بیشتر کرد. بار دیگر، شاه دیگر به شاهجوی زابل رفته بود و آنجا یکی از خانهای منطقه بسیار یک شوربای لذیذ مرغ به او داده بود و در برگشت فرمان صادر کرده بود که سالانه سههزار و 650 مرغ از ولسوالی شاهجوی جمعآوری و سر دسترخوان اعلیحضرت شوربا شوند.
بسیاری از آداب و رسوم گذشته به مرور زمان در کشور باافتخار ما از بین رفته و مقامات ما امروز در بسیاری از موارد هیچ ادب یا رسمی خاصی ندارند، اما در چند مورد آداب جدید جاگزین شده است. یکی از این آداب، آداب مقابله با دزدان کابل است. آداب مقابله با دزدان چند مرحله دارد:
مرحله تمرینی: این مرحله معروف به مرحلهی آسایش دزدان است. دزدان خیلی راحت به غارت مردم مشغول میشوند. بیشترشان به خالیکردن جیب مردم عام قناعت میکنند، اما عدهای از باب ماجراجویی، جیب پولیس و کارمندان امنیت ملی را نیز خالی میکنند. در این مرحله مردم ناراحت میشوند. بهحدی که شکایت منسوبین پولیس و امنیت ملی نیز بالا میرود. مردم در این مرحله بهصورت کامل متیقین میشوند که کاری از پولیس ساخته نیست، بنابراین به حوزهها پیشنهاد میدهند که اجازه دهند تا آنها خودشان امنیت خودشان را تأمین کنند، اما حوزهها میترسند و از آنها میپرسند «خی ما برای چه هستیم؟»
مرحلهی آگاهیدهی: در این مرحله، نهادهای امنیتی که قسم خوردهاند امنیت جامعه و مردم را تأمین کنند، به این نتیجه میرسند که دست به کار شوند. نخبگان امنیت باهم جلسه میکنند و به توافق آرا 24 ساعت قبل از طریق شبکههای اجتماعی و رسانهها به اطلاع عموم مردم میرسانند که پولیس کابل فلان شب جهت دستگیری دزدان در سطح شهر پخش میشوند. چون اکثریت دزدان در مدتی که باید از اقدام وزارت داخله مطلع شوند، مطلع نمیشوند، وزارت داخله رنجرهای پولیس را قطار کرده، آژیرهایشان را روشن میکنند و در چهار طرف شهر لشکرکشی میکنند. بیشتر دزدان باخبر میشوند و به کوچهها نمیآیند. البته گفته میشود که مسئولان حوزه برای محکمکاری به قراردادیهایشان تماس میگیرند و از آنها خواهش میکنند که چند مدتی را در آغوش گرم خانواده بمانند. یکی از آمران حوزه در این رابطه گفت «هر شهروند حق استراحت دارد و ما این حق را به تعدادی از شهروندان پیشنهاد میکنیم.»
مرحلهی رزمایش: در این مرحله پولیسها معمولا در جادههای عمومی پخشاند. تعدادی را دستگیر میکنند. تصاویرشان را در دنیای مجازی نشر میکنند و از دستآوردهایشان سخن میگویند. تعدادی از مقامات وزارت داخله از همکارینکردن سارنوالی در این مرحله شاکیاند. آنها میگویند که ما افراد مظنون را دستگیر میکنیم، اما از آنجاییکه هر دزد از خود خانواده دارد و در خانوادهیشان آدمهای ریشسفید و پیچهسفید وجود دارند و احترام آنها محفوظ؛ بنابراین باید اکثریت افراد دستگیرشده را رها کنند. اما دادستانی کل این اتهامات را بیاساس خوانده و میگوید که شیوهی تحقیق این اداره به نسبت سرمای جانسوز از کار افتاده است. بههمین خاطر از مجموع افراد بازداشتشده، شما هیچ سرنخ یا مورد مفیدی را بهدست نمیآورید.
مرحلهی بدیل: در این مرحله تعدادی از مقامات به این نتیجه میرسد که مسئولان فعلی موظف در سطح شهر از قبیل آمران حوزه دیگر قابل اعتماد نیست، چرا که اندیوالبازی میکنند و دزدان دستگیرشده را به بهانههای مختلف آزاد میکنند. بنابراین طرح میریزند که مسئولان را تبدیل کنند. این کارشان تا جایی منطق دارد. چرا که منسوبین جدید تا چینلهای اندیوالی را جور میکنند، حداقل یک تا دو ماه زمان میبرد و در این دو ماه، مردم تا جایی راحت خواهند بود.
مرحلهی نهایی: وقتی به این مرحله میرسیم متوجه میشویم که زمان زیادی گذشته، اما دزدان همچنان پادشاه کوچههایند. دزدیها ادامه مییابد، وزارت داخله هم هرازگاهی یک کاروان پولیس با آژیرهای روشن را به جادهها میفرستد و شغل دزدهای شریف را با محدودیت روبهرو میکنند.
نوت: تعدادی از دزدان خداجو و مؤمن اقدامات وزارت داخله را رضایتبخش میخوانند. آنها میگویند «خیر باشد، اگر شبها حق دزدی نداریم، به روز قناعت میکنیم. از مردم عزیز کابل خواهش میکنیم مثل همیشه وارخطا و اَبَلک در کوچهها بیایند و مثل گذشته نه به پولیس دل ببندند و نه به قانون. راه مقصد دراز است و ما همه همسفریم.»
