عیسا قلندر
افتخارمآب برادر گرامی، شخصیت بینظیر، مدیر توانا، سیاستمدار برجسته آقای امرالله صالح نازنین السلام علیکم و رحمتالله و برکاته. اما بعد، از قدیم گفتهاند «تو نیکی میکن و در دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز» و بر تمام ملت مسلمان افغانستان ثابت شده است که خداوند جل جلاله به تمامی وعدههایش عمل میکند و اگر قرار باشد جواب نیکیها را به بندگانش برگرداند، ممکن در سختترین حالات دست کمک بهسوی بندگانش دراز کند.
آقای بینظیر سیاست نو افغانستان! شما سمبول بدون کموکاستی نیکی و نیکوکاری در افغانستاناید. شما قبل از انتخابات برای چند روز سرپرست وزارت داخلهی کشور گماشته شدید و از همان ابتدای کار لطف بزرگی در حق مردم افغانستان، بهخصوص شهروندان کابل انجام دادید. شما پوستههای پولیس را از سطح شهر برداشتید و بهجایش گزمههای سیار را فعال کردید. این اقدام شجاعانهی شما باعث شد گروههای اوباش و دزد از فرصت استفاده کرده و بدون هراس از دستگیرشدن به فعل نامرغوب دزدی و جرح و ضرب مردم در پس کوچههای شهر بپردازند. چرا که گزمههای پولیس عمدتا اطراف چهارراهی، سرکهای عمومی و گاهی سرگردان در پسکوچههایی که خودشان هم نمیدانند بنبستاند یا خیر، چرخک و دورک میزدند/میزنند. در مقابل، دزدان و رهگیران بیشرف که معلوم نیست اطلاعات کوچهها را از کدام بانک اطلاعاتی دزدیدهاند، در کارشان واردند. هرچند گاهگاهی گیر میآیند و چانس میآورند و دوباره آزاد میشوند.
شما در کنار نیکو بودن، بانک اطلاعات تخمینیاید. من همواره به تواناییهای شما رشک بردهام. جهان ساینس امروز ثابت کرده که افراد بسیار انگشتشماری در سراسر جهان وجود دارند که اطلاعات تخمینی دارند و شما امروزه در صنف انسانهای نادر قرار دارید. اگر مبالغه فرض نمیکنید، شما بدون آنکه خواسته باشید، یک نوع از نسل بشر را از انقراض نجات دادهاید. اما همانطور که در بخشهای دیگر با خرابکاران سروکار داریم، در این بخش هم با تعدادی از هموطنان مواجهایم که به اطلاعات تخمینی شما شک میکنند. اما خداوند دیر یا زود پاسخ این کارشان را خواهد داد. یکی از رفقای من به اسم زمری مهدوی یک بعدازظهر به اطلاعات تخمینی شما شک کرد، فردا که در صنف انگلیسی آمد، دهنش کج شده بود و هیچ انگلیسی صحبت نمیتوانست. مچُم چیز میگفت. رقم رقومش بنگلادیشی واری بود.
حالا که ثابت شد شما در نیکوکاری مانند ندارید و یکی از معدود افراد قادر به تولید اطلاعات تخمینی در سطح جهاناید، بگذارید برای تعدادی از مردم کمحافظه بگویم که شما چه حافظهی خوبی هم دارید. شما تا قبل از رفتن به قندوز برای حقیقت، میگفتید که رییسجمهور بلا است و رییس اجرائیه ملا (البته شما چنین نگفتهاید، ما کجبرداشتها چنین برداشت کردیم)، اما خوشبختانه شما در قندوز حقیقت را کشف کردید و ثابت کردید که رییس جمهور بلا نیست و رییس اجراییه هم ملا نیست. از آن پس حتما خواست خداوند متعال این بود که از بغل آن یکی برخیزید و کنار این یکی بنشینید و ای بسا خوشنشستنی. هرکسی چنین جرأتی ندارد، چون هرکسی حافظهی خوبی ندارد. خوشبختانه جهان ساینس این را هم ثابت کرده که جرأت ریشه در حافظه دارد. فقط کسانی جرأت میکنند از بغل این بخیزند و در آغوش آن جا خوش کنند که حافظهی خوبی دارند.
بنابراین بندهی حقیر ضمن عرض سلام و درود، خواستم بهنحوی از شما بخواهم که پیش از دست یافتن به قدرت معاونت ریاستجمهوری، تصویر و اطلاعات بنده را از حافظهی بیمثالتان پاک کنید. من از کارهای اشتباهی میترسم. یکبار کاکایم مرا خیال پسر چوپان علی کرده نزدیک با بیل به سرم زده بود. خدا رحم کرد و من عادت داشتم موقع راه رفتن پیش پایم را نگاه نکنم و آن روز پایم به ریشهی توت بند شد و به زمین خوردم. پسر چوپان علی از باغ کاکایم تربوز دزدیده بود، کاش یکی یا دو تا دزدیده بود، نامرد 16 دانه تربوز را با چاقو پاره کرده بود و فقط یکی را که خوب صحیح سرخ و رسیده بود، با خود برده بود. فلهذا قبل از آنکه دیر شود، تصویر من حقیر و مسکین را از حافظهتان شیفتدیلیت کنید، چرا که در کشور عزیز ما حالا یک گروه دیگر پیدا شده و اگر تصاویر را شیفتدیلیت نکنیم، ممکن حافظه مافظهی ما را هک کنند و اطلاعات را دوباره به کار بیندازند.

زیاد مزه دار نبود. نقد و به مواردیکه اشاره شده بود زیاد دلچسپ نبود.