فقط در افغانستان | طنز

سخیداد هاتف

فقط در افغانستان است که وقتی انتخابات برگزار می‌شود مردم به‌جای این‌که بپرسند «چه کسی برنده است؟» به همدیگر می‌گویند: «وزیر خارجه‌ی امریکا امسال زیاد مصروف سوریه و اوکراین است؛ خدا می‌داند چه وقت به افغانستان می‌آید و رییس‌جمهور ما را مشخص می‌کند.»

فقط در افغانستان تیتر روزنامه این می‌شود: معاون اول رییس‌جمهور برای دومین بار در پنج سال گذشته وارد پایتخت کشور شد.

فقط در افغانستان رییس‌جمهور مملکت فکر می‌کند که تا ما صادرکردن برق به کشورهای دیگر را آغاز نکنیم، خودمان هم نباید برق داشته باشیم.

فقط در افغانستان وقتی وزیر دفاع اعلام می‌کند که قصد دارد گروه‌های تروریستی را سرکوب کند، مردم شُله‌ی نذری می‌پزند و دعا می‌کنند که رییس‌جمهور او را به‌خاطر این موضع‌گیری خطرناکش به دادستانی کل و دادگاه معرفی نکند.

فقط در افغانستان یک شاگرد صنف هفتم مکتب این قدرت را دارد که در صفحه‌ی فیس‌بوک خود بنویسد «هفته‌ی گذشته 35 هزار نفر در زندان پلچرخی تیرباران شده‌اند» و نیم میلیون آدم را به تظاهرات در برابر آن زندان فرا بخواند و یک میلیون آدم به دعوت او در آن‌جا جمع شوند و در نتیجه‌ی به خشونت کشیده شدن تظاهرات 34 نفر کشته و زخمی شوند.

فقط در افغانستان یک زن فمینیست به‌خاطر این‌که یک زن مظلوم را از چنگ یک شوهر خاین و ستمگر رها کند، با آن شوهر خاین و ستمگر ازدواج می‌کند و می‌گوید: «چاره‌ای نداشتم. من نمی‌توانستم آن زن مظلوم و نازنین را در چنگ این ابله ببینم.»

فقط در افغانستان 17 هزار نفر فکر می‌کنند که اگر مقاله‌ای را از روزنامه بگیرید و جای فعل و فاعل و مفعولش را تغییر بدهید و میان هر بند چند تا «آه!» بگذارید، شعر سپید تولید کرده‌اید و مجموعه‌ی شعرتان آماده‌ی آراسته شدن به زیور چاپ است.

فقط در افغانستان مردم ادعا می‌کنند که دیگر تا دنیا دنیاست قهرمان ملی‌مان یکی است و دیگر نه امکان دارد و نه قابل قبول است که کسی دیگر هم قهرمان ملی شود.

فقط در افغانستان یک رهبر جهادی به بادیگاردهای خود می‌گوید: «آماده شوید. امروز به محفل یادبود کمونیستِ کافرِ جلاد، رییس آدمکش خاد، زنده‌یاد شهید داکتر نجیب‌الله احمدزی دعوت هستم.»

فقط در افغانستان «درس معلم ار بود زمزمه‌ی محبتی، جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را» و به آن طفل گوید: «15 هزار آوردی؟ به پدرت بگو 45 هزار دیگر هم بفرست، اگرنه پسر دیگرت را هم ناکام می‌سازم.»

فقط در افغانستان یک قصاب می‌تواند به مردم گوشت خر و سگ بفروشد و وقتی بازداشت شد، برادرش به مخالفان مسلح بپیوندد و دولت مجبور شود به‌خاطر دلجویی از آن برادر ناراضی به قصاب مذکور جواز فروش گوشت پشک و چلپاسه نیز صادر کند.

فقط در افغانستان تا آدم می‌خواهد از پولیس حمایت کند می‌بیند که آن پولیس در حال لت کردن کراچی‌وان است و تا می‌خواهد بگوید «زنده باد وزیر داخله که آن پولیس خشن را بازداشت کرده» می‌بیند که وزیر داخله با لگد به شکم یک زن حامله زده و تا می‌خواهد از رییس‌جمهور تشکر کند که آن وزیر داخله‌ی بی‌معرفت را برکنار کرده، اطلاع می‌رسد که رییس‌جمهور یک طالب متمایل به داعش را برای پست وزارت داخله پیشنهاد کرده.

فقط در افغانستان مردم وقتی طنزی را می‌خوانند می‌گویند: کاکا، اولا این طنز نیست، خبر است. ثانیا، طنزی را که فحش و فضیحت نداشته باشد زیر بالشتت بگذار که شب گردنت قات نخورد بی‌ناموس.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه