برق آمد، برق رفت | طنز

اطلاعات روز

عیسا قلندر

همین پریروز به‌خاطر گرفتن امر تبدیلی میتر برق به ریاست برشنا رفته بودم. میتر برق خانه‌ای که ما در آن می‌نشینیم، این اواخر گیج شده. یک‌دفعه بِل برق می‌آید 14 افغانی. وقتی می‌رویم که 14 افغانی پیسه برق را تحویل بدهیم، کابل‌بانک ما را 25 افغانی دیگر جریمه می‌کند. دفعه‌ی دیگر بِل برق می‌آید، 32 هزار و 760 افغانی. از چهار جای پایین‌تر از کمر خویش چُندُک می‌گیریم که اوه خدا! این چه رقم بِل است. فلهذا بعد از غور بسیار، به این نتیجه رسیدیم که آخرین راه‌حل این است که میتر برق را تبدیل کنیم که نه 14 افغانی بیاید و نه 32 هزار و چندصد افغانی.

عریضه‌ام را از این شعبه به آن شعبه و در آخر از همه شعبه‌ها باید به ریاست این شرکت جهت امضا و مهر می‌بردم. وقتی به سکرتریت مقام ریاست شرکت رسیدم و عریضه‌ام را تحویل دادم که امضا و مهر مقام ریاست را بگیرد، به من گفت: «فعلا برق نیست، رفته بیرون. عریضه‌ته بان صبا بیا.» طرف لامپ‌های آویزان از سقف سکرتریت مقام نگاه کردم که همه روشن است. گفتم: «برق است او بیادر! اینه لامپای‌تان روشن است.» همه خندیدند. به خودم مشکوک شدم، گفتم نکند خدای ناکرده وقتی پیش دروازه‌ی شرکت چندبار عطسه زدم محتویات گلویم کنده شده و هم‌اکنون روی جاکتم برق می‌زند. خودم را چِک کردم، چیزی نبود. با عصبانیت از یکی از کارمندان سکرتریت پرسیدم که به چه می‌خندید؟ خانه‌ی آن کارمند آباد. فهمید که به من برخورده، پس با مهربانی توضیح داد «بیادر جان! سرت بد نخوره. از بس برق شهرها مدام قطع و وصل می‌شود و مردم از رفت‌وآمد برق شکایت دارند، حالی در تمام ادارات دولتی رییس برشنا را مردم برق می‌گویند. هرجای که می‌رود مردم از روی تمسخر می‌گویند که بسم‌الله برق آمد! وقتی ما می‌گوییم برق نیست، بیرون رفته؛ منظور ما رییس صاحب است. وقتی که رییس صاحب نباشد، عریضه‌ی شما امضا نمی‌شود. به همین خاطر شما عصبانی نشوید و بروید فردا بیایید بخیر. تا فردا برق شاید بیاید.»

آخر کارم نشد. از ریاست برشنا بیرون شدم و به یکی از رفقایم در ریاست اجراییه زنگ زدم که شکایت کنم و از او بخواهم واسطه شود که کار من زودتر اجرا شود. ماجرا را برایش شرح دادم. دیدم می‌خندد. چند فحش رفیقانه نثارش کردم و پرسیدم که چرا می‌خندد. او گفت: «همین دیروز در جلسه‌ی شورای وزیران، وقتی داکتر صاحب عبدالله عبدالله می‌خواست جلسه را شروع کند، بقیه از او خواهش کردند که صبر کند تا برق بیاید. داکتر صاحب هم طرف سقف و لامپ‌ها نگاه کرده، وقتی دیده لامپ‌ها روشن است، خطاب به اعضای جلسه گفته که «این برق نیست توبه لاحول ولا … است؟» منشی جلسه وقتی می‌بیند که داکتر صاحب عبدالله مثل همیشه پرت است، پیش‌دستی کرده و می‌گوید که منظور از برق رییس صاحب محترم شرکت برشنا است. چون آجندای مهم جلسه امروز برق است، همه منتظریم او به جلسه برسد. داکتر عبدالله در این قسمت می‌گوید که جناب برق شما 20 دقیقه قبل از دروازه داخل آمده، چطور به جلسه نرسیده؟ دستیار آقای امان‌الله غالب که قبلا در تالار رسیده بوده، می‌گوید که برق آمده، فعلا رفته تشناب. می‌روم صدایش می‌کنم. اما داکتر صاحب عبدالله مانع می‌شود و با تمسخر می‌گوید «بان مسکینه که با خاطرجمعی تشناب خوده بکنه. صدایش نکو که خدای نخواسته فیوزش نپرد. هههههههه». من همان‌طور که چند فحش خطرناک به ریاست برشنا داده بودم، چند تای دیگر را نثار ریاست اجراییه کرده، دوباره به طرف خانه آمدم.

در مسیر برگشت به خانه، به سبک بهلول دانا با خودم وارد سوال و جواب شدم. از خودم پرسیدم که چرا ریشخندی سر تا پای این مملکت را گرفته؟ بعد به خودم جواب دادم: «از بس وعده‌دادن و دروغ‌گفتن زیاد شده.» باز از خود پرسیدم که چه‌رقم وعده و دروغ زیاد شده؟ باز به خود جواب دادم: او بیادر! کور خو نیستی. رییس‌جمهورت وعده‌ده و دروغ‌گو. رییس اجراییه‌تان همی‌رقم. وکیل و وزیرت که بیخی از دُم قیضه کرده. طبیعی است که رییس برشنا هم یاد می‌گیرد. یک بار مماتی سالنگ در روده برشنا می‌درآید، یک بار برادران آقای غنی. یک‌دفعه برف زیاد می‌بارد و دفعه‌ای دیگر باد شدید می‌وزد و پایه چپه می‌شود. بیچاره برشنا هم کارش شده دورغ‌گفتن و وعده‌دادن. تا به‌حال به‌خاطر رای ما مردم، 27 سب‌استیشن را در اطراف کابل فعال و افتتاح کرده، اما برق همچنان در رفت‌وآمد است. شاید به همین خاطر رییس شرکت برشنا تبدیل شده به سمبول «برق آمد، برق رفت».

دیروز که رفتم، برق آمده بود و عریضه ما را هم امضا کرده بود. خانه برق آباد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه