عیسا قلندر
دیروز رییسجمهور محمداشرف غنی، شهردار کابل آقای محمدذکی سرفراز را به خدمت فراشتافت تا در مورد کارکردهای شهرداری و مشکلات شهرداری گزارش بگیرد. آقای سرفراز که برای اولینبار خدمت رییسجمهور شتافته بود، گزارش بسیار جامع از فعالیتهای شهرداری کابل و تصویر بسیار روشن و تریدی (3D) از مشکلات این نهاد حیاتی شهر کابل ارایه کرد.
آقای سرفراز ابتدا در مورد چندین پروژه که در حال تطبیق است گزارش ارایه کرد، سپس در مورد مشکلات صحبت کرد. وی در خصوص ازدحام ترافیک به رییسجمهور گفت: «جناب رییس صاحب جمهور شما کابل را بهتر از من میشناسید. ازدحام روز به روز زیاد میشود. یک دلیل ترافیک 24 ساعتهی شهر کابل این است که کابل سگ زیاد دارد. بعضی از این سگها فقط سگ است و با یک گمشو کمی سست میکند، یعنی کمی گوشه میشود، اما عدهای از این سگها خیلی سگاند. جاده را بهروی بقیه میبندند و بسیار عفعف میکنند. در نتیجه مردم کابل که بسیار مردم احتیاطکار میباشند، یکی پشت دیگر توقف میکنند و جادهها بند میشود.» در این قسمت رییسجمهور سرش را تکان داد و گفت «من بهصورت بنیادین با این مسأله موافقم و چندین سال این مشکل را به چشم سر دیدهام. اما شایستهی یک حکومت منتخب نیست که وقت و انرژیاش را صرف سگها نماید.»
سپس آقای شهردار از مردم غرب کابل به پیشگاه مقام عالی ریاستجمهوری شکایت نموده گفت «85 درصد غرب کابل ساحات غیرپلانی است و اگر خداوند مهربان گردن مرا بسته نکند، به جرأت میتوانم بگویم که بیشتر از یکونیم میلیون نفر در این ساحات غیرپلانی زندگی مینمایند. سرکهایشان تنگ و نفوسشان زیاد است. در آنطور یک شبکهی اجتماعی نیست که این مردم از سرک تنگ و نبود پولیس ترافیک شکایت نکنند. حتا تعدادشان زیر استاتوسهای ارگ ریاستجمهوری مرا منشن کرده شکایت میکنند که گویا من بیتوجهی میکنم. درحالیکه من چندین بار به ادارهی عالی امور ریاستجمهوری و وزارت محترم مالیه پیشنهاد کردهام که اگر سرکهای معیاری برای این ساحات نمیسازید، حداقل چند پولیس ترافیک استخدام و به این ساحات اعزام کنیم. اما جلالتمآب شما میدانید که اولویتهای حکومت چیزهای دیگر و جاهای دیگر است. بنابراین، بنده عرایضم را در این زمینه خلاصه کردم و هرطور که صلاح میدانید هدایت خواهید داد.»
به تعقیب آقای سرفراز یکی از مشکلات جدی دیگر شهر کابل را چنین برجسته کرد: «جلالتمآب رییس صاحب جمهور اجازه بدهید یکی از مشکلات عمدهی دیگر شهر کابل را با بیتی از مولانا جلالالدین محمد بلخی خدمت شما ارایه نمایم.
حاجی نشسته بیخ سرک تاب ندارد
ویران شود آن شهر که تشناب ندارد
چند باب اگر دارد هم از بخت بد ما
یا قفل به در خوردهاند یا آب ندارد
جلالتمآب رییس صاحب مردم از این بابت شکایت دارند. این یک ضرورت بسیار جدی است. متأسفانه در بودجه سال مالی 1399 بازهم برای اعمار تشناب وجهی اختصاص نیافته، ما به نمایندگی از مردم کابل از شما خواهش میکنیم یا به وزارت مالیه دستور اختصاص بودجه بدهید یا خود از کد 91 در حق مردم و در حق شهر کابل لطف نمایید. اگر هیچ راه چاره نیست، من میگویم پول قرض بگیریم و تشناب اعمار کنیم. سپس حاجتمندان را بلیت بدهیم و اینگونه خیلی زود مبالغ قرض جمعآوری خواهد شد. در این زمینه هم هرطور لازم دانید، حاجت مردم را روا خواهید داشت.» گفته میشود رییسجمهور در این قسمت به یکی از تجار ملی تماس گرفت و طرح اعمار تشناب در سراسر کابل را به او پیشنهاد نموده و قول داد که تا 20 سال آینده تمام درآمد این تشنابها بدون حتا نیم درصد محصول مالیاتی از خودش باشد.
در اخیر رییسجمهور خطاب به شهردار کابل گفت «طرح بهسازی چهارراهیهایتان همه جا جواب نداده. شما همان نقشه را که در چهارراهی واقع در سرک چهل مترهی میدان هوایی کار کردهاید، در چهارراهیهای واقع در جادههای دهمتری هم به کار بردهاید. این کارتان بهشدت اشتکانه است. نگران ازدحام ترافیکی نباشید، چرا که یک گروپ بهصورت بنیادین در این زمینه مصروف لابیگری است. هرچقدر ازدحام ترافیکی بالا باشد، به همان میزان ما این شانس را داریم که مبالغ هنگفتتری از کمکهای بلاعوض را دریافت کنیم. در خصوص استخدام پولیس ترافیک و اعزام آنها در غرب کابل هدایت میدهم که این کار را نکنید. شما اگر 20 پولیس ترافیک را به غرب کابل بفرستید، در حقیقت 20 نفر به تعداد منتقدین حکومت اضافه کردهاید. شاعر میگوید «با ما نشینی ما شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی.» در خصوص تشنابها، اولویت مدرن فرق میکند. جهان بهصورت بنیادین در تلاش تولید تابلیتی است که مصرفکنندگان آن را هرگز تشناب نخواهد گرفت. بنابراین صبر پیشه میکنیم تا ببینیم سرنوشت ما را به کجا میرساند. در خصوص کد 91، اگر فقط یک بار دیگر چشم به این کود داشته باشی، کاری میکنم که تا پایان عمر از کود پنجاهویکت دستمال کاغذی خریده و اشکهایت را پاک کنی. برو بخیر.»
