«من در این مجلس یک نفر مسلمان نمی‌بینم» | طنز

اطلاعات روز

عیسا قلندر

نوبت به حجت‌الاسلام و المسلمین استاد حاج آقای نعمت‌الله موسوی رسید. ایشان خطابه‌ی غرایی را شروع کرد. وی در مورد این بیت سخن می‌گفت «اسلام در ذات خود ندارد عیبی/ هر عیبی هست از مسلمانی ماست.» آقای موسوی این بیت را موشکافی کرد، مثال‌ها آورد، دلایل گفت و در آخر یعنی هنگام نتیجه‌گیری خطاب به حضار گرامی گفت: «بلی برادران، خواهران و سروران گرامی! من در جمع شما یک نفر مسلمان نمی‌بینم.» در همین موقع، حاجی مبلغ که نزدیک منبر نشسته بود رو به طرف موسوی کرد و انگشت اشاره‌اش را بلند کرد. حجت‌الاسلام ادامه داد و گفت «به جز حاجی مبلغ.» استا نجف که فهمیده بود جریان از چه قرار است، از جایش بلند شد و لحظه‌ای رو به طرف آغای موسوی کرد و سپس بالش‌اش را سرجایش درست کرد و دوباره نشست و آقای موسوی اضافه کرد «استا نجف هم چند سال می‌شود که در مسیر صحیح دین مبین اسلام قرار گرفته است».

بقیه‌ی حضار از این‌که در مسیر درست مسلمانی قرار نداشتند، کنجکاو شده بودند که چرا حاجی آقای موسوی اول همه را کافر کشید و سپس دو نفر را دوباره در لیست مسلمان‌های سم‌صحیح قرار داد. وقتی مجلس ختم شد، یک تعداد رفتند که از حاجی مبلغ بپرسد که گپ از چه قرار است. حاجی مبلغ از همان هشیارهای بی‌نظیر بود. هرچه سرش فشار آوردند، او نگفت که گپ از چه قرار است. خلاصه یک تعداد بسیار کُفت کرده بودند که چرا آقای موسوی آن‌ها را کافر کشیده و از میان یک جمع چند صدنفری، فقط برای حاجی مبلغ و اُستا نجف تخفیف قایل شده. اما هرچه سر حاجی مبلغ و اُستا نجف فشار آوردند، آن‌ها چیزی نگفتند.

مستری نادر که در طول زندگی‌اش آدم آرامی بود و آرامشش برای خیلی‌ها مثال بود، همان سال خانه آباد می‌کرد. او دروازه و پنجره‌های خانه‌اش را داده بود به اُستا نجف. در منطقه ما به نجار، کفاش، رنگمال، معمار و آهنگر اُستا می‌گفتند و اُستا نجف نجار بود. روزها گذشت و تقریبا همه خطابه‌ی غرای آقای موسوی را فراموش کرده بودند. مستری نادر یک روز موقع چای چهاربجه‌ای کارگران از اُستا نجف پرسید که داستان آن خطابه چیست؟ اُستا نجف ظاهرا نمی‌خواست چیزی بگوید، اما مستری نادر گفت «اگر کدام راز است، نگو. نمی‌خواهم از راز کسی باخبر شوم.» این جملات در دل اُستا نجف شیرین گشت و گفت «نه. هیچ رازی نیست. آقای موسوی از من و حاجی مبلغ قرضدار است. آن روز وقتی دیدم که آقای مبلغ طلب‌کاری‌اش را به رُخ آقای موسوی کشید و آقای موسوی از حرفش گشت، منم از جایم بلند شدم و به آقای موسوی اشاره رساندم که از من هم قرضدار است و خانه‌ی آقای موسوی آباد، در مورد من هم تخفیف قایل شد.» مستری نادر مثل همیشه آرام بود و چیزی نگفت. اما خیلی زود همه باخبر شدند که چرا حجت‌الاسلام اول روی همه خط کشید و سپس دو نفر را از جمع کشید و به آن‌ها اعتبار اسلامی داد.

چرا من این چرندیات را برای شما نوشته‌ام؟ اگر متوجه باشید عین این سناریو همین چند روز پیش در ارگ اتفاق افتاده. یکی از بزرگواران دولت (همان‌گونه که حجت‌الاسلام آقای موسوی بر علم دین اشراف دارد، این مقام بر قانون و مدنیت و فرهنگ و وحدت ملی اشراف دارد و تا کنون سه بار به‌دلیل این‌قدر فهم بالایش، مدال شاه‌محمود را دریافت کرده است) در ارگ ریاست جمهوری گفته که «آن‌هایی که در انتخابات گذشته به تیم ما نپیوستند و نمی‌توانستند بپیوندند، یا زورمند محلی بودند، یا مافیا بودند و یاهم عاشق زر و زور بودند. باقی تمام آن‌هایی‌که عقل سلیم در بدن سالم داشتند به ما پیوستند و ما اکنون خیلی مایه‌ی افتخار کشور شده‌ایم.» اما شما می‌دانید که در هر موردی استثنا وجود دارد. این مقام در مورد استثناهای تیم مورد نظرش گفت «نخیر! آن ‌کسی که قبلا شاخ دولت را در مزار می‌شکستاند نه زورمند محلی است و نه مافیا. عاشق زر و زور هم اصلا نیست. درست است او زورمند است، اما زورمند ملی است نه محلی. همچنان آن کسی که در هرات متهم به آدم‌ربایی است، در حقیقت بنیان‌گذار مدنیت هروی می‌باشد. دشمنان افغانستان، مخصوصا دشمنان مردم شریف هرات که همین اکنون می‌خواهند حکومت را بین اعضای فامیل‌شان تقسیم کنند، بر او تهمت آدم‌ربایی زده‌اند. همین‌طور آن وکیل پارلمان که گفته می‌شود در شرق کشور هنگام انتخابات از آن ‌طرف مرز نفر وارد کرده، برای‌شان تذکره می‌گیرد و در روز رای‌گیری از آن‌ها رای می‌گیرد، نیز یک عالم باعمل، یک جوان متخصص و دنیا دیده است که متاسفانه او هم مورد اتهام‌های بی‌اساس قرار دارد. حتا ما شنیده‌ایم که یک‌عده بالای رییس جمهور اتهام فروش زمین به نرخ پیاز سری را وارد می‌کنند و متأسفانه این مردم هیچ شرم ندارند. ما به مردم قول می‌دهیم که تمام این موارد در تاریخ تحت عنوان شایعات بی‌اساس ثبت خواهند شد».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه