سِلو کاکا! بان که واقعیت معلوم شود | طنز

اطلاعات روز

عیسا قلندر

نمی‌دانم چرا هر اتفاقی در کابل می‌افتد، من به یاد سرگذشت‌هایم در قریه می‌افتم. یادم است سال‌ها قبل که هنوز موبایل و انترنت به منطقه ما نرسیده بود، ما زمستان‌ها در مسجد جمع می‌شدیم. بزرگ‌ترها قصه می‌کردند و ما محو شنیدن می‌شدیم. یکی از روزها برف لم‌لم می‌بارید، یکی از ریش‌سفیدان قریه به ما نصیحتی کرد به این مضمون «بچا امروز شما را نصیحتی می‌کنم، امیدوارم تا دیروقت‌ها یادتان بماند. دنیا آدم‌های عجیب‌وغریب زیادی دارد. یکی از این عجیب‌وغریب‌ها، کسانی‌اند که خبرها را چُنگگ کرده نقل می‌کنند. از راستی‌اش کم می‌کنند و دروغ به آن علاوه می‌کنند و مردم را با خبرهای دروغ سرگرم می‌کنند. گاهی وقت‌ها این خبرهای دروغ باعث جنگ و دشمنی می‌شود. شما هر وقتی با چنین آدم‌ها روبه‌رو شدید، از آن‌ها فاصله بگیرید. به آن‌ها اعتماد نکنید چرا که این آدم‌ها هیچ اهمیتی به بقیه نمی‌دهند. همین‌که ببینند مردم بر اساس خبرهای آن‌ها حرکت می‌کنند، شاد می‌شوند. این طایفه بیش‌تر وقت‌ها به‌منظور به جان هم‌انداختن آدم‌ها چنین رذالتی انجام می‌دهند. فهمیدید؟»

آن پیره‌مرد خدابیامرز عادت داشت سخنانش را با سوال تأکیدی «فهمیدید؟» به پایان برساند. اما نگفتید در کابل چه اتفاق افتاده که من یاد این نصیحت ده‌ها سال پیش افتاده‌ام؟ خدمت‌تان عرض می‌کنم. چند روز پیش وقتی در صفحه‌ی فیس‌بوک پایین پایین می‌رفتم دیدم یکی از دوستانم نوشته که «مولانا عبدالله‌ی بی‌غیرت! تو از چه وقت تا به‌حال ایقه جرأت پیدا کردی که به قوم پرافتخار هزاره و مذهب بی‌نظیر جعفری اهانت کنی؟» همین‌طوری پایین پایین می‌رفتم و رنگ‌رنگ پُست در مورد او می‌خواندم. تا این‌که چشمم افتاد به استاتوس عالمانه‌ی یکی از مقامات بلندرتبه‌ی دولت. این مقام بلندپایه نوشته بود که مولانا عبدالله یک فرد نیست، یک تیم ثبات و همگرایی و یک قوم شمالی است، بنابراین آنچه مولانا گفته، تنها حرف خودش نیست، باید همراه با مولانا، تیم ثبات و همگرایی هم از سر راه برداشته شود. به‌دنبال این مقام چشمم افتاد به صفحه‌ی یکی از مشاورین رییس جمهور. مشاوری ‌که اغلب اوقات سوار موتر به ورزش سالم کوهنوردی می‌رود. دیدم او هم از این‌که یوناما آن کمیشنر را متهم به اهانت قومی و مذهبی کرده، ابراز خرسندی نموده و از مسئولین خواسته که هرچه عاجل او را از کمیسیون دور و در محکمه گور کنند. دیگر صبر و طاقتم تاق شده بود و خونم به جوش رسیده بود. تصمیم گرفتم به هر قیمتی شده خودم را به مولانا عبدالله نام برسانم و بزنم شکل هندسی دهانش را تغییر بدهم.

لحظه‌ای‌که داشتم از عصبانیت به آن کمیشنر، انواع ناسزا می‌گفتم، ناخواسته چشمم افتاد به استاتوس یکی از رفقا که همه را به آرامش دعوت کرده بود و گفته بود «شاکی موجود، مشکوک موجود، کسی که مورد اهانت قرار گرفته موجود، کمیسیون و محکمه موجود. بیایید اول مطمئن شویم این اتفاق افتاده، بعد سنگ ایستادگی علیه اهانت‌های قومی مذهبی را به سینه بزنیم. این‌رقم قشنگ می‌آید. نه این‌که هر پُفیوز و دریوزه‌ی‌که داد از اهانت قومی زد، ما هم بی‌هیچ درنگی، تحقیقی، صبری، شروع کنیم به بلوا. به رسوایی. به تفرقه و حساسیت‌های قومی مذهبی.»

دیدم همین آدم با آن‌که نه رییس دفتر کسی است و نه مشاور ریاست‌جمهوری، اما سخنش منطقی است. شعله‌ای را که قبلا زیر احساساتم روشن کرده بودم، خاموش کردم. در کنج خودم نشستم و روی رییس دفتر آقای دانش که داد از اخلاق و رفتار انسانی می‌زند و روی آن مشاور بی‌نظیر خط کشیدم. با خود گفتم این بزرگواران گوش مردم را بیخی دراز فرض می‌کنند و با نشر دروغ و خبرهای ناقص می‌خواهند یک قوم را به جان قوم دیگر بیندازد. از این‌که پیش از هرگونه بی‌آبرویی به این نتیجه رسیده بودم، به خودم یک آفرین بزرگ دادم و عکسم را از جیبم کشیده چند بار بوسیدم و گفتم: «او عیسا او ما صدقه تو شوم، به‌خدا سم‌صحیح هوشیار آدم استی. هیچ‌وقت زود جوش نزن. شاید نصف دوستانت از همان منافقون والکاذبون باشند که برای رسیدن به بست و معاش و قدرت، هر سناریویی را می‌نویسند و هر نقشی را بازی می‌کنند. حوصله کو بچیم حوصله.»

چنین شد که من به یاد آن پیره‌مرد و سال‌های بدون انترنت و قریه افتادم. آن‌وقت مسجد نقش مرکز توزیع اطلاعات را داشت. ما هرچه از دنیا می‌دانستیم، حرف‌هایی بود که در مسجد از دیگران شنیده بودیم. اما حالا گردش اطلاعات سریع شده. ما این امکان را داریم که اطلاعات دقیق را به‌دست آوریم و به شایعات اهمیت ندهیم. بگذاریم شایعه‌سازان کل زور و انرژی‌شان را مصرف کنند، اما ما با یک «ههههههههههه. سیلو کاکا! بان که واقعیت معلوم شوه» به آن‌ها بفهمانیم که گوش ما دراز نیست.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه