یکشنبهشب، نیروهای قطعهی ۰۱ امنیت ملی، عملیاتی را در خیرخانهی کابل انجام دادند که چند روز بعد، مسبب یک اعتراض بزرگ به عملکرد این اداره شد. نیروهای قطعهی ۰۱ در این عملیات عبدالستار غوربندی را که در منزل یکی از نزدیکانش مهمان بود، کشتند. به همراه آقای غوربندی چند همراه او از جمله تعدادی از وابستگانش نیز کشته شدند.
یک روز بعد، امرالله صالح، معاون اول تیم انتخاباتی دولتساز در واکنش به این اتفاق گفت که آقای غوربندی بر اثر «یک دسیسهی پیچیده و اطلاعات اغواکننده» کشته شده و او از هیچ تلاش سیاسی و مسلکی برای ردیابی قضیه دریغ نخواهد کرد. معاون اول تیم دولتساز کشتهشدن عبدالستار غوربندی توسط قطعهی ۰۱ امنیت ملی را «جنایت» خواند.
کشتهشدن عبدالستار غوربندی، واکنشهای اعتراضی متعدی به عملکرد ادارهی امنیت ملی را برانگیخت. گروهی از شهروندان و فعالان سیاسی و اجتماعی قضیهی کشتهشدن آقای غوربندی توسط نیروهای امنیت ملی را در ردیف عملیاتهای مشابه نهادهای امنیتی بر فرماندهان محلی نظیر حمله به اقامتگاه نظامالدین قیصاری و عبدالغنی علیپور قراردادند و خواستار انجام تحقیقات و شفافسازی عملیاتی که به قتل او انجامید، شدند. یک روز پس از کشتهشدن آقای غوربندی، امرالله صالح اعلام کرد که هیأتی متشکل از چهار نمایندهی مجلس، دو عضو خانوادهی عبدالستار غوربندی و دو تن از افراد به زعم او «باتجربه» از شمالی، تحقیقاتاش در مورد بررسی این عملیات قطعهی ۰۱ امنیت ملی را آغاز کرده است.
عبدالستار غوربندی کی بود؟
عبدالستار غوربندی، یکی از فرماندهان جهادی وابسته به حزب جمعیت اسلامی در ولایت پروان بود. او در طول سالهای پس از سقوط طالبان و شکلگیری نظام سیاسی جدید کماکان بهعنوان یکی از فرماندهان محلی تأثیرگذار در مناسبات اجتماعی ولایت پروان و بهویژه ولسوالی غوربند، اعمال نقش میکرد.
آقای غوربندی در یک رقابت حزبی دیرسال میان حزب جمعیت و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار، در ولایت پروان نقش داشت و کماکان چرخ رقابت با فرماندهان حزب رقیب را میچرخاند. پس از امضای توافق سیاسی دولت افغانستان با حزب اسلامی و آشتی گلبدین حکمتیار با نظام، فرماندهان وابسته به این حزب در تمام افغانستان بهصورت کل و ولایت پروان بهصورت خاص با دریافت حمایت سیاسی ناشی از توافق سیاسی حزب متبوعشان با دولت، میدان مانور و نفوذ بیشتری یافتند.
با مرگ برهانالدین ربانی رهبر حزب جمعیت اسلامی که در طول سالهای طولانی بهعنوان یک نقطهی محور، چهرههای ارشد و مختلفالرأی شورای رهبری این حزب را کمابیش منسجم و متحد نگه داشته بود، انسجام در سطح رهبری این حزب در قیاس با زمان حیات آقای ربانی از هم گسست. پراکندگی در اعضای ارشد حزب جمعیت بر فرماندهان و متنفذین محلی وابسته به این حزب نیز سرایت کرد.
آقای غوربندی در کانتکس شکست انسجام در شورای رهبری و فرماندهان محلی حزب جمعیت، در این اواخر به امرالله صالح، رییس روند سبز و معاون اول تیم انتخاباتی دولتساز به رهبری رییسجمهور غنی نزدیک شد.
برخلاف فضای سیاسی حاکم بر فرماندهان محلی وابسته به حزب جمعیت در انتخابات ریاستجمهوری ۶ میزان، آقای غوربندی از تیم انتخاباتی دولتساز در ولایت پروان حمایت کرد. او در این ولایت برای تیم دولتساز تبلیغ و رأی جذب کرد.

صد روز پس از انتخاباتی با یک رقابت تنگاتنگ و نفسگیر، عبدالستار غوربندی، یکی از متحدان انتخاباتی تیم دولتساز که بهلحاط تاریخی، سنتی و سیاسی به حزب حامی تیم رقیب (ثبات و همگرایی) وابسته بود، یکشنبهشب، ۱۵ جدی، توسط نیروهای امنیت ملی در خانهی میزباناش واقع در خیرخانهی کابل به همراه چند عضو فامیلاش کشته شد.
قتل هدفمند یا خودسری در امنیت ملی؟
امرالله صالح در مراسم فاتحهی عبدالستار غوربندی در ولایت پروان ادعا کرد که رییسجمهور غنی از این عملیات نیروهای قطعهی ۰۱ امنیت ملی بیاطلاع بوده است. براساس ادعای امرالله صالح، هیچ یک از مقامات امنیتی، عملیات نیروهای امنیت ملی بر محل اقامت آقای غوربندی و کشتهشدنش را به آقای غنی گزارش نداده و رییسجمهور توسط او (امرالله صالح) از ماجرا مطلع شده است.
منابعی از نهادهای امنیتی همچنان تأیید میکنند که نهتنها رییسجمهور غنی که مشاور شورای امنیت ملی و رییس عمومی امنیت ملی نیز از این عملیات مطلع نبودهاند. معمول است که چنین عملیاتهایی به دستور و تصمیمگیری شخص رییسجمهور یا دستکم مشاور شورای امنیت ملی یا رییس عمومی امنیت ملی انجام میشود.
به نظر میرسد احتمال مطلع بودن رییسجمهور غنی یا دستکم دیگر مقامات ارشد امنیتی نظیر مشاور شورای امنیت یا رییس عمومی امنیت ملی از این عملیات، صادق باشد. با توجه به حساسیت این اتفاق و تنشها و اعتراضهایی که خلق کرده و میکند، بهنظر میرسد تبرئهی رییسجمهور غنی و دیگر مقامات ارشد امنیتی از سهیم بودن در این اقدام، در راستای تلاش برای دور نگهداشتن رییسجمهور از آسیبهای سیاسی و اجتماعی این قضیه باشد.

ادعای امرالله صالح و برخی از منابع در نهادهای امنیتی که نمیخواهند هویتشان فاش شود مبنی بر بیاطلاعی رییسجمهور غنی و دیگر مقامات ارشد امنیتی از این عملیات عذری بسیار بزرگتر از گناه است. اگر این ادعا صحت داشته باشد، ناچاریم یک خودسری تکاندهنده و از همگسیختگی شدید سلسلهمراتب تصمیمگیری و اجرایی در مهمترین نهاد امنیتی-استخباراتی کشور را بپذیریم. تکاندهنده و تأسفبار است که گروهی از نیروهای یکی از قطعات امنیت ملی کشور، بدون اطلاع رییسجمهور و مقامات مافوقشان، شبانه از مقر استقرارشان خارج شده و با یورش بر اقامتگاه یک شهروند، او و همراهانش را به گلوله میبندند. اگر ادعای آقای صالح و منابعی از نهادهای امنیتی مبنی بر بیاطلاعی رییسجمهور و دیگر مقامات ارشد امنیتی از کشتهشدن آقای غوربندی با آن کم و کیف درست باشد، هرچند حیرتآور و تکاندهنده است، اما باید بپذیریم که خودسری در مهمترین نهاد استخباراتی و از همپاشیدگی سلسهمراتب تصمیمگیری در آن، عملا سرقومندانی اعلای قوای مسلح و اختیارات و وجههی آن را به تمسخر گرفته است. باید منتظر ماند که تحقیقات هیأت تحقیق به چه نتایجی دست مییابد و چه زوایایی از این عملیات بهزعم آقای صالح «جنایتبار» افشا میشود.
