عیسا قلندر
یکی از اعضای ارشد تیم ثبات و همگرایی در مورد سایز بینی یک قوم فکاهی گفت و معاون اول تیم دولتساز به آن کمی پترول و مواد منفجره علاوه کرده به میدان آمد و به مردم اطلاع داد که تیم ثبات و همگرایی بسیار یک تیم بد است، چرا که سر بینی یک قوم ریشخند میزند و سهم آن قوم را به اندازهی بینیشان محدود میکنند. سپس سروصدا بلند شد. طرفداران ارگ لعن و نفرینشان را حوالهی ثبات و همگرایی کردند و با تمام توان کوشیدند آنها را فاشیست و کمظرفیت جلوه دهند و برای تیم خودشان آبرو و امتیاز جمع کنند. هواداران ثبات و همگرایی چسبیدند به جان آقای صالح و او را متهم به شعلهور کردن احساسات قومی و نژادپرستی کردند و همهی هنرشان را به خرج دادند که آقای صالح را نفاقانداز و فتنهجو جلوه دهند. عدهای هم بدون اینکه نفع و ضرر کدام تیم انتخاباتی را در نظر بگیرند، از آقای صالح خواستند مدرک خویش را عمومی کند تا با رویت مدرک تصمیمگیری کنند یا واکنش نشان بدهند. بعد که واقعیت مسئله معلوم شد، خیلیها واکنش نشان دادند. سران تیمهای دولتساز و ثبات و همگرایی سکوت کردند. ما با چند نفر از شهروندان در خصوص سکوت این دو تیم یا بهتر است بگویم در مورد سکوت سران ارگ و سپیدار مصاحبه کردیم. شهروندان چنین گفتند:
علیاصغر دریانوش: عجب مردم سادهاید شما. توقع دارید غنی چه واکنشی نشان بدهد یا عبدالله چه واکنشی نشان بدهد؟ این یک اهانت ساده بود. به باور من اگر خدای نکرده آقای صالح آدم هم بکشد، غنی او را ملامت نمیکند یا مولوی حسام اگر در حق یک زن تجاوز هم کند، آقای عبدالله او را ملامت نخواهد کرد. اینها فقط بلدند مردم عادی و رقیبهای خود را ملامت کنند.
احسان مهردادی: سابق یک ارباب ظالم بوده و هر وقت در مهمانیها بادش میرفته، به خدا و قرآن قسم یاد میکرده که بچهی فلانی بود. بهنظر من هر دو طرف فعلا دنبال بچه فلانی میگردند تا سر او چپه کنند.
عقیل ولسمل: باز خدا را شکر که حداقل به همینقدرش کفایت کردهاند. به نظر من هردو طرف ظرفیت بالای توهین به مردم و تمسخر اقوام را دارند و هیچ کدامش از دیگری کم نیست.
ریحانه موسوی: توقع ما از جناب رییسجمهور و رییس صاحب اجراییه این است که با مجازاتکردن نفرهایشان احترامشان به مردم شریف هزاره را ثابت کنند. در غیر آن چیزی که عیان است چه حاجب به بیان است.
مهدی یاسا: برای من فرقی نمیکند. من آنقدر از این اهانتها شنیدهام که دیگر برایم مهم نیست. گیریم که هم غنی، هم عبدالله این دو نفر را ملامت کردند، آیا اهانت به اقوام متوقف میشود؟ نه. فردا یکی دیگرش بلند میشود و از این هم غلیظتر توهین میکند.
فرشید نقشبندی: دوره کمونیستها بود، یک مرد از قریه ما به کابل آمده بود و رفته بود در کدام جای خراب و پسرش را آنجا دیده بود. پسرش هم او را آنجا دیده بود. بعد هردویش باهم پروتوکول کرده بود که تیر خوده بیارند. شاید حالی هم همینقسم باشد. شاید داکتر صاحب عبدالله پیش مولوی حسام کدام کیس داشته باشد و اشرف غنی پیش امرالله صالح. شاید کلشان پروتوکول کرده باشند که تیر خوده بیارند.
عبدالله هروی: خیلی زمان میبرد تا یاد بگیریم که ملامت را ملامت کنیم، بدون اینکه به دور بودن یا نزدیک بودنش فکر کنیم. فعلا این ظرفیت را نداریم. شاید سه صد سال بعد به این توانایی برسیم. اگر سه صد سال بعد هم برسیم، به نظر من پیشرفت خوبی است.
تمنا ایلخانی: وای از آن روز که هرچه بگندد نمک زند و نمک هم گنده باشد. در وطن ما متاسفانه نمک گنده شده و اصلا قابل زدن به چیزهای گندهی دیگر نیست.
عقیلشاه نفس: هیچ پشت همین گپها نگردید. دوره، دورهی انسانیت و ادب نیست. دوره، دورهی زدن و خوردن است بیادر جان. این دو نفر هم که قافلهسالار است. اگر میتوانید چنگگ خوده بچسبانید، اگر نمیتوانید جیبتان را محکم بگیرید که میزنند. خدا و راستی میزنند.
فریدون شعله: انتخابات گذشته، برای چه بیایند با مردم همدردی کنند؟ قصابها گاو را برای چه چاق میکنند؟ برای اینکه گوشت بیشتر بفروشند و سود بیشتر گیر بیاورند.
آذر: یککلام او بیادر! اینها بزدلاند.

خیلی مقبول عزیز بیادر خود