آقای متخصصِ بوی دهان | طنز

اطلاعات روز

عیسا قلندر

دیروز خداوند در حق من لطف کرد و به من فرصتی عنایت کرد تا لحظه‌ای در تخصص‌خانه‌ی آقای داود سلطان‌زوی باشم. ایشان متخصص بوی دهان آدم‌هاست. نه نه، خواهش می‌کنم اشتباه متوجه نشوید. درست است که بوی دهان را هرکسی می‌تواند تشخیص بدهد، اما آقای سلطان‌زوی متخصص دیگری‌ست؛ ایشان از فاصله‌ی دور، حتا از طریق تماس تلفنی و استاتوس‌های شما در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند بوی دهان شما را تشخیص دهد. او نظر به کلماتی که شما هنگام سخن گفتن به کار می‌برید، تشخیص می‌دهد.

اولین کسی که جهت معاینه‌ی بوی دهانش به تخصص‌خانه‌ی این متخصص کم‎یاب مراجعه کرد، عبدالمنان از ولایت نورستان بود. آقای متخصص از او خواست چند کلمه‌ صحبت کند. عبدالمنان گفت: «در انتخابات ریاست‌جمهوری برای مشر صیب غنی رای دادم و خوشحالم که او دوباره رییس‌جمهور می‌شود.» متخصص فورا بوی دهان او را تشخیص داد و گفت: «دهان شما بوی آبادی می‌دهد. لطفا این سخنان خویش را همه‌جا بگویید تا عطر آبادی در سراسر کشور پخش شود».

نفر بعدی یکی از دوستان استاد ناطقی، نماینده‌ی خاص تیم ثبات و همگرایی بود. ایشان یکی از استاتوس‌های فیس‌بوک آقای ناطقی را به متخصص صاحب نشان داد. آقای سلطان‌زوی وقتی استاتوس او را خواند، گفت: «این آدم کلان بچه است، دهانش بوی ملی‌سرخک می‌دهد. ما از این بچه کلان خواهش می‌کنیم مقامش را سر تبنگ در بازار بفروشد و چند بسته ساجق بخرد که هوا کمی دیگر شود. نقد و نظر».

هنوز دوست آقای ناطقی از تخصص‌خانه‌ خارج نشده بود که تلفن آقای متخصص به صدا درآمد. من دقیق نفهمیدم کی بود، اما یکی به اسم فضلی برایش زنگ زده بود. آقای متخصص به او گفت «فضلی صاحب گرامی، ما اندیوال هستیم. من از خیلی وقت پیش متوجه بوی دهان شما هستم. باید اعتراف کنم که دهان شما بوی گل مریم می‌دهد. من عاشق بوی گل مریمم. تو را به جان هرکسی که دوست داری، این‌دفعه که گل مریم به خانه‌ات آوردی، مرا هم مهمان کن. این‌گونه هیچ قبرغه‌ای نمی‌شکند. مریم هم گلی‌ست که اگر یک‌نفر ببویدش هم همان بو را می‌دهد و اگر دو نفر ببوید هم همان بو را می‌دهد. هیچ کم نمی‌شود».

آقای متخصص هنوز در فضای عطرآگین گل مریم بود که در مسنجر فیس‌بوکش پیام آمد. آن را خواند و در جوابش نوشت: «برادر گرامی دهان شما بوی توقعات بی‌جا می‌دهد. هنوز نتایج انتخابات معلوم نشده و توافق ما برای بعد از معلوم‌شدن نتیجه‌ی انتخابات و پیروزی تیم بود. نه این‌که شب خواب آمریت ببینی و روز سودای بورسیه ماستری در سر داشته باشی. اگر یک‌دفعه دیگر برایم پیام بفرستی، آقای دانش را با چهار-پنج نوع شوینده‌ی کیمیاوی به خانه‌ات می‌فرستم».

او با عصبانیت مبایلش را روی میز گذاشت و عینکش را که در فرودگاه بینی‌اش تکیه داده بود برداشت. کسی نامه‌ای برایش آورد. پشت نامه با اختصار نوشته بود «H.A.N». وقتی نامه را خواند مبایلش را برداشت و شماره‌ای دایر کرد و گفت «جناب رییس صاحب، بنده این‌قدر جرأت از کجا کنم که در مورد بوی دهان شما صحبت کنم. به خدا و بنده معلوم است که دهان شما بوی شفافی دارد، این‌قدر شفاف که آن‌طرف بوی دهان شما پیروزی نظام جمهوریت را می‌توان مشاهده کرد. درحالی‌که اگر نظر به بوی دهان F.Z.N ببینیم، آن‌طرفش راکت و توپ و کلاشینکوف معلوم می‌شود. تخصص من می‌گوید که شما اگر آن سه‌صدهزار چیز را از چیزتان بیرون کنید، دهان‌تان بوی جوراب‌های مردانه خواهد گرفت. پس مواظب باشید».

وقتی متخصص جواب آن نامه را نوشت، برای چند لحظه‌ای مشتری نداشت. درحالی‌که عینک‌اش را پس در فرودگاه بینی گذاشت، به من گفت: «از ژورنالستان بدم می‌آید، این طایفه بیخی تخصص مرا زیر سوال می‌برد. یک روز دهان‌شان بوی رفاقت می‌دهد، روز دیگر می‌بینی که شماتت‌شان عالم و آدم را دیوانه کرده.» او سپس یکی از دوستانش را به یاد آورد که چند سالی در رشته‌ی خبرنگاری کار کرده بود. آقای متخصص حتا توانست با به یادآوردن آن دوستش که حالا در تیم صلح و عدالت مشاور شده، بوی دهان او را تشخیص بدهد. این متخصص نام‌دار گفت: «آن رفیقم که دهانش کم‌تر از سیب بو نمی‌داد، حالا دهانش بوی پیاز هضم‌شده را می‌دهد. عجب دنیایی داریم ما موجودات بودار!»

من که تا این دم هیچ حرفی نگفته بودم، گفتم: «متخصص صاحب این تخصص را از کجا به‌دست آورده‌اید؟» عینکش را برداشت و گفت: «دهانت بوی مرغ ایرانی می‌دهد. من تخصصم را از زمانی‌ که سال‌ها پیش هوایی رفتم و بعدش مجبور شدم پیاده بگردم، به‌دست آوردم. راه برگشت طولانی بود و من فرصت کسب تخصص را داشتم.»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه