عیسا قلندر
خوانندگان عزیز! گفتوگوی اختصاصی داریم با مشاور امنیت ملی کشور، آقای امرالله محب.
ما: جناب آقای امرالله محب خودتان را معرفی کنید.
امرالله محب: ما حمدالله محب هستیم، جوانترین مشاور امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان. امرالله محب نیستیم بهدلیل اینکه امرالله خان، معاون اول ریاستجمهوری است بخیر و فعلا در قهوهخانهی ارگ فیسبوک میزند.
ما: محب صاحب معذرت میخواهم، من میدانم که در پاسپورت داخلی و خارجیتان شما «حمدالله محب» هستید. اما تازگیها از زبان یکی از مشاوران که نامشان در ذیل دهها مشاور رییس صیب غنی است، ترکیب «امرالله محب» را شنیدم و عرض میکنم که پس از این اشتباه ظاهرا لفظی او کاملا معتقد بود که شما «امرالله محب» هستید. من میخواهم توضیح شما را بشنوم.
حمدالله محب: ببینید! شما مصاحبه همو خبرنگار با داکتر صاحب عبدالله را که 10 سال است خود را رییسجمهور رییسجمهور میکند، شنیدهاید؟ اگر نشنیدهاید، بعد از ختم مصاحبه برایتان پلی میکنم.
اما برگشت میکنم به جوابتان.
از وقتی حمدالله بودم که تولد شدهام. او از وقتی امرالله بود که در پنجشیر بود. مه از وقتی «محب» بودم که داکتر صاحب غنی در سال 2009 خود را نامزد میکرد. او از وقتی «صالح» شد که معاون اول رییسجمهوری را پیشنهاد کردیم، اگر نه او کی صالح بود به ضد ما و رییس صایب گپ میزد. او مشاور اشتباه لفظی کرده و از طرف مه بخشیده است.
ما: امرالله محب صاحب شما گفتید که…
حمدالله محب: خواهش میکنم دیگر امرالله محب نگویید که برای هر دوی ما بد است.
ما: مشاور صاحب واقعا دست خودم نیست. خدا بزند مشاور دیگر ریاستجمهوری را که این طوری به من گفت.
حمدالله محب: پروا ندارد. مقصرش امرالله خان است که ناق ناق در ارگ میآید.
ما: امرالله خان ناق ناق در ارگ میآید؟
حمدالله: بلی. شما دیدید که دیروز یک مقاله نوشته بود در فیسبوک. نعوذ بالله بینی قومای هزاره ما را در ترازو مانده بود. همو مقاله را از قهوهخانه ارگ که وحیدجان عمر سرش زیاد زحمت کشیده، نمشته بود.
ما: نظر شما در مورد آن مقالهای که گفتید چیست؟
حمدالله: اصلا یکی از دلایلی که مشاور صاحب ما را «امرالله محب» گفته، شاید به همین خاطر باشد. ما در سال 2014 مسئول کمپین دیجیتل رییس صاحب جمهور بودم. در یکی از پروژههای دو میلیون دالری که برای کمپین رییس صاحب در امریکا مصرف کردیم که شما در اطلاعات روز اسناد آن را دارید، یاد گرفتم که چطور همی گپ بینی، گوش، لُنگی، حتا همی قومای هزاره ما که حالی کلشان ماشالله «علی خان» است و یکی-دو نفر در دفتر ما هم هست، سر ای گپا قار میشه، خوش میشه و فایدهاش به ما چیست.
مه از 2014 بیخی پیشتر این کارها را با فیسبوک میکردم و تخصصم همین است. اما خوشبختانه حالا امرالله صالح نفر رییس صایب است در ای بخش. منتها او ترازویش صیی نیست. همیالی شما کل بینی هزارهها را وزن کنید، به اندازه نصف هزارهها در دولت نیست. یک وزیر داریم، یک معاون رییسجمهور، یک چند تا مویین داریم. د سطح ریاست خو بیخی شاید 10 نفر باشد.
ما: مشاور صاحب! حالا دیگه اگر شما را «امرالله محب» بگویم، ناراحت نمیشوید.
حمدالله: امممم. نه به اندازهی قبلی. چرا که امرالله خان پارتنر نزدیک من است. حتا در مجالس جنگی و امنیتی نظر ایشان را میگیرم. میبینی که چه روز است سر طالبان. هموطو که بیبینیها در دولت وضعش بد است و گپشان در فیسبوک، طالبان نیز در میدان جنگ وضع خوبی ندارند و در فیسبوک خو بیخی.
ما: مشاور صایب! حضور امرالله در جلساتی که مربوط به حمدالله است، مشکلساز نیست؟
حمدالله: هرگز، هرگز، هرگز!
بی او نمی خندم.
بی او عشقی بر دل،
هرگز نمی بندم.
رییس، رییس، رییسا!
اگر به کام من،
سرباز بگردانی،
طالب بسوزانم.
ما: مشاور صایب! بفرمایید بشینید، وقت رقص نیست، برعکس این طالبان بود که چند روز پیش عسکر ما را سوختاندند و درضمن اشتباه خواندید این آهنگ احمدظاهر فقید را.
حمدالله: ببین جانم. تو خبر نداری که ما همی نسخه را در ایام جشن صدسالگی استقلال بازسازی کردیم؟ هموطو که رییس صایب شیفتهی امانالله خان است و قصرش را ساخت، احمدظاهر نیز از جمله ذخایر ملی ماست. بازسازی این آهنگ با تمرین و سختی زیاد صورت گرفت. و تو چطور خبر نداری که شبی که ترمپ تویت کرد و د دان خلیلزاد با طالب زد، ما دستهجمعی همین را میخواندیم.
در ضمن این خودتان هستید اشتباه گفتید. طالب هم هیچ عسکر را نسوختانده. دروغ است. اگر نیست، کجاست فیلمش.
ما: پس این آهنگ بازسازی شده. خیلی بیمزه نشده؟
حمدالله: مزه شه زمانی میفامی که رییس صایب جمهور باشد و ما و فضلی صاحب و امرالله خان د پیشش د ضد زل بخوانیم.
ما: زل کیست؟
حمدالله: همو که حمدالله و امرالله مشترکا شکستش داد. صلح بی صلح و حالی هفت ماده داریم که هفت سال پاس بخیر صلح را میارد.
ما: پس امرالله و حمدالله دست یکی شود خدا میداند افغانستان کجا خواد رفت.
حمدالله: نی نی. ما که یکی شویم، طالب کجا خواد رفت. ای کلداریهای مردار د کدام گور جای خواد شد.
ما: کلداری مردار به کی میگویید؟
حمدالله: یکی از مردارترینش همو حقانی بود که حتا بویش در مراسم اعلام آزادیاش بینی ما و امرالله خان را اذیت میکرد.
ما: ولی مردم از حضور امرالله در آن مراسم بیشتر اذیت شده بهنظرم.
امرالله: جناب مشاور صایب سلام. ببخشید که بیتقتق آمدم در وقت مصاحبه. همی سوال واقعا از دلم بود. طاقت نیاوردم.
حمدالله: جناب معاون صاحب خوش آمدید هیچ مشکلی نیست، الحمدالله همهی ما تابع قانون افغانیت و اسلامیت هستیم. ای خبرنگار مسأله را فامیده. ما و شما را میگوید «امرالله محب».
امرالله: به خداوند قسم که بوی بد او کلداری را از بینیام دور کرد. چگ ته پرتو جوان!
ما: امرالله محب صایب مه چگ ندارم، ولی بین امرالله و محب در عکس یک خط میاندازم. بینی میخوای؟
امرالله: اوووف! بینی نگو، علی خان بگو. قهوه را د جانم زار کد. د یک ساعت مرا د بینی رساند ای بیبینی و بدبینیها.
ما: صالح صاحب شما چه رقم د بینی میرسید؟
امرالله: به بینی رسیدن به لحاظ علمی دو راه دارد. یا از دهن به بینی میرسم یا از کلهام.
ما: دیروز چطور به بینی رسیدید؟
امرالله: روشن است. از کله ام. در کدام تلویزیون خو مصاحبه نکردهام که از دهنم استفاده کنم.
ما: پس با اون همه بینی بد که در مغز تان است، چه کار میکنید؟
امرالله: قسم به ذات خداوند که «حق هزاره به اندازهی بینیاش هست. وقتی خدا بینی تقسیم میکرد و نوبت هزاره که رسید برایش بینی کوچک داد و گفت دلت میگیری یا بیبینی میباشی.»
ما: بینی مه مشکل دارد؟
امرالله: نی نی. لطفا این قدر بینی بینی نکو که همو بوی کلداری مردار باز مرا د بینی میرساند.
ما: پس او کلداری هم شما را به بینی میرساند.
حمدالله: بلی بلی. امرالله خان را سه چیز به بینی میرساند. او مقاله پارسالش در مورد دفتر فضلی. مقاله شما در مورد نظام علی خانی و همی رهایی انس حقانی.
ما: امرالله محب صاحب تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید. امیدوارم بینیتان بلندتر باشد.
امرالله محب: مشترکا از کشف این حقیقت که ما امرالله محب هستیم تشکر. ما بهصورت ویژه سعی خواهیم کرد که تا مراسم تحلیف بعدی دیگر، امور انتخابات، صلح و جنگ را با شهامت و افغانیت مشترکا به پیش ببریم.
ما: من واقعا از هر دویتان در خواست میکنم که چگتان را پرتید. ضمن اینکه امرالله محب هستید. اما مردم باید تفاوتی را بفهمد که غیر از حوزهی کاری یکیتان امرالله هستید و دیگرتان حمدالله.
حمدالله: مه فکر میکنم که مردم میفهمد که مسئول کمپین دیجیتل بودم و کارای فیسبوکیام در 2014 را به یاد دارد. همیطو که حالا از امرالله خان را خوش دارند. در ضمن محب یعنی بسیار نزدیک به رییس صایب و صالح یعنی که نو اصلاح شده و در جمع پیوسته.
امرالله: مردم میدانند که من به دلیلی در ارگ هستم که ضمن کمک در موضوعات امنیتی و جنگی و صلح، به کمپین ما در فیسبوک نیز محب صاحب را همراهی کنم.
